فعال ساختن ستون نفوذی در هر جریان سیاسی، بی شک یکی از راهبردهایی است که جریان هایی با انحراف عمیق ایدئولوژیک و سیاسی، سخت به دنبال عملیاتی ساختن آن می باشند.
این جریان ها که با چهره ها و صورت های مختلفی برای تامین منافع جریانی خود می کوشند، چنان عمل می کنند که خود را در یک مرکز قرار دهند؛مرکز توجه.
برای جریان هایی که در ساحت سیاسی و منظومه یک نظام عناصر دست چندمی بشمار می روند تبدیل شدن به یک مساله اصلی چنان شوق برانگیز است که ابایی از پنچه کشیدن به بسیاری از اصول و نمادهای باورهای اصیل انقلاب برایشان چندان سخت و دشوار نیست.
داستان امروز یک جریان نفوذی در میان اصولگرایان نیز به غایت و نهایت در همین چارچوب تعریف و تفسیر می شود.
اینان که به دنبال پدیده سازی می باشند مدت هاست که با طرح مباحث ساختار شکن و در تضاد با ارزش های انقلابی می کوشند تا خود را به عنوان یک قطب تثبیت کنند و ازدیگر سو احساس بی قاعدگی سیاسی را دربخش هایی از جامعه پمپاژ نمایند.
در حقیقت این جریان نفوذی طی ماه های گذشته یک بازی چند نبش را در دستور کارخود قرار داده،از یک سو اباحه گری را در ساحت فرهنگی و اجتماعی نمایندگی می کند و از سوی دیگر در برابر نهادها و نمادهای ارزشی انقلاب به تخریب مشغول می شود.شاید بتوان در کلامی کوتاه برنامه آنان را اینگونه تصویر کرد:
- تعمیق و گسترش مجادلات کلامی – رسانه ای
- اصلی و فرعی کردن چالشهای موجود جامعه
- تلاش برای رادیکالیزه کردن هویت های ارزشی در برابر خود تا بالاترین سطوح ممکن
- اباحه گری در فضای اجتماعی- فرهنگی
- تلاش برای ایجاد شکاف میان بازیگران(الیت) رسمی حکومتی(حاکمیت دوگانه)
- تلاش برای ایجاد شکاف میان «عمل» و «نظر» برخی نخبگان سیاسی
- کوشش جهت شکاف میان نظام اجتماعی و نظام سیاسی و قراردادن نظام سیاسی در برابر وضعیت«پات»(مسلوب الاختیارشدن)
- گرایش فزاینده به یک نظام بحران زا و بحران زی
- ایجاد شکاف میان جبهه اصولگرایان از طریق انشقاق میان تشکل های انقلابی
و...
با توجه به این تاکتیک ها از سوی این جریان نفوذی چندان بی مناسبت نیست که عناصری از این جریان با مخالفین فکری و مبنایی خود بخت اقتصادی را به محک می گذارند و از دیگر سو حتی به بهای آزردگی نیروهای انقلابی فتنه گران را در خفا ستایش کرده و برای رای هایی که هرگز به انان تعلق نخواهد گرفت،بی قراری می کنند.
و دقیقا در این نقطه است که وقتی ندایی انقلابی نسبت به این خط انحرافی هشدار می دهد به سویش سنگ پرتاب می کنند و زبان ها را رها.آنها حتی پاسداران انقلاب را نیز تاب نیاورده و در شرایطی که حاضر نشدند تا همین دیروز از مبارزان با فتنه و آشوب تقدیر کنند سنگ بر پیشانی مردانی همچون سردار علی فضلی می زنند بی آنکه بدانند آنچه علی فضلی را نور چشمان نیروهای انقلابی کرده صورت و سیرت انقلابی اش بوده نه همانند کسانی که برای قدرت ،ارزش ها را به مسلخ برده و برای سق زدن تکه نانی به نقاب های نفاق دخیل ببندند.
بی شک برای شناختن ماهیت جریان نفوذی و انحرافی همین بس که برای نام و نان یافتن، نامداران انقلاب را به کینه و عقده خود می نوازند.