
حدود ۹ ماه از آوارگي يك خانواده ۶ نفره در كلانشهر تهران ميگذرد و اين خانواده در سرما و گرما در حال گذران زندگي در يك كانكس ۶ متري هستند و پدر و دو فرزند خردسال اين خانواده دچار بيماري شدهاند. صاحب كانكس هم اولتيماتوم داده هر چه سريعتر اين مكان را تخليه كنند. پدر خانواده در حال حاضر به صورت راننده كمكي با يك خودرو كار ميكند و روزي ۱۰هزار تومان دستمزد ميگيرد. بررسيهاي ما در اين باره به نتايج زير منتج شد:
۱- مديران سازمان بهزيستي و كميته امداد با رسانه و اخبار بيگانهاند و هنوز خبر آوارگي اين خانواده را در رسانهها نديدهاند! شايد هم سرعت اينترنتشان خيلي پايين است و هنوز صفحه اين خبر كه ۹ ماه پيش رويش كليك كردهاند برايشان باز نشده!
۲- مسئولان محترم اين دو نهاد، خبر دارند و طفلكيها الان ۹ ماه است پيگير ماجرا هستند و پشت سر هم جلسه تشكيل ميدهند، اما به جايي نرسيدهاند!
۳- به جاهاي خوبي رسيدهاند! تصميم گرفتهاند اين خانواده بيسرپناه را خانهدار كنند منتهي الان ۹ ماه است سفارش آجر دادهاند ولي آجرها دستشان نرسيده!
۴- مديران محترم با ديدن خبر زندگي اين خانواده در كانكس، مثل ايكيوسان في الفور فكري در ذهنشان جرقه زده. ميدانيد چه فكري؟ اينكه زندگي در كانكس ايده خوبي است براي صاحبخانه كردن زوجهاي جوان و افراد متقاضي مسكن، چون وقتي زلزله بيايد جان ساكنان آن در كانكس در امان است. به علاوه، كانكس چون قابل حمل است ميتواند زندگي خانوادهها را از يكنواختي در بياورد و هر كجا عشقشان بكشد آنجا ساكن شوند.
مثلاً كانكس خود را در منطقه زعفرانيه يا نياوران تهران برپا ميكنند، بعد وقتي از آنها بپرسند بچه كجا هستند؟ با فيس و افاده جواب بدهند:«زعفرونيه، نياورون»! با اين ايده، شكاف طبقاتي و پديده «بالاشهر ـ پايين شهر» هم به خوشي و خرمي حل ميشود. مسئولان عزيز الان هم دارند طرح «مسكن كانكسي» را آماده ميكنند تا به دولت برسانند و دولت هم آن را در قالب لايحه به مجلس بدهد! اگر مجلس هم كارشكني نكند بايد اين لايحه را با سه فوريت تصويب كند تا شاهد تحولي عظيم در كشور باشيم!
۵- مسئولان محترم خبر آوارگي اين خانواده را ديدهاند و الان ۹ ماه است شبها تا صبح به درگاه خدا گريه و زاري ميكنند و دعا ميخوانند و بخشش ميطلبند كه چرا اجازه دادهاند اصلاً اين خانواده به اين روز بيفتد! ولي خداوكيلي يكي امشب مردانگي به خرج بدهد و اين دوستان را از سر سجادههايشان بلند كند و به آنها بگويد كه طلب بخشش بس است، دير بجنبيد اين بيچارهها از سرما قنديل ميبندند!
يك التماس دعاي ديگر از مديران! يك خانواده ديگر در روستاي معاف وزيري شهرستان صومعه سراي استان گيلان با سه پسر ليسانس و يك دختر دانشآموز در بدترين شرايط در آن هواي باراني زير چادر زندگي ميكنند. مديران محترم براي اين خانواده هم در شب زندهداريهايشان حتماً دعا كنند! (البته خود ما هم اگر ۲۰۰ نفرمان، نفري ۳۰ هزار تومان روي هم بگذاريم، پول پيش اجاره خانه اين دو خانواده جور ميشود).