زهراچیذری | فرقی نمیکند اهل کجا باشی؛ ایرانی، بحرینی، یمینی، تونسی یا حتی اروپایی و امریکایی. فرقی نمیکند. باید آزاده باشی فقط همین. وقتی روحی بلند و پاک داشته باشی راه را به تو نشان میدهند تا پرواز کنی، پرواز کردن آموختنی نیست، کافی است تا بالهایت را از هم بگشایی. این یکی اما آموختنی است. این را انسانهای آزاده در طول تاریخ به من و تو نشان دادهاند. پرگشودن را پریدن را. آنهایی که وقتی بر سر دوراهی زندگی قرار گرفتند فطرت پاکشان راه به آنها نمایاند. گرچه باید برای پیمودن راه گاهی باید جام بلا نوشید و از میان خارستان عبور کرد. زخم خورد و درد کشید اما شیرینی پیمودن راه هرچه زهر است، به کامت عسل میکند. پس میتوان از خود گذشت. وقتی میگویم آزادگی ملیت نمیشناسد و حتی مسلمان و غیر مسلمان هم ندارد اغراق نکردهام. مگر راشل کوری را نمیشناسی، همان دختر 22 ساله امریکایی که برای حمایت از مردم مظلوم فلسطین طعمه بولدوزر صهیونیستها شد. انگار هیچکس صدای خرد شدن استخوانهای راشل کوری را در زیر چرخهای بولدوزری که میخواست خانه ای دیگر از خانههای فلسطینیها را ویران کند نشنید یا انگار این صدا آنقدر بلند بود که گوشهای رسانههای صهیونیستی را کر کند تا این جنایت را منعکس نکنند. دنیای عجیبی داریم، گاهی زیباترین تصاویر به قلم شنیعترین موجودات شکل میگیرد. 22 ساله بود، دختری که فراتر از مرزها و حدود قرار دادی دنیای ما؛ همان حدودی که شکل دیگری از زیاده خواهیها و خود پسندیهاست، قدم برمیداشت و آنقدر شایسته بود تا قله بلند شهادت را فتح کند. این یکی اما20 ساله است. دختری مسلمان. اسلامی نه از جنس آن اسلامهای امریکایی که امام (ره) ما را از آن برحذر میداشت. اسلام امریکایی اسلام سازش با جباران است مثل اسلام آل خلیفه و آل سعود. اسلام حقیقی دین پویایی و فریاد است. فریادی از جنس فریاد حسین (ع)، همان فریادی که تا همیشه در گوش تاریخ پیچیده است و تداعیگر این پیام جاودانه است «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا». وچه زیبا نسیم بیداری اسلامی بر کالبد فسرده ملت عرب روحی تازه دمید آنچنان که خروشیدند. اما آیات القرمزی دختر 20 ساله بحرینی خروشی از جنس شعر و شعور را برگزید تا جنایات آل خلیفه و آل سعود را از دریچهاشعار حماسیاش به تصویر بکشد و قیام خونین این مردم آزاده را رنگینتر کند. جوانی شاید مانند من و تو 20 ساله است، آنقدر جوان که شاید میشد سرش را با زرق و برق این دنیا گرم کرد. مانند خیلی از جوانان دنیای امروز ملغمهای را به نام مد و امروزی بودن تحویلش داد آنقدر سرگرم بیهودگیهایش کرد تا فراموش کند برای چه به این دنیا آمده و حالا که قدرت سرودن و فریاد کردن دارد تکلیفش چیست. می توانست شعرهایش را به رسم شعر گوییهای عرب عصر جاهلیت با نگاه به جنگ و خونریزی، عشق و شهوت بسراید اما او نمیخواست اینگونه باشد. با شعرش عشق را تصویر کرد اما نه آن عشقهای زمینی که وصال مرگش باشد. عشق و شور الهی در شعرش طنین دارد. آیات القرمزی نه جنگهای جاهلانه که جهاد در راه خدا سروده است. او در یکی از تجمعاتی که در ۲۳ فوریه ۲۰۱۱ واقع در میدان لؤلؤ برگزار شده بود شعری بر ضد حکومت آل خلیفه و خصوصاً شخص خلیفه بن سلمان آل خلیفه نخست وزیر بحرین خواند. آیات در جمع هموطنان آزادیخواهش فریاد کرد: «ما زندگی در قصر را نمیخواهیم و هوای ریاست هم در سر نداریمما مردمانی هستیم که ذلت و بدبختی را از بین خواهیم برد. ما انسانهایی هستیم که بدون اعمال خشونت ظلم را از اساس ریشهکن خواهد کردچرا که نمیخواهیم مردم در ضعف و بیچارگی خود باقی بمانند»آیات افکار شیطانی عیسی بن حمد آل خلیفه را اینگونه به تصویر کشیده است: « ابلیس: ای حمد از خدا بترس. دل من به خاطر این مردمان تکه تکه شده من علیه تو به پا خواهم خاستحمد: من اینگونه یاد گرفتم که آنان را نادیده بگیرم وخارشان کنم و به انواع بدبختیها مبتلایشان کنمابلیس: ای حمد آیا صدای اعتراض مردم را نمیشنوی؟حمد: ای ابلیس من از خون این مردمان سیر نمیشومبعد از من این سرزمین برای هیچ کودک و جوان و بزرگسالی نباید گوارا باشدبرای خواری و ذلت هزاران در گشوده شده است و جوانها در زندان به سر میبرند و کل مردم را داغدار کردهام»و این است کلام مجاهد با صلابت: «من سعادت را جز در مرگ نمیبینم و زندگی با ظالمان را جز ننگ و عار نمیدانمخون مردمان بی هیچ گناهی ریخته میشودگویی بحرین کربلاست»کربلای بحرین و اسارت آیات در چنگال یزیدیان آلخلیفه اما انگار به راستی بحرین کربلا شده و یزیدیان آلخلیفه پس از آن روز این دانشجو و فعال سیاسی را بارها مورد تهدید قرار دادند و سر انجام در ۲۹ مارس ۲۰۱۱ حدود ۱۵ نفر (پلیس و لباس شخصی) وارد منزل پدری آیات شدند و تمام درهای اتاقهای منزل را شکستهاند و اثاثیه منزل را تخریب کردهاند. بعضی از اثاثیه و جواهرات را دزدیدهاند و تقریباً تمام وسایل آیات را با خود بردهاند. مادر آیات میگوید که فرمانده افراد به ما گفت: «بیرون میروم تا سیگاری بکشم و وقتی برمیگردم مکان آیات را به ما میگویید والا از بالا دستور داریم که خانه را بر سرتان خراب کنیم. » آیات آماده میشود تا خود را تسلیم پلیس کند. به خانواده وی گفته میشود که فردا به مرکز پلیس الحوره مراجعه کنند. بعد از این روز خبری از آیات نیست. مراجعات مکرر فقط و فقط منجر به ارجاع به مراکز مختلف پلیس شدهاست. بنا به اخبار منابع بحرینی، علت بازداشت این دختر جوان شیعه، خواندن شعر علیه رژیم آل سعود در میدان لؤلؤ پیش از تخریب آن بوده است. با استناد به همین منابع پس از بازداشت «آیات القرمزی»، وی را نزد «عیسی بن حمد آل خلیفه» برده و او را در مقابل دیدگان وی مورد شکنجه و تحقیر قرار داده و پس از آن در اختیار نیروهای امنیتی حکومت آل خلیفه قرار گرفته است. روحیه مبارزه طلبیآیات روح مبارزه را از پدرش به ارث برده است. حسن یوسف القرمزی از شعرای سرشناس بحرینی است که در دهههای ۹۰ قرن گذشته میلادی به دلیلاشعاری که علیه رژیم «آلخلیفه» سروده بود، چندین بار بازداشت و مورد شکنجه قرار گرفت و عبدالله یوسف القرمزی برادر آیات مبارزی است که بارها تجربه زندان را دارند. آخرین اخبار از سرنوشت آیات این چند روزه اخباری مبنی بر شهادت این شاعره خوش قریحه بحرینی در اثر شکنجه و آزار و اذیت توسط نیروهای امنیتی بحرین در منابع خبری منتشر شد که چند روز بعد اخبار مربوط به شهادت در زندان یا کمای وی در بیمارستان توسط مادر آیات در گفتوگویی با رادیوشیعه هلند تکذیب شد. یکی از زنان همبند آیات القرمزی که به تازگی از زندان آزاد شده است نیز در گفت وگویی تأکید کرد که تا چهارشنبه ۲۰ آوریل ۲۰۱۱ در زندان با آیات بوده و وی در صحت و سلامت است. عباس العمران، عضو مرکز حقوق بشر بحرین در گفت و گو با شبکه العالم تأکید کرده است که خانم آیات القرمزی در زندان بسر میبرد و هنوز زنده است و رژیم آلخلیفه به منظور فضاسازی برای حذف فیزیکی این مبارز بحرینی در زندان، شایعه شهادت او را مطرح کرده است. یک آرزو، یک تکلیف کاش زنده باشد، کاش خبر شکنجه و آزار و اذیت وی دروغ باشد. کاش با وجود ادعای دینداری یادمان نرود واکنش مولایمان علی (ع) را وقتی شنید خلخالی از پای زن یهودی ربودهاند. یادمان باشد اگر منتظریم تکلیف داریم.