در این میان چندین آبراه توانستهاند نقش خود را پررنگتر کرده و اهمیت سوقالجیشی را برای خود و منطقه به ارمغان آورند. اهمیت دریاها به گونهای برای کشورهای بزرگ دنیا حیاتی است که این چرچیل در اظهار نظری جالب میگوید: «پیروزی بریتانیا در جنگ جهانی روی امواج خلیج فارس به ثمر نشست»، از همین رو تنگهها را باید یک درجه بالاتر از بقیه آبراهها بررسی کرد.
هماکنون از میان دهها آبراه مشهور جهان ۴ تنگه نقش مهمی در حیات اقتصادی جهان ایفا میکنند که از میان تنگههای هرمز، جبلالطارق، بابالمندب و برینگ، سیادت آبراهها با تنگه هرمز است؛ کانال دریایی که کشورهای بزرگ و انرژیخیز خلیجفارس را به آبهای آزاد جهان وصل میکند. اهمیت تاریخی این تنگه به حدی بالاست که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بسیاری از کشورهای استعمارگر جهان بر سر حضور در این تنگه و در دست گرفتن قدرت این شاهراه با یکدیگر رقابت میکردند. این قدرتطلبیها با کشف نفت و تحول بزرگ در اقتصاد جهان به اوج خود رسید که پیروزی انقلاب اسلامی ایران نقطه پایانی بر زیادهطلبی این قدرتها بود.
اگر جهان را به بدن انسان تشبیه کنیم، خون حیات را باید نفت بدانیم و تنگه هرمز را قلب این بدن. در میان کشورهای حاشیه خلیجفارس، عربستان تنها بخشی از نفت خود را از این تنگه عبور میدهد اما بقیه کشورها از جمله عراق، کویت، بحرین، قطر و امارات راهی به جز صادرات نفت از این تنگه ندارند.
بیش از ۸۸ درصد نفت عربستان سعودی، ۹۸ درصد نفت عراق، ۹۹ درصد نفت امارات متحده عربی و ۱۰۰ درصد نفت کشورهای کویت و قطر و در مجموع به طور متوسط ۹۷ درصد نفت این کشورها از تنگه هرمز عبور میکند.
مسیرهای جایگزین زمینی که شامل خط لوله شرق به غرب، افزایش ظرفیت تولید نفت عربستان (در صورت آمادگی) تنها نیمی از حجم نفت عبوری از تنگه هرمز را پوشش خواهد داد. حال با فرض تأمین تمام نفت از طریق زمینی هزینههای احداث خطوط لوله، پمپاژ نفت و نگهداری و تأمین امنیت این مسیرها صرفنظر از زمان طولانی مورد نیاز (و تأمین نیاز بازار از ذخایر کشورهایی چون امریکا) باز هم دورزدن تنگه هرمز باعث افزایش چشمگیر قیمت نفت آن هم در دوره بحران اقتصادی کشورهای غربی خواهد شد.
کشورهای حوزه خلیجفارس با یکدیگر اختلافنظرهای زیادی دارند. روابط عربستان و قطر بر سر بسیاری از مسائل با چالش همراه است. کویت هم رابطه خوبی با امارات ندارد. کشور بحرین هم با توجه به رسیدن بهار بیداری اسلامی به آن منطقه با خواستههای امارات و عربستان همراه نخواهد بود. یکی از راهکارهایی که امارات پیشرو در اجرای آن است، پروژه «دلفین» است. این طرح میتواند نقش امارات را در منطقه حیاتیتر کند اما کشورهای حوزه خلیجفارس به آن تمایلی ندارند چرا که علاقهای ندارند امارات نقش مهمی در منطقه ایفا کند. چندی پیش وزیر امورخارجه امارات اعتراف کرد که اگر این پروژه عملیاتی شود تنها یک مسیر اضطراری است نه دائم.
از سوی دیگر شاید بسیاری از تعقیبکنندگان تحولات خلیجفارس بندر فجیره را برگ برنده غرب بدانند اما باید پذیرفت که هیچ بندرگاهی نمیتواند نیازهای انرژی جهان را بدون تنگه هرمز تأمینکند، بر اساس آمار اداره اطلاعات انرژی امریکا، روزانه ۱۷ میلیون بشکه نفت از طریق این تنگه به بازارهای بینالمللی صادر میشود که این رقم ۳۵ درصد کل ترانزیت نفت از طریق دریا را تشکیل میدهد. پروژه خط لوله نفت خام ابوظبی هم خط لوله ۳۷۰ کیلومتری است که قصد دارد روزانه ۵/۱ میلیون بشکه نفت خام را به دریای عمان برساند.
از جمله مسیرهای جایگزین، خط لوله انتقال ۷۴۵ مایلی معروف به خط لوله انتقال شرق به غرب است که از یک میدان نفتی در عربستان سعودی تا دریای سرخ امتداد دارد. خط لوله انتقال شرق به غرب ظرفیت اسمی تقریباً ۵ میلیون بشکه در روز را داراست.
مازاد نفت خام را میتوان به طرف شمال یعنی از طریق خط لوله
عراق– ترکیه به بندر جیحان در دریای مدیترانه پمپاژ کرد اما با انسداد خط لوله استراتژیکی که شمال و جنوب عراق را به یکدیگر متصل میکند، حجم انتقال نفت نیز کاهش یافتهاست.
غرب براساس نیازهای بلندمدت خود به انرژی نگاه میکند، به طوری که چندی پیش اعلام شد انگلیسیها قصددارند خرید گاز از نروژ را کاسته و واردات گاز مایع خود را از قطر افزایش دهند. در چنین شرایطی که نوع نگاهها به انرژی خلیجفارس عمیقتر شده، نمیتوان نقش تنگه هرمز را نادیده گرفت.