
باران باريد، زندهرود جان گرفت و اصفهان زنده شد. مردم اصفهان نيز با دست به دست شدن خبر جان گرفتن اين رود، دفزنان، ساعتها انتظار در ترافيكي بيسابقه را به جان خريدند تا به كنار اين رود بيايند و شادي خود را با شادي زايندهرود تقسيم كنند.
اصفهان يكي از شادترين روزهاي خود را سپري كرد و اين دليلي نداشت جز راه افتادن آب به رودخانهاي كه مدتها بود خشك شده بود.
جاري شدن آب در اين رودخانه گرچه براي مدت زيادي دوام نخواهد داشت و فقط به منظور تامين آب كشاورزان و كشت پاييزه در رودخانه جريان يافته است اما مردم اين استان را به قدري خوشحال كرده است كه باورش براي آناني كه از نزديك شاهد اين همه هياهو و شادي نيستند كمي سخت به نظر ميرسد.
مردم اصفهان با آنكه بسياري از آنها ميدانند جريان داشتن آب در داخل رودخانه هميشگي نيست و ممكن است تا يك ماه آينده دوباره اين رود خشك شود اما بسيار شاد و خوشحال هستند و اميدوارند كه مسوولان آنها چارهاي بينديشند تا هيچ وقت زندهرود خشك نشود.
مدتهاست که زایندهرود "ایران" تشنهی جرعهای آب است و چارهای جز سکوت ندارد. سکوتی سرشار از فریاد حق طلبانه که گوش شنوایی برای آن نیست. عدهای معتقدند که زندهرود قلب تپندهی اصفهان است، اما این جمله اگرچه گزارهای صحیح است اما زمانی کامل میشود که بگوییم" زایندهرود قلب تپندهی ایران است. ایرانی که در آن قومیتهای مختلف همه از یک طایفهاند و عهد و پیمان برادریشان، کمر دشمن را بر خاک میزند و وحدتشان، دشمن را ناامید میکند.
ایرانی که ملت آن بیت" بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند" را نه تنها از حفظ هستند بلکه به آن اعتقاد دارند. امروز هم هنگامی که پس از مدتهای طولانی، آب در بستر رود جاری شد، جمعیت زیادی همپای حرکت آن، در بستر رودخانه پیش میرفتند و از اعماق وجودشان سرود شادی سر میدادند و چه زیبا بود وقتی که مردان جوان در کنار آب، با لهجهها و زبانهای مختلف، شادی خود را ابراز میکردند. عدهای اشعار لری و عدهای سرود کارون میخواندند و عدهای.... و اینجا همه در کنار هم بودند! آنها نه تنها ساکن یک شهر بلکه هموطن بودند. لحظهی جاری شدن آب در رودخانه بهقدری برای مردم هیجانانگیز بود که به هر طرف مینگریستی، عکسهای یادگاری و نور فلاش دوربینها توجهات را جلب میکرد.