با علنی شدن ماجرای اخیر وزارت اطلاعات و مباحث مطرح شده پیرامون آن که از سوی رسانههای بیگانه زمینه را برای دور جدید هجمههای رسانههای بیگانه علیه نظام اسلامی و البته این بار به حمایت از رئیس جمهور در برابر «رهبری» ایجاد کرده است، عمده رسانهها و فعالان سیاسی در تحلیل این ماجرا درمانده و به هواداران و مخاطبان خود توصیه میکنند از واکنش نسبت به آن اجتناب کرده یا تنها به حمایت از «جریان انحرافی» لانه گزیده در اطراف «ریاست جمهوری» بپردازند. در تحلیل این ماجرا و چیستی «جریان انحرافی» منتسب به اصولگرایان اگر چه هنوز ناگفتههای زیادی وجود دارد، اما وجود یک شاخصه اساسی در این میان، راه را بر هرگونه سردرگمی و تحیر میبندد و آن این است که اصولگرایی مبتنی بر یکسری «اصول و معیارها» است و هر فرد یا طیفی نتواند خود را با این معیارها تطبیق دهد، بدون هیچ گونه اغماضی به حاشیه رانده خواهد شد. جهت درک بهتر این ادعا، اشارهای اجمالی به گذشته خالی از لطف نیست. در دوران حاکمیت مدعیان اصلاحطلبی در سالهای پایانی دهه 70 و اوایل دهه 80، موج اسلامستیزی و زیر سؤال بردن ارزشهای انقلابی و اسلامی به گفتمان روز بخشی از فعالان این جریان که عمدتاً مرتبط با حلقههای انحرافی کیان، آئین، ایران فردا و ... بودند، تبدیل شده بود، به گونهای که عرصه روزنامههای زنجیرهای جامعه، توس، نشاط و ... مملو از این هجمهها بود، اما به رغم آن در حالی که در میان مدعیان اصلاحطلبی به ویژه طیفهای سنتی آنها نظیر مجمع روحانیون و ... هنوز کسانی بودند که دم از انقلاب و امام و اسلام میزدند و به زعم خود همه اعتبار و حیثیت و آبروی خود را از امام و انقلاب میدانستند، اما حاضر به موضعگیری و واکنش علیه این ارزشستیزیها نبوده و آن را محکوم نمیکردند. این روند حتی تا بدانجا پیش رفت که وقتی هاشم آغاجری عضو مرکزیت سازمان منحله مجاهدین انقلاب اسلامی،مقلدین مراجع (همه دینمداران و معتقدین به احکام شرعی) را میمون خطاب کرد و گفت که اگر مارکس دین را افیون تودهها میدانست، من علاوه بر افیون تودهها،افیون حکومتها هم میدانم، کسی از این مدعیان انقلابی و حتی افرادی در این جریان که ملبس به لباس روحانیت هم بودند، به آن واکنش نشان ندادند و شاید همین سکوت همراه با تأیید دلیل اصلی فروپاشی این جریان در اذهان تودههای مسلمان و انقلابی بود که البته آثار آن در سالهای بعد در انتخابات نهم و دهم خود را نشان داد، اما به رغم آن، در جریان اصولگرایی و معتقدان به نظام اسلامی وضعیت اینگونه نیست چرا که اگر اینگونه باشد دیگر اصولگرا نیستند، از منظر آنها انحراف از هیچ کس و احدی پذیرفته نیست و در صورت مشاهده آن، فارغ از هر گونه وابستگی در مقابل آن میایستند حتی اگر به قیمت نادیده انگاشتن باورهای گذشتهشان باشد زیرا برای آنها برخلاف مدعیان اصلاحطلبی،اصول و مبانی معیار و فراتر از افراد است. افراد زمانی وجاهت و مقبولیت دارند که در این چارچوبها بگنجند، وگرنه با گذر زمان به خاطرهها میپیوندند.