
حدود پنج سال است كه هيچ يك از نخستوزيرهاي انگليس راهي مسكو نشده بودند. علت اصلي آن را نيز بايد در اختلافات امنيتي دو كشور و همچنين اقدامات جاسوسي عليه يكديگر جستجو كرد. الكساندر ليتويننكو، افسر سابق سازمان امنيت روسيه كه در دوران آخر فعاليت خود به منتقدي تمامعيار عليه سياست و دولت كشورش تبديل شده بود تحت فشار كرملين از كشور خارج شد و به انگليس رفت. انگليس در سالهاي اخير بسياري از مخالفان و منتقدان روسي كرملين را پناه داده است. اين مسئله باعث شده تا مسكو سياستهاي غيردوستانه لندن را فرصتطلبانه قلمداد كند زيرا انگليس با پذيرش نيروهاي سياسي و امنيتي مخالف روسيه در كشور خود از اين امتياز برخوردار ميشود كه اطلاعات كميابي را درخصوص مسائل مختلف داخلي و جهتگيريهاي بينالمللي مسكو به دست بياورد. جدا از اين مسئله مسكو بر اين اعتقاد است كه انگليس به دنبال جاسوسي از داخل كشورش است. اتهامي كه متقابلاً انگليسيها عليه روسها عنوان ميكنند. در هر صورت الكساندر ليتويننكو در نوامبر سال ۲۰۰۶ در لندن به قتل رسيد. پس از اين حادثه لندن اعلام كرد وي به دست يك نيروي ديگر امنيتي روسيه به نام آندره لوگووي كشته شده است كه همكار سابق امنيتي خود را از طريق سم راديواكتيو به قتل رسانده است. لندن از سال ۲۰۰۶ تاكنون خواهان تحويل لوگووي به مراكز قضايي انگليس است. خواستهاي كه تاكنون با پاسخ منفي كرملين همراه بوده است. وي در حال حاضر در روسيه زندگي ميكند و به فعاليتهايش ادامه ميدهد. البته بيپاسخ گذاشتن درخواستهاي امنيتي تنها از طريق روسيه صورت نميگيرد، انگليس نيز در برابر درخواست مسكو براي استرداد مخالفاني همچون احمد زاكايف، رهبر جداييطلب چچن جواب منفي داده است. مجموعه چنين رفتارهايي در روابط بين دو كشور تأثير زيادي گذاشته و اتفاقاً به همين دليل است كه طي پنج سال گذشته نخستوزيران انگليس به مسكو نرفته و با دولتمردان روسي ديدار و گفتوگو نكردهاند. البته دولتمردان دو كشور در سطح رئيسجمهور و نخستوزير در ديگر كشورها و در نشستهاي بينالمللي با يكديگر ملاقات داشتهاند. در هر صورت بازيها و جنجالهاي جاسوسي بين طرفين فضاي سياسي دو كشور را به شدت آلوده و مسموم كرده است. پس از كشته شدن مقام سابق امنيتي روسيه در خاك انگليس، لندن سه ديپلمات روسي را از كشور اخراج كرد. روسيه نيز در تلافي اين رفتار چهار كارمند سفارت انگليس را در سال ۲۰۰۷ از مسكو اخراج كرد. در سال ۲۰۱۰ نيز هر دو كشور در تقابل با هم يك ديپلمات را از خاك كشورشان اخراج كردند. همچنين كرملين دفاتر شوراي فرهنگي انگليس را در شهرهاي مختلف روسيه به استثناي پايتخت بست. اين مسائل تأثير گستردهاي در روابط دوجانبه و همچنين تعاملات بينالمللي يكديگر گذاشت. بر اين اساس بسياري از تحليلگران بر اين اعتقاد هستند كه سفر كامرون به مسكو براي بهبود روابط دو جانبه و پاك يا كمرنگ كردن بخشي از كدورتهاي گذشته است. اين دو كشور سرمايههاي گستردهاي را به جريان انداخته و سرمايهداران زيادي را در زمينههاي مختلف به كشور يكديگر انتقال دادهاند. در حال حاضر انگليس از بزرگترين سرمايهگذاران خارجي در روسيه است.
بنابراين افزايش كدورتها به نفع هيچكدام نخواهد بود. با اين وجود نميتوان باور داشت كه از ميزان كدورت اين دو به خصوص در زمينههاي امنيتي كاسته و بازيهاي جاسوسي به فراموشي سپرده شود، اما چون هر دو در ارتقاي روابط نيازمند يكديگر هستند، مجبورند كه چشم خود را در برابر بسياري از مسائل ببندند. به هر ترتيب به نظر ميآيد مسئله مهم ديگري در پس سفر كامرون به روسيه نهفته باشد كه نبايد لابلاي مسائل امنيتي و همچنين قول و قرارهاي اقتصادي و بازرگاني دو طرف گم شود بخصوص كه كامرون در ديدار با ولاديمير پوتين، نخستوزير روسيه تأكيد كرده كه علاقهمند است درباره مسائل مختلف اقتصادي، تكنولوژيك و همچنين مباحث بينالمللي گفتوگو كند. اين روزها انگليس و فرانسه با حمايت امريكا همه همت خود را يكدست كردهاند تا به هر شكل ممكن روسيه را براي تأييد و تصويب قطعنامههاي مورد علاقه خود عليه سوريه متقاعد كنند. اين مسئله باعث ميشود تا غرب به خواستههاي خود در سوريه برسد. البته كشورهاي غربي براي گذشتن از اين مانع نيازمند راضي كردن چين هم هستند. بنابراين در روزهاي آينده بايد منتظر سفر برخي از مقامات بلندپايه غربي به چين نيز بود. در تحولات چند ماهه ليبي كه با دخالت ناتو همراه بود روسيه و حتي چين به گونههاي مختلف بازي خوردند و بخشهاي گستردهاي از منافع خود را در قمار با غرب باختند كه با روي كار آمدن دولت جديد در ليبي در آينده بيشتر به عمق آن پي خواهند برد. روسيه در حال حاضر به دنبال اين است كه در سوريه همچون ليبي از امريكا، انگليس و فرانسه رو دست نخورد. مسئلهاي كه در حاضر كامرون به دنبال مقدمهچيني آن است.