با اين وجود اما با نگاهي به «سبك زندگي» امروز خانوادههاي ايراني در مييابيم، از خوراك و پوشاك گرفته تا اخلاق و رفتار و منش و ارتباطات نسلهاي مختلف در خانوادهها دچار تغيير اساسي شده و نمودار اين تغييرات در بسياري از موارد از محدوده مثبت خارج شده است تا جايي كه اين مهم، هشدار كارشناسان را در پي داشته است. شايد اما دليل اصلي اين تغيير سبك زندگي و هويت اجتماعي افراد جامعه و خانوادهها را بايد در تغيير «فرهنگ مصرف» آنها ريشهيابي كرد، چراكه سبك زندگي بر مبناي سازمان اجتماعي مصرف شكل ميگيرد و بر نگرشهاي هنجاري مرتبط با مصرف تأكيد دارد. فرهنگ مصرف هم در سايه تبليغات تجاري است كه جهت مييابد و رفته رفته جامعه را به سمت و سوي تغييرات عميقي ميراند؛ تغييراتي كه اغلب چندان خوشايند نيست.
وقتي به تندباد انواع و اقسام تبليغات رنگارنگ نگاه كنيد، حس ميكنيد غولهاي سرمايهداري جهان دست به دست هم دادهاند تا از تمامي ظرفيت رسانهها براي تغيير ذائقه مردم به سمت مصرف بيشتر استفاده كنند و اينگونه بازار محصولاتشان را براي مدتهاي طولاني تضمين نمايند. حتي گاهي به روشني ميبينيم كه مصرف مبناي ساختار اجتماعي را تشكيل ميدهد و حتي خود من و شما از روي كفش، لباس، خانه و ماشين افراد درباره طبقه اجتماعي آنها اظهار نظر ميكنيم. پس در اينجاست كه مصرف، جايگاه «هويتبخشي» مييابد و معيار قضاوت درباره افراد ميشود. مهمترين آسيب اما زماني شكل ميگيرد كه افراد براي داشتن چيزهايي كه در زندگي آرماني به تصوير در آمده و در قاب تبليغات به آنها القا ميشود، ناگزيرند بيشتر و سختتر كار كنند. با اين وجود اما بر خلاف دنياي آرماني به نمايش در آمده در آگهيهاي تجاري، داشتن وسايل لوكس و غيرضروري نه دردي از خانواده دوا و نه آنها را به خوشبختي نزديكتر ميكند. اين مهم وقتي موعد ادا كردن بدهيهاي خانواده براي خريدن آنچه ديگران داشتهاند، ميرسد، بيشتر ملموس ميشود. فرسودگي روحي و جسمي در انتهاي اين مسير در كمين افراد نشسته است. در طولاني مدت اين فرسودگي سبب ميشود اعضاي خانواده از يكديگر دور و دورتر شوند و سردي روابط خانوادگي و شكاف ميان مادر و پدر و فرزنداني كه شب به شب، تنها چهره خسته و بيحوصله والدين خود را ميبينند و از مصاحبت با آنها هميشه محرومند، محصول تلاش پايان ناپذيري است كه اين سرپرستان خانواده براي داشتن كالاهايي كه در زندگي آنها جايي نداشت، اما تبليغات ضروريشان كردهاند. با اين وجود خانواده ايراني آنقدر اصالت دارد كه براي تمامي نقشها و جايگاههاي آن از فرزند گرفته تا پدر بزرگ و مادر بزرگ تعريف ويژهاي داشته باشد. شايد هنوز دير نشده باشد و بتوان براي اين ساختار كهن و اصيل فكري كرد و از تغيير سبك زندگي و به هم خوردن تعادل اين واحد و به تبع آن انحراف جامعه از مسير توسعه، تدابيري انديشيد و يكي از مهمترين اين تدابير، از طريق نظارتي كنترل شده بر تبليغات تجاري و آنچه رسانهها به افراد ارائه ميكنند، امكانپذير است.