
با پایان یافتن مذاکرات و رایزنیهای گسترده 7 ماهه میان تشکیلات و گروههای سیاسی شیعه در عراق و انتخاب نامزد نهایی برای پست نخست وزیری، تلاشهایی دو چندان برای تشکیل دولتی فراگیر از سوی مالکی و گروههای حامی وی شکل گرفته است تا اولا به بحران 7 ماهه در سیاست عراق که منجر به پرداخت هزینههای سیاسی،مادی و اجتماعی زیادی شده خاتمه دهند و ثانیا اختلاف نظرهای فنی میان برخی از گروههای سیاسی حل شود و دولت مالکی با حمایت اکثریت قاطع و نیرویی دو چندان تشکیل کابینه را استارت بزند.
برای رسیدن به اجماع کلی میان گروههای سیاسی هر چند در ظاهر مشکلات عدیدهای وجود دارد، اما در واقع می توان گفت که مالکی برای تشکیل دولت نیازمند تعامل و مذاکره با سه گروه است که در صورت موفقیت، مذاکرات با این سه طیف یا حداقل دو گروه از آنها کابینهای مقتدر را تشکیل خواهد داد.
گروه اول: گروههای شیعه طرفدار مالکی و منتقدان مالکی
گروه دوم: گروهای غیر شیعه حامی و منتقد مالکی
گروه سوم: گروههای مخالف مالکی
تعامل و مذاکره با گروه اول برای مالکی چندان دشوار نیست و به بیان بهتر مذاکرات با این گروه 7 ماه طول کشیده است و اکنون اگرچهاندک اختلاف سلیقههای فنی وجود دارد ولی به گفته عادل عبد المهدی هنوز اتحاد شیعیان کماکان حامی نامزد معرفی شده از سوی این ائتلاف است.به عبارت بهتر امروز پس از گذشت حدود هفت ماه از انتخابات عراق، سرانجام توافقی در جناح سیاسی شیعه بر سر ادامه نخست وزیری نوری مالکی به دست آمده که می تواند به بحران بی دولتی در این کشور پایان دهد. در این میان مجلس اعلای اسلامی عراق تنها گروه سیاسی شیعه است که با این توافق به صورت صددرصدی موافق نیست البته درون خود مجلس اعلا هم،سازمان بدر که پیشتر شاخه نظامی مجلس را تشکیل می داد در صف هواداران نوری مالکی است اما به هر صورت به گفته یکی از مسئولان بلند پایه این تشکل شیعی، مجلس اعلا نه از لحاظ سیاسی بلکه به صورت فنی با انتخاب مالکی مخالف است که این امر در دور دوم مذاکرات برای تشکیل کابینه قابل حل است.
گروه دوم شامل کردها، برخی از یاران علاوی و سایر احزاب و گروههای مستقل در عراق است که هر چند درمیان آنها منتقدانی نسبت به عملکرد مالکی یافت می شود، ولی به صراحت از پشتیبانی کابینهای که وی تشکیل می دهد حمایت کردهاند. در این میان کردها که از نقش بالانسر میان گروههای شیعه و سکولار برخوردارند بارها اعلام کردهاند که دیدگاه آنها به مالکی و گروههای شیعه بسیار نزدیک است و هر نامزدی که از سوی گروههای شیعه معرفی شود مورد تایید آنهاست و در این روزها هم شاهد حمایت 30 عضو العراقیه به رهبری ایاد علاوی از نامزدی مالکی بودیم که این امر نشان از اقبال مالکی در میان مخالفان دارد.
اما گروه سومی که مالکی به راحتی نمی تواند در فاز دوم مذاکرات با آنها کنار بیاید طیف سکولار، طرفداران بعثی و برخی از هواداران کشورهای عربیاند که در 7 ماه گذشته از عمدهترین موانع به نتیجه رسیدن مذاکرات بودند.
علاوی در زمان انتخابات و بعد از آن همواره به عنوان گزینه مورد نظر امریکا و وهابیون عمل می کرد و زمانی که نتوانست در مقابل ائتلاف بزرگ شیعه به اهداف خود برسد رفتارهای متفاوت و گاه مخالف از خود نشان داد، به طوری که تلاش کرد با ورود در ائتلاف شیعیان و سایر گروهها از به وجود آمدن ائتلاف قوی جلوگیری کند و مانع وحدت شیعیان از یک سو و هماهنگی سایر گروهها با ائتلاف شیعه شود تا از این طریق بتواند جایی برای خود در کابینه آتی باز کند و و از تبدیل شدن به عنصری کم اهمیت در سیاست عراق جلوگیری کند.در این راستا اقداماتی از قبیل کاهش اختیارات نخست وزیری، کسب اختیار نیروهای مسلح و دستگاههای امنیتی و دعوت از برخی جناحهای شیعه برای مذاکره، بینالمللی کردن بحران عراق برای نشان دادن ناکارآمدی دولت و ....را انجام داد که با انتخاب مالکی گویا تمام این تلاشها بی نتیجه بوده و اکنون مخالفت وی و گروههای حامی وی وارد فازهای دیگری شده است.
حال این سؤال مطرح است که چرا در این برهه خاص از تاریخ سیاسی عراق ضرورت حمایت همه گروههای شیعه از مالکی دوچندان است؟ در پاسخ باید گفت که بازگشت به علاوی، یعنی پشت پا زدن به همه اعتقادات و پیمانهای آشکار و پنهانی که میان شیعیان وجود دارد و در این مدت پدید آمده است و از سوی دیگر پذیرش مالکی برای این دو جریان به منزله دست کشیدن از همه تهدیدها و خط و نشانهایی است که آنها در طول سالیان گذشته و صرفاً به خاطر برخی مسائل شخصی برای نخست وزیر عراق کشیده بودند.
به عبارت بهتر باید گفت اکنون قدرت و ثبات عراق در دست فردی است که به خاطر کسب 89 کرسی در پارلمان این کشور داعیه دار نخست وزیری است و لجاجت برای بیرون کشیدن عنان اختیار و قدرت از دست وی و واگذاری آن به دست کسی که هنوز امتحانی پس نداده یا فردی خارج و بی توجه به مرام و مسلک اعتقادی جز تضعیف جایگاه شیعیان معنی دیگری نمی تواند داشته باشد.
اکنون گروههای شیعه باید به این سؤال پاسخ دهند که آیا تاریخ تکرار خواهد شد؟ آیا بازهم فرصتی به شیعیان عراق داده خواهد شد؟