کد خبر: 470595
تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
محمدصادق دهنادي

يكي از تلاش هايي كه دشمنان اسلام، در سال‌هاي اخير نهايت اهتمام خود را در حوزه افكار عمومي مصروف به آن كرده‌اند، اين است كه در قالب ايميل‌هاي بي‌نام و نشان، برنامه‌هاي رسانه‌اي هدفمند، مقالات، تحليل‌ها و تبليغات نشان بدهند كه انقلاب امام خميني يك پروژه ناتمام يا شكست خورده بود و چيزي است كه با تمام وجود احتياج به تغيير و تجديد نظر دارد. 

گرچه شايد در اين زمينه، هيچ‌گاه علم و فناوري، پيشرفت‌هاي صنعتي و اقتصادي و شاخص‌هاي توسعه انساني مانند رشد سواد و مطالعه نمي‌تواند دستاويز مناسبي براي مهاجمين در اين پروژه بهانه جويي و دروغگويي باشد اما بي‌شك حوزه فرهنگ، از آن حوزه هايي است كه به دلايل مختلف ظرفيت بهانه جويي درباره آن توسط دشمنان وجود داشته است. 

با اين حال، ايام سالگرد عروج ملكوتي امام راحل رضوان‌الله عليه فرصتي مناسب براي يادآوري نگاه، اهداف و دستاوردهاي نهضتي است كه به معماري آن پير فرزانه و روشن ضمير در تمدني به نام جمهوري اسلامي ايران بنا نهاده شد. 

اخلاق عمومي و آرماني به نام جامعه اسلامي 
در جامعه ما، القاي اين مطلب كه فرهنگ عمومي بعد از سال‌هاي انقلاب دچار عقب نشيني و پسرفت شده، سابقه طولاني دارد، يعني اين گزاره نادرست كه اخلاق و گرايش‌هاي عمومي در زمان طاغوت بهتر از زمانه حاضر بوده است. مبارزان زمان ستمشاهي و حتي بچه‌هاي دفاع مقدس محصول فرهنگ طاغوتي بوده‌اند و بچه‌هاي امروز و ناهنجاري هايشان محصول شرايط انقلاب، از مواردي است كه به حدي در جامعه به قصد نا اميد كردن مردم، تكرار شده كه بسياري از اقشار و آحاد مذهبي جامعه نيز گويي آن را پذيرفته‌اند. 

بي اشك اين انگاره نادرست ريشه هايي دارد كه قبل از پرداختن به دستاوردهاي نهضت و نگاه امام در عرصه فرهنگ عمومي بايد به آن اشاره‌اي هر چند اندك و كوتاه انداخت. 

۱- اين نقص را بايد پذيرفت كه در بين مردم و مسئولان تصوير و افقي شفاف درباره جامعه اسلامي وجود ندارد، به اين معني كه اگر بپذيريم جامعه زمان پيامبر هم جامعه آرماني ما مسلمانان است، ما درباره جامعه پيامبر هم اطلاعات مناسبي نداريم. خط كشي كه بشود مي‌توان جامعه را با آن به درستي سنجيد و نتيجه گرفت كه چقدر با جامعه آرماني فاصله دارد يا ندارد. 

۲- يكي ديگر از ضعف هايي كه به تحليل اشتباه عمدي دشمنان درباره نقش نهضت امام در رفتار و گرايش‌هاي عمومي منجر مي‌شود، نقص همه ما در مقايسه مطلوب و درست است. به اين معنا كه عمدتاً مقايسه هايي كه انجام مي‌شود، منطقي نيست و آن دو چيزي كه مورد مقايسه قرار مي‌گيرند، اساساً در تراز مقايسه نيستند. به عنوان مثال تصور كنيم كسي به خاطر شباهت لفظي شير خوردني و شير درنده اين دو مفهوم را با هم مقايسه كند.
 قطعاً اين مقايسه منطقي و معقول نيست. بي‌شك اين سخن حرف گزافي نيست كه فرهنگ و فكر انساني در جهان جديد فقط از لحاظ لفظي با فرهنگ و فكر انسان قديم‌تر داراي شباهت است، والا تقريباً نمي‌توان هيچ شباهت محتوايي ديگر را پيدا كرد.
۳- يكي ديگر از بيراهه‌هاي اصلي كه توسط دشمنان براي ابتر خواندن فرهنگ انقلاب اسلامي از آن سوء استفاده مي‌شود، عدم اولويت بندي ارزش‌هاي خوب و بد در جامعه اسلامي است. در اينجا سخن اين نيست كه نبايد جامعه به گناهان صغيره حساس باشد، ولي گاهي شده كه بسياري از ما به دليل يك خطاي كوچك يك حركت بزرگ را تخطئه مي‌كنيم و اين خصيصه‌اي است كه عموم ما را به اشتباه مي‌اندازد. 

در زمان مبارزات نهضت اسلامي هم چنين بوده كه بسياري امام را براي اتفاق افتادن برخي خطاهاي انساني عادي كه در هر عصر و زماني عموماً وجود دارد، ملامت مي‌كردند، به عنوان مثال درباره حضور زنان بي‌حجاب در راهپيمايي‌ها به ايشان اشكال مي‌نمودند يا در موارد مشابه، برخي ملاك‌هاي ظاهري را بر نكته بسيار مهم‌تر كه حركت درست ملت به سمت جامعه كريمه است تخطئه مي‌نمودند. بي ترديد مي‌توان بدون هيچ تحليل اضافه‌تر و اشاره به موارد بيشتري، با اين مقدمه سه گانه به نتيجه رسيد كه چرا نه تنها دشمن در سياه نمايي فرهنگ ما موفق است، بلكه خودمان هم در تحليل كاركردهاي انقلاب چطور به اشتباه مي‌افتيم؟ 

امام خميني از جامعه چه مي‌خواست؟
يكي از شاه بيت‌هاي وصيتنامه حضرت امام (ره) توجهي است كه اين يار سفر كرده به جامعه دارد و رضايتي است كه امام در نهايت راه پرافتخار خود از اين اجتماع از امتش ابراز مي‌كند، چنان كه مي‌فرمايد: مردم عصر ما از مردم عصر رسول الله(ص) و از جامعه زمان ائمه(ع) بالاتر و ارزشمندتر ظهور كرده است. 

بي‌ترديد، كارنامه مردم در مقابل فتنه‌هاي بسيار پيچيده ۲۳ ساله بعد از امام نشان مي‌دهد، جايگاه جامعه ما در اين زمينه هايي كه مورد نظر امام بوده، بالاتر رفته كه پايين‌تر نيامده و به رغم همه انتقادها و آسيب هايي كه به فرهنگ عمومي وارد است و خود ما نيز داعيه پيگيري آن را داريم، بايد جامعه منبعث از نگاه امام و ويژگي‌هاي مثبت اين جامعه را بهتر و بيشتر مورد تأكيد قرار داد. 

امروز گرچه به خاطر چند شل حجابي و انتشار عكس‌هاي آن در شبكه مجازي اينطور القا مي‌شود كه فرهنگ جامعه از دست رفت و با اعتقاد به اينكه در عالم واقع براي مسئله حجاب و برخي رفتارهاي ناهنجار بايد فكري كرد، نبايد فراموش كرد كه عده‌اي بر كوبيدن بر طبل ضعف‌ها نمي‌خواهند، واقعيت‌هاي بسيار مهم‌تر فرهنگ امام خميني كه در جامعه سه نسل پس از ايشان در حال ثمر دادن است را درك كنند. 

واقعيت اين است كه روح دلاوري، سرفرازي، خودباوري، سختي كشيدن براي آرمان ها، گذشت، مشاركت عمومي و علاقه و حساسيت روي سرنوشت، همبستگي ملي بين اقوام و گروه ها، پيشرفت آحاد جامعه به ويژه تحصيلكردگان در مسائل اعتقادي( چيزي كه دانشگاه از اساس ايجاد شد كه از بين ببرد و در زمان طاغوت تا حدي هم موفق بود)، نجابت هنر و. . . چيزهايي است كه بايد با معيارهاي درست و حساب شده مورد ارزيابي قرار بگيرد تا مشخص شود كه اولاً نتيجه نهضت امام در حوزه فرهنگ محدود به چند شاخصه ظاهري نيست ثانياً چرا جامعه جهاني اين همه از اجتماع دست پرورده روح الله مي‌ترسد و درصدد نابودي آن است (جامعه و فرهنگ مضمحل كه تهاجم فرهنگي نمي‌خواهد) و ثالثاً از همه مهم‌تر آينده جامعه ما در مسير ولايت روشن و اميدوار كننده است.

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار