
المپيكها پيوسته شاهد اتفاقات منحصر به خود بودهاند؛ اتفاقاتي كه گاهي سنبل يك دوره ميشود. يك بار قهرماني انكار ضدنازي را مقابل هيتلر به نوعي ابراز ميكند، در المپيكي ديگر، ورزشكاري با دستكشهاي سياه روي سكوي اول اعتراض خويش به نژادپرستي را فرياد ميكند.
المپيك اما پيوسته از نظر ورزشي جذاب بوده و نمايشگاه اراده آدميان در مقابله با عوامل بازدارنده سر راه موفقيتهاي ايشان است. يك روز كشتيگير كرهاي با وجود غده بزرگي درون شكمش بيآنكه مسكن مصرف كند بر سكوي اول ميايستد و اعلام ميكند: مسكن نخوردم تا متهم به دوپينگي نشوم. امروز هم يك دختر ۱۶ ساله چيني آنقدر سريع شنا ميكند كه حتي از ركورد مردان پيشي ميگيرد و در جواب كساني كه او را متهم به استفاده از مواد نيروزا ميكنند، ميگويد: هرگز از مواد ممنوعه استفاده نكردم بلكه موفقيت خود را مديون ۱۰ ساعت تمرين در هر روز هستم؛ تمريناتي كه سالها استمرار داشته است!
آري، المپيكها آموختنيهاي فراوان دارد، فقط بايد دانشآموزان خوبي باشيم.
بايد بياموزيم كه ۱۰۰ ساعت سخنراني به اندازه يك ساعت تمرين كارساز نيست و اگر ميخواهيم برتر از ديگران باشيم، چاره نداريم جز آنكه بيشتر از آنان تلاش كنيم!
وقتي قايقران ما در ميان شش پارو زن آخر ميشود يعني اينكه پنج نفري كه از او زودتر به خط پايان رسيدهاند بيش از او تلاش كردهاند و زماني كه پرچم كشوري به اهتزاز درميآيد، معنايش اين است كه آن كشور در جميع جهات بهتر از ساير ممالك تدبير و عمل داشته است.
تكنولوژي موجود در كشورها البته در فرآيند پرورش و آمادهسازي قهرمانان تأثير انكارناپذيري دارد، اما وقتي چينيها از امريكا، روسيه، انگلستان و... پيش ميافتند، معنايش اين است كه برنامهريزي، اراده و همت انساني ميتواند فواصل علمي و تكنولوژيك بين كشورها را تا حد زيادي جبران كند.
يادمان باشد كه در بازيهاي آسيايي تهران همين چين پس از ژاپن و ما در رده سوم ايستاديم اما در ورزش قاره كهن بيرقيب است و در المپيكها قدرتي انكارناپذير!
آسياييهاي ديگري نيز هستند كه به جاي درگيري با هم به ارتقاي سطح كيفي ورزش خود ميپردازند و با تعصب روي تك تك مدالها صحنههاي به يادماندنياي را ثبت ميكنند، مثلاً شمشيرباز زن كرهاي بعد از آنكه بر اثر اشتباه مسلم داوران، طلا را با نقره عوض ميكند، يك ساعت روي تخته مبارزه اشك ميريزد تا دنيا بفهمد او اول شدن را بيش از دومي دوست دارد، در واقع او به من و شما ميآموزد كه دوم شدن هم گريه دارد! نه آنكه دهها سال دهم شويم و با وقاحت از تجربهاندوزي سخن بگوييم!
الغرض؛ المپيك زيباست به شرط آنكه فقط به دنبال زشتيهايش نباشيم، المپيك دانشگاه است به شرط آنكه آموختن را دوست داشته باشيم. «چشمها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد».