
يكي از اين فعاليتها از طريق رسانه است. بدين معنا كه در هياهوي امپراتوري رسانههاي همسو در جهان امروز، ما بتوانيم از طريق رسانههاي خود صداي متفاوتمان را به گوش جهانيان برسانيم. البته در اين مسير بايد شيوه حرفهاي و استاندارد اين كارها در كنار پويايي آنها لحاظ شود تا مخاطب در انتخاب رسانهها رغبت كند. داشتن چنين جايگاهي سبب ميشود افكار عمومي جهان نه از كانال دشمنان كه از پنجرهاي حقيقي به ما و آرمانها و باورهايمان بنگرد و قضاوتي آگاهانه داشته باشد. در اين خصوص هر چند دير اما در يك دهه اخير به ويژه كارهايي شده كه شايسته تقدير است.
راه اصولي و مؤثرتر اما وابسته و رايزنيهاي فرهنگي ما در خارج كشورند. آنها در هر سرزميني كه هستند ميتوانند به نماد فرهنگي كوچكي از ايران بزرگ بدل شده و زمينه انتقال اين فرهنگ باستاني و غني را همراه با ارزشهاي اسلامي و انقلابي جامعه هدف منتقل كنند. سالها پيش و پس از جدايي بخش بينالملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و نيز ادغام چند مركز ديگر، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي به وجود آمد. اين سازمان در آغاز به سبب عدم تعريف دقيق وظايف از يك سو و سردرگميهاي ناشي از جدايي و ادغام از سوي ديگر، نتوانست آنگونه كه بايد و شايد به وظايف خود عمل كند. در ادامه اما باز هم سازمان فرهنگ و ارتباطات ندرخشيد و به عنوان يكي از فشلترين و آشفتهترين مراكز كشور باقي ماند. باري چندين مدير و رئيس عوض شد و هر بار اميد بود كه با آمدن چهره جديد، اتفاقات تازهاي بيفتد، ولي نيفتاد. اين تداوم در سردرگمي از اين نهاد حساس و عظيم باتلاقي ساخت كه كمتر مديري حاضر به ورود به آن و گرفتن سكان هدايتش بود چرا كه هر مديري كه ميرفت در سيستم معيوب آن حل ميشد و كمي بعد باز همان آش بود و همان كاسه.
باري در يكي دو سال اخير و با آمدن يك رئيس ديگر در اتاق رياست اين سازمان باز هم پيشبيني ميشد چرخ به رويه سابق بچرخد زيرا اصلاح ساختاري كه قريب به دو دهه بر يك منوال چرخيده كار آساني نبود.
اما پس از يك سال و اندي به نظر ميرسد اتفاقاتي در حال رخ دادن است. نگارنده كه خود روزگاري در اين مركز مشغول كار بوده و از چگونگي كاركرد بدنه اصلي آن آگاهي و همواره به كيفيت كاري آن انتقادات اساسي داشته،حيفش آمد پس از آن همه انتقادات گزنده اينك كه كاملاً آشكار است كاري و تحولي در حال انجام است از ذكر و تحسين آن خودداري ورزد. باشد كه نگويند روزنامهنگاران تنها كژيها را ميبينند و اميد آنكه تحول مقطعي و گذرا نباشد چرا كه حساسيت اين سازمان بسيار بيشتر از آن است كه در مقالهاي چنين كوتاه بگنجد.