کد خبر: 455974
تاریخ انتشار: ۱۶ آذر ۱۳۹۰ - ۱۷:۴۲
هر طور حساب کنیم استقلال تیم برتر میدان است. چه روی کاغذ و چه در زمین و چه از لحاظ نفرات. اما فوتبال حساب و کتاب ندارد و ممکن است ده موقعیت آبی‌ها هدر شده و تک حمله سرخ‌ها به گل بنشیند. ولی در شرایط عادی آبی برنده دربی خواهد بود.
به گزارش اوج نیوز، احمد منشی زاده اولین گلزن دربی است. در آستانه بازی هفتاد و سوم دو تیم مطرح ایران گفتگویی با وی انجام شده است که می‌خوانید. ناگفته نماند گلزن اول دربی نکاتی را برای نخستین بار اظهار داشته است. نکاتی که تا کنون از دهان وی شنیده نشده است.


* از رقابت روز جمعه دربی بگویید. به نظر شما کدا یک از دو تیم برنده دیدار خواهند بود؟
- هر طور حساب کنیم استقلال تیم برتر میدان است. چه روی کاغذ و چه در زمین و چه از لحاظ نفرات. اما فوتبال حساب و کتاب ندارد و ممکن است ده موقعیت آبی‌ها هدر شده و تک حمله سرخ‌ها به گل بنشیند. ولی در شرایط عادی آبی برنده دربی خواهد بود.


* از اولین گل دربی بگویید.
- خدا رحمت کند علی آقای دانایی فرد را. من ۶ ماه مصدوم بودم و نمی‌توانستم بازی کنم. یک هفته مانده به آن دیدار علی آقا گفت باید بازی کنی. گفتم آماده نیستم و درد دارم. گفت من نمی‌دانم تو جزء ۱۱ نفر اصلی وارد میدان می‌شوی. دو سه جلسه تمریم نیم بند داشتم و داخل زمین رفتم. هنوز دردها باقی بود. ولی بازی کردم و گل زدم.


* از آن گل بیشتر بگویید.
- من هافبک نفوذی بودم و داریوش مصطفوی نوک حمله بود. روی یکی از حملات ما داریوش خان پاس رو به عقب داد. فاصله حدود ۲۵ متری بود. من معطل نکردم و شوت کردم. عسگرخانی گلر پرسپولیس قصد گرفتن توپ را داشت اما توپ جلوی دست‌هایش زمین خورد و داخل دروازه رفت.


* چه حسی از این گل داشتید؟
- بالاخره اولین گل دربی بود و نام من ماندگار می‌شد. هنوز هم وقتی علی جباری یا غلامحسین مظلومی را می‌بینم می‌گویند ما هرکدام ۵ تا ۶ گل به پرسپولیس زده‌ایم اما گل تو ماندگارتر شده است. من هم میگویم می‌خواستید گل اول را بزنید.


* به خاطر زدن این گل پاداش گرفتید؟
- تیم چیزی نگرفت. اما من که کارمند تربیت بدنی بودم روزی توسط مدیر باشگاه آبی احضار شدم. وقتی ایشان را دیدم پنج هزار تومان به من داد و گفت برای گلی که زدی.


* آن موقع پول زیادی بود. با آن چه کردید؟
- یک پیکان سفید یخچالی داشتم. رفتم چهار عدد رینگ اسپرت و لاستیک خریدم انداختم زیرش. ماشین چنان وجهه‌ای پیدا کرد که هرجا می‌رفت جمعیت زیادی برای تماشایش جمع می‌شد.
فلسفه نامگذاری ماشینتان به نام مارشال چه بود؟


* ماشین من شده بود ماشین داوری مسابقات اتومبیل رانی. هر وقت مسابقه اتومبیل رانی انجام می‌شد ماشین را می‌بردند و داور را داخل آن می‌نشاندند اسمش را هم گذاشته بودند مارشال.
این روزها چه می‌کنید؟
- کارگاه صنعتی دارم و چرخ‌های صنعتی تولید می‌کنم. اما از فوتبال دور نیستم. هفته ای یک بار با دوستان زمان نوجوانی و جوانی دور هم جمع می‌شویم و فوتبال بازی می‌کنیم و یکدیگر را می‌بینیم. فوتبال دوستان خوبی به من داد که هرکدامشان یک تکه جواهر هستند. از خانواده هم بگویم که نقش عمده ای در موفقیت‌های کاری و ورزشی من داشته‌اند و همواره یار و یاورم بودند. همیشه به وجود همسر و فرزندانم افتخار کرده و خواهم کرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار