کد خبر: 448548
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۹۰ - ۲۱:۰۸
حوريه ملكي/ حالا ديگر نوشتن از اتفاقات و حوادث و جرائم و جنايات خيلي سخت نيست و كسي با خواندن آنها شوكه نمي‌شود آنقدر خشونت در تار و پود محيط پيرامونمان نفوذ كرده كه ديگر با شنيدن هر خبري تنمان نمي‌لرزد و فكرمان را مشغول نمي‌كند. خشونت حادثه نيست، يك معضل است، يك مشكل اجتماعي.

«مردي كه بالاي سر جسد زنش نشسته، گريه كنان مي‌گفت:‌منم با همسرم به خاطر لباس پوشيدنش اختلاف داشتيم و او با چشم و همچشمي لباس‌هايي مي‌پوشيد كه من دوست نداشتم و اعتنايي به خواسته‌هاي من نداشت. بين من و او مشاجره در گرفت، كنترلم را از دست دادم، او را به باد كتك گرفتم و با سنگي كه زير كمد بود بر سرش كوبيدم، بعد از بيهوش شدنش چاقويي برداشتم و چندين ضربه به گردنش زدم و. . . »

«جوان ۲۵ ساله‌اي كه به خاطر پارك خودرو با همسايه‌شان كتك كاري كرده بود، شب هنگام با چاقو به جان مرد همسايه‌ افتاد و. . .»

«زن ۲۵ ساله‌اي كه شوهر خود را به قتل رسانده بود، در مورد حادثه گفت: شوهرم بعد از مصرف مشروبات الكلي بي‌حال افتاده بود كه با زنجير دست و پايش را بستم، بعد با طناب حلق آويزش كردم تا چنين به نظر برسد كه خودكشي كرده. . .»

«پسري در اعتراض به سفر دختر مورد علاقه‌اش به تركيه او را با بنزين آتش زد. . .»

«چهار پسر پس از ربودن يك دختر دانشجو، چندين بار او را مورد آزار جنسي قرار دادند و سپس در محل خلوتي رهايش كردند. . .»

«دختر ۱۷ ساله‌اي كه براي خريد از خانه خارج شده بود پس از ربوده شدن توسط چند افغاني به مدت ۵۰ روز مورد آزار جنسي ربايندگان قرار گرفت...»

«زن ميانسالي كه قصد داشت دو فرزندش را در خواب آتش بزند با بيدار شدن يكي از آنها موفق به اين كار نشد اما خودش به دستشويي رفت و با خوردن سم سيانور اقدام به خودكشي كرد. . .»

«زن جواني با همدستي شوهرش، مزاحم خود را به قتل رساند. . .»

اينها فقط بخشي از اخباري است كه روزانه مي‌شنويم و مي‌خوانيم. نمونه‌هايي از فجايع و خشونت‌ها و جناياتي كه آنقدر تكرار مي‌شوند كه بي‌تفاوت از كنارشان مي‌گذريم و با شنيدن اتفاقات ساده‌تر خم به ابرو نيز نمي‌آوريم. ۶ سال پيش يعني در سال ۱۳۸۴ گزارشي از افزايش خشونت در جامعه منتشر شد که بر طبق آمار كانون اصلاح و تربيت تهران عمده‌ترين جرائمي كه پسران به خاطر آن مجازات شده‌اند، سرقت و جرائم مربوط به پرخاشگري بود.

در گزارش فوق آمده بود ۴۲ درصد معاينات باليني و سرپايي مركز پزشكي قانوني كشور مربوط به صدمات و جراحات ناشي از نزاع و از اين تعداد ۲/۷۶ درصد معاينات مربوط به مردان و ۸/۲۳ درصد مربوط به زنان است.

آن روز آمارها را ديديم و مسئولان امر خواندند و بايگاني کردند تا شايد به زعم خود شرايط به حالت عادي بازگردد.

بر طبق نظريات کارشناسان و آنچه به صورت تئوري در مورد خشونت و پرخاشگري مي‌‌خوانيم، آمده است، پرخاشگري رفتاري است كه با قصد صدمه رساندن جسمي يا زباني به فرد ديگر يا نابود كردن دارايي افراد صورت مي‌گيرد و عمدتاً پرخاشگري‌هاي كوچك عامل درگيري و منازعات بزرگ مي‌شود كه در نهايت به ارتكاب جرم مي‌انجامد.

«شناخته‌شده‌ترين نوع پرخاشگري نيز پرخاشگري خشمگينانه است كه معمولاً با علائمي از برانگيختگي هيجاني همراه بوده و غالباً درد يا ناكامي، علت به وجود آورنده آن است. . . »

اما آنچه در جامعه رخ مي‌‌دهد چيزي فراتر از اين تعاريف است و آسيب هايي که از خشونت و نزاع و جرائم ديگر بر روح و روان جامعه وارد مي‌‌شود بسيار فراتر از کلماتي مانند «درد» و «ناکامي» و. . . است و در مواردي حتي اين آثار منجر به بروز جرائم و جنايات ديگر مي‌‌شود.

چرا خشونت

احتمال ناكامي يكي از عوامل پرخاشگري است؛ هر چند كه برخي معتقدند اين عامل نقش محوري ندارد و يك علت بالقوه است. وقتي خواسته‌ها و نيازهاي جوانان با آنچه به دست مي‌آورند، متناسب نباشد و واكنش‌هاي نامناسب در مقابل اهداف و خواست‌هاي آنها صورت گيرد، پرخاشگري بروز مي‌يابد. مهمترين خواسته جوانان، شغل و تحصيلات است و وقتي جوان سرخورده مي‌شود، نسبت به يك نياز متناسب با آن پرخاشگري مي‌كند. همچنين تأخير در پاسخگويي به نيازهاي شغل، درآمد، فقر، اوقات فراغت و نيازهاي بيولوژيك و عاطفي از جمله عوامل افزاينده پرخاشگري در جامعه است.

به عقيده کارشناسان هنگامي تحمل مردم كم مي‌شود كه انتظارات آنها از جوانب مختلف برآورده نشود؛ در نتيجه سرمايه اجتماعي يعني اعتماد جامعه به مسئولان فرو مي‌ريزد و آن وقت آدم‌ها حتي تحمل نزديكان خود را ندارند.

تنبيه چاره نيست

روانشناسان معتقدند تنبيه اگر چه يكي از راه‌هاي كنترل پرخاشگري است، اما به علت شرايطي كه تحت تأثير آن صورت مي‌گيرد، فقط تأثير مستقيم در كاستن از شدت و تكرار رفتار پرخاشگرانه دارد. پس از قطع تنبيه سريعاً رفتارهاي پرخاشگرانه بر مي‌گردند. تنبيه مستقيم اغلب نتيجه منفي دارد و در واقع به جاي مهار كردن اعمال خطرناكي كه تنبيه به قصد پيشگيري از آنها صورت مي‌گيرد، موجب تشديد آنها مي‌شود. همچنين تخليه هيجاني، پوزش و عذرخواهي و آموزش مهارت‌هاي اجتماعي مي‌تواند بر كاهش پرخاشگري تأثيرگذار باشد.

دکتر غلامرضا مقدم، کارشناس مسائل اجتماعي در مورد علل شيوع خشونت در جامعه مي‌‌گويد:«تماشاي خشونت، تضعيف موانع بازدارنده پرخاشگري و فراگيري روش‌هاي تازه خشمگيني، توجه به افكار، متون و خاطره‌هاي پرخاشگرانه و حساسيت زدايي نسبت به درد و رنج قربانيان، پرخاشگري را افزايش مي‌دهد. همچنين فرآيندهاي شناختي به شدت بر ميزان برانگيختگي نسبت به انواع گوناگون عصبانيت يا تحريك اثر مي‌گذراند كه اين حالت شديداً موجب پرخاشگري مي‌شود. انسان‌ها وقتي برانگيخته مي‌شوند، توانايي پردازش اطلاعات پيچيده ديگران، مقاصد و نيات آنها را از دست مي‌دهند و در نتيجه تمايل به پرخاشگري در آنان افزايش مي‌يابد. »

تلخ‌ترين داستان‌هاي دنيا

خشونت‌ها به کوچه، خيابان، جوانان و بزرگسالان ختم نمي‌شود بلکه اين آتش به جان کودکان و خردسالان نيز افتاده و در سکوتي مرگبار روزگارشان را سياه کرده است. کافي است گشتي در اخبار حوادث بزنيم تا نه تنها خبر که شاهد عکس‌هايي دلخراش از جناياتي عليه کودکان باشيم که با واژه «آزار» عمق «جنايت» را پايين مي‌آورند. شكنجه كودكان هميشه تلخ است اما يكي از غم‌انگيز‌ترين شكنجه‌ها آزار كودكي ?? روزه بود كه در بيمارستاني در گيلان درگذشت. در دست و پاي اين نوزاد پسر كه پيمان نام داشت آثار سوختگي ديده مي‌شد و دچار ضربه مغزي شده بود. اين نوزاد والديني ?? و ?? ساله داشت. در بين موارد كودك‌آزاري كه در ايران به ثبت رسيده، اين مورد، خردسال‌ترين كودكي است كه مورد اعمال خشونت‌بار والدينش قرار گرفته است.

بر عکس جرائم ديگر آمار رسمي از كودك‌آزاري‌ها كمتر اعلام مي‌شود، اما در آخرين آماري كه در اين زمينه منتشر شده، آمده است: ?? درصد كودك‌آزاري‌ها از سوي مردان اعمال مي‌شود و دختران بيش از پسران در معرض كودك‌آزاري قرار مي‌گيرند. همچنين ?? درصد كودك‌آزاري‌ها در خانواده‌هاي طلاق اتفاق مي‌افتد. اين در حالي است كه آمارها نشان مي‌دهد گروهي با تنبيه براي كودكان موافق و تعدادي نيز از اين روش استفاده مي‌نمايند. بررسي‌ها درخصوص روابط ميان خانواده و فرزندان نشان مي‌دهد، در مقابل يك مورد كودك‌آزاري كه فاش مي‌شود، حداقل ?? مورد ديگر پنهان مي‌ماند. تحقيقات نشان مي‌دهد بيش از ?? درصد كودك‌آزاري‌ها در محيط خانه اتفاق مي‌افتد و اين در حالي است كه پدران با ?/۴۸ درصد، بالاترين و پس از آن مادران با ?/۲۳ درصد در رديف بعدي عوامل كودك‌آزاري جسماني در خانواده‌هاي كودك‌آزار قرار دارند.

درس‌‌هايي بدون عبرت

در سال گذشته حسين غلامي عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي بعد از اتفاق سعادت آباد که به پنج شنبه سياه شهرت يافت، گفته بود که در هر ساعت سه نفر بر اثر تصادفات رانندگي جان خود را از دست مي‌‌دهند كه اين شوك بزرگي براي جامعه است و اگر قرار باشد قتلي نيز صورت بگيرد روح جامعه طاقت تحمل اين همه فشار را نخواهد داشت.

وي با بيان اينکه موضوع قتل در جوامع انساني پديده جديدي نيست، تصريح کرد: در عين حال زمينه‌سازي براي قتل که غالباً‌ نشأت گرفته از خشونت در روابط اجتماعي است در جوامع بشري امري جديد است.

غلامي با اشاره به حادثه تلخ جنايت در محله سعادت آباد افزود: متأسفانه خشونت در جامعه ايران به پديده‌اي معمول و متعارف اجتماعي تبديل شده است که دليل اصلي اين خشونت اجتماعي و به تبع آن قتل در جامعه ايراني وجود جامعه‌اي ارگانيک است که با اين تفاسير مي‌‌توان گفت افراد دچار فلج و مرگ اخلاقي شده‌اند. بدون شک همه با اين موضوع که خشونت و قتل در جامعه افزايش يافته موافقيم اما اينکه بعد از يک جنايت قاتل اعدام بشود يا نشود مهم نيست مهم اين است که پديده‌هاي اجتماعي منجر به چنين حوادثي به شکل ريشه‌اي بررسي شود.

بعد از حادثه سعادت آباد در فضاي مجازي مردم، آن روز را پنج‌شنبه سياه تهران نامگذاري کردند و شايد انتظار مي‌‌رفت حداقل يک روز را به صورت نمادين به نام «روز عاري از خشونت» مي‌‌ناميدند تا مردم علاوه بر حفظ حساسيت‌هايشان در مقابل چنين حوادثي مي‌‌آموختند و تمرين مي‌‌کردند تا يک روز از سال را بدون هيچ خشونتي با آرامش به سر برند.

آموزش ۲۴ساعته خشونت

کافي است تلويزيون را روشن کنيد و هر کانالي که دوست داريد، انتخاب کنيد متأسفانه بدون توجه به زمان و نوع مخاطب سريال‌هايي ساخته مي‌‌شود که در آن خشونت رايج است و دوربين به شکل دقيق صحنه‌هاي ناشي از قتل و خشونت را براي بيننده به تصوير مي‌‌کشد. تأسف‌بار تر اينکه در برخي از فيلم‌ها خشونت‌ها و حتي قتل‌ها به موضوعي مقدس تبديل مي‌‌شوند و سير فيلم به صورتي است که بيننده از عمل قاتل يا مجرم راضي بوده و با آن همراه است.

آنچه براي جامعه ما تعريف نشده است وجود اين همه سلاح در دست مردم در فيلم‌هاست. در اکثر سريال‌ها شاهديم که بازيگران و به خصوص نقش‌هاي منفي مسلح هستند و به راحتي از اسلحه خود براي کشتن ديگران استفاده مي‌‌کنند که بر اساس نظر روانشناسان همين مسئله تأثير بسيار منفي و مخربي بر روح و رفتار نوجوانان و جوانان دارد.

در اكثر اتفاقاتي كه جوانان يك طرف آن قرار دارند نيز الگو پذيري از فيلم‌ها به چشم مي‌خورد. چندي پيش برنامه‌اي از تلويزيون پخش شد كه به موضوع آدم ربايي پرداخته بود.

اكثر افرادي كه به صورت گروهي اقدام به آدم ربايي و اخاذي كرده و سپس در دام پليس گرفتار شده بودند، ادعا مي‌كردند با ديدن چند فيلم احساس كرديم ميانبر خوبي براي رسيدن به پول يافته‌ايم.

اما نكته قابل تأمل در برنامه‌اي بود كه به دام افتادن سارقان مسلح طلا فروشي‌ها را به تصوير مي‌كشيد. چهار جوان كه بارها با خشونت تمام اقدام به سرقت از طلا فروشي‌هاي شهر كرده بودند فقط بين ۲۰ تا ۲۴ سال سن داشتند و اين يعني فاجعه!


غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ميثم
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۷:۰۹ - ۱۳۹۰/۰۳/۲۸
0
0
افزايش خشونت در حامعه معلول عوامل مختلف و ريشه ای است که بايد با کار کارشناسی عميق و برنامه ريزی بلند مدت و صرف بودجه های کلان حل و درمان گردد.
اما قدم اول آن است که بپذيريم اين مقدار خشونت در جامعه طبيعی نيست ، تا بتوانيم وارد قدم دوم يعنی درمان بشويم.

متاسفانه هنوز قدم اول برداشته نشده !
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار