کد خبر: 407540
تاریخ انتشار: ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۶:۵۴
وقتي پول جاي مرام و مردانگي را مي‌گيرد
فقط با خود نام فرهنگي را يدک مي‌‌کشند. قهر، دعوا، زد و خورد، فحاشي، حاشيه سازي، صدور بيانيه‌هاي تند و گاهاً بي‌احترامي مستقيم، قصه اين روزهاي اين قشر شده است، قشري که به نوعي داعيه الگو بودن را با خود يدک مي‌‌کشد و تنها به خاطر همين يک کلام هزينه‌هاي ميلياردي براي اعضاي مخدوش شده خود مي‌‌کند. زياد راه دور نرويد و ذهن خود را درگير اين موضوع نکنيد. تنها کافي است يکبار پا به استاديوم گذاشته باشيد تا با اين مقدمه، بي‌‌دايره ذهنتان به سمت فوتبال و حواشي بي‌‌پايانش سوق داده شود. فوتبال ايران اين روزها نه تنها حرفي براي گفتن در زمين ندارد (چشم شيطان کور، حيف نيست اين فوتبال کاملاً حرفه‌اي که هر روز مايه افتخار و عنواني جديد برايمان مي‌‌شود را اينگونه تفسير کنيم؟) بلکه بسياري از ارزش‌ها را نيز با خود به قهقرا کشانده است. يک مدير عامل به خود اجازه مي‌‌دهد تا با مصاحبه‌اي تند، بي‌‌پروا به سرمربي خود بتازد، سرمربي با سيلي بازيکنان خود را روحيه دهد يا با فحاشي‌هايي که هر کدام مي‌‌تواند پيگرد قانوني داشته باشد، بازيکنانش را تحريک به ارائه بازي خوب در زمين کند و نهايتاً بازيکني که در مقابل دريافت‌هاي چند صد ميليوني نمي‌‌تواند خود را کنترل کند با يک تکل يا تنه از کوره در مي‌‌رود و آخر سرتمام هيکل بازيکن مقابل را به فحش مي‌‌کشد. اين قصه امروز فوتبال ماست که همگي همچون بمبي ساعتي در بين تماشاچيان ذخيره مي‌‌شود تا به شکل پرتاب نارنجک دست ساز و قوطي آب و شعارهايي همچون شير سماور. . . نمود پيدا مي‌‌کند. کارشناسان که نمي‌‌خواهند به اصطلاح بزرگان فوتبال را به چالش بکشند، زورشان به جمعيت چند ده هزار نفري تماشاگران عصباني مي‌‌رسد و آنان را با دو لغت ساده به تماشاگر نما تفسير مي‌‌کنند و با همين کلام، مسئوليت را از دوش باشگاه‌هاي به اصطلاح فرهنگي بر مي‌‌دارند و تمام کاسه کوزه‌ها را بر سر تماشاچياني که در سرما و گرما به انتظار ديدن يک بازي خوب و با اخلاق هستند، مي‌شكنند. با اين اوصاف بايد پرسيد امروز اخلاق در کجاي اين فوتبال قرار گرفته است؟ يا به عبارت بهتر آيا ديگر رنگ و بويي از اخلاق در اين ورزش باقي مانده که هيچ کارشناسي نمي‌‌تواند به خود اين اجازه را بدهد به باشگاه‌ها نگاه چپ کند و آنان را مستقيماً مورد خطاب قرار دهد.قهرمان خيط کردن يکديگريمجواد الله وردي بازيکن اسبق تيم ملي ايران و تيم‌هاي استقلال و پيروزي در گفت‌وگو با «جوان» با بيان اينکه فوتبال ايران هنوز به سن بلوغ حرفه‌اي خود نرسيده است، بيان مي‌‌دارد: در اين چند سالي که فوتبال حرفه‌اي را در کشور راه‌اندازي نموده‌ايم بسياري از مسئولان و بزرگان مي‌‌خواستند کارهاي تربيتي انجام دهند ولي از آنجايي که اين اقدام پروسه‌اي زمان‌بر است، هنوز به جواب شايسته‌اي نرسيده‌ايم. وي مي‌‌افزايد: سابقه 60 ساله فوتبال ما نشانگر اين است که اخلاق هميشه متکي به رفتار بزرگترهاي خود بوده است. براي مثال در خانواده‌اي که پدر و مادر مؤدب صحبت مي‌‌کنند، بچه‌ها نيز با ادب با يکديگر برخورد مي‌‌نمايند و بالعکس. وقتي مسئولان فدراسيون، مربيان و سرپرستان تيم‌ها قواعد اخلاق را رعايت نمي‌‌کنند پس نمي‌‌توان توقع داشت کوچکترها در رقابت سنگيني همچون فوتبال، موازين اخلاقي را رعايت کنند. شايد پر بي‌‌راه نباشد يک مربي، مربي ديگر را گروهبان قندعلي يا آقا گندهه مي‌‌خواند تا حرف‌هايي را که نتوانسته در زمين بازي و از طريق تکنيک و تاکتيک بزند در حاشيه بازي بيان كند تا شايد باخت خود را با اين دست از کلمات جبران و با تلنبار حاشيه روي حاشيه خود را از گزند اخراج در امان دارد. اما در مقابل مربي که مورد آماج حملات قرار گرفته، تنور اين درگيري لفظي را افزايش مي‌‌دهد و با مصاحبه‌هايي که خوراک نشريات زرد است، اين قهر و آشتي‌ها را رونق بيش از پيش مي‌‌بخشد. قهر و آشتي‌هايي که تا کنون هيچ سودي جز عدم توفيق در بازي‌هاي آسيايي و بين‌المللي براي ما به همراه نداشته است. الله وردي در ادامه مي‌‌گويد: استاد پرويز ابوطالب مي‌‌گويد که ما استاد خيط کردن يکديگر هستيم که نمونه آن همين مسأله علي کريمي است. من نمي‌‌گويم علي کريمي کار درستي انجام داده بلکه سؤالم اين است آيا تنها علي کريمي خطا کار بود يا تمام اعضاي تيم در اين موضوع منفي دخيل بودند. موضوع علي‌کريمي نشان داد بزرگترهاي ما رفتار حرفه‌اي را نمي‌‌دانند و اگر قرار بر جريمه بود بايد همه توبيخ مي‌‌شدند. افلاطون مي‌‌گويد: «تا زماني که به قواعد بد اخلاقي روي نياوري، خوش اخلاق هستي» تا زماني که يک بازيکن بزرگترش بدي نکرده او هم بدي نمي‌‌کند. ميانگين سوادي که به زور سيکل استاين بازيکن سابق تيم ملي به ميانگين تحصيلي بازيکنان نيز اشاره مي‌‌کند و اظهار مي‌‌دارد: براي تيم فوتبالي که سطح ميانگين سوادش سوم راهنمايي است و براي آن پول‌هاي بي‌‌حساب و کتاب خرج مي‌‌شود، نمي‌‌توان توقع داشت که اخلاق جايگاه مناسبي در بين اعضايش داشته باشد چرا که آنها بدون آنکه از سطح معلومات خاصي برخوردار باشند ره صد ساله را يک شبه رفته‌اند و به نوعي به خود‌باختگي رسيده‌اند ولي با تمام اين اوصاف باز نمي‌‌توان از نقش مؤثر بزرگان تيم‌ها در کنترل اين افراد چشمپوشي کرد و همه چيز را به گردن نبود معلومات‌ انداخت. حواشي پيش آمده در روزهاي اخير فوتبال ايران در حالي صورت مي‌‌گيرد که چندي پيش نايب رئيس فدراسيون فوتبال اعلام کرده بود که افرادي که اخلاق و رفتارشان متناسب با حوزه فوتبال نيست و از موقعيت شغلي خود سوء استفاده مي‌کنند، از فوتبال کشور حذف خواهند شد. از سوي ديگر مهدي تاج قول داده بود که فدراسيون فوتبال در برخورد با متخلفان فوتبال جدي عمل خواهد کرد تا در کنار آن هرگونه آلودگي نظير رشوه گيري، تباني، بي‌‌اخلاقي و. . . از فوتبال کشور پاک شود. اما از آن گفته چيزي حدود يک ماه مي‌‌گذرد و هنوز شاهد بي‌‌اخلاقي‌هاي روز افزون در فوتبال هستيم. در مورد صحبت‌هاي تاج يک سؤال اساسي وجود دارد که آيا اين برخورد از بزرگ تا کوچک فدراسيون را در برخواهد گرفت يا اينکه تنها بازيکنان و مربيان را در دايره خود قرار مي‌‌دهد و ما بقي مسئولان فوتبال کشور را در هاله‌اي از تور استتار قرار خواهد داد؟ اين پرسشي است که هيچ گاه از سوي مسئولان فوتبال کشور پاسخ داده نشد و اذهان عمومي چشم انتظار دريافت جواب آن باقي مانده‌اند. دايره فساد گسترده استدبير ستاد منشور اخلاقي، وجود درگيري در زمين فوتبال را حاصل يکسري از فشارها و استرس‌هاي فکري و روحي مي‌‌داند که کمتر شخصي در يک بازي مي‌‌تواند دچار آن نشود. حجت الاسلام والمسلمين عليپور در گفت‌وگو با «جوان» بيان مي‌‌دارد: اين فعاليت‌ها اگر به نوعي همسو با برخي از عوامل و فشارهاي بيروني باشد، کنترل اين هيجانات و رفتارها و فعاليت‌هاي جسمي سخت‌تر شده، پس در نتيجه باعث مي‌شود فرد به پرخاشگري در زمين بپردازد. اين صحبت يقيناً نمي‌‌تواند پاسخگوي پرخاشگري‌هايي باشد که در حيطه فوتبال به وقوع مي‌‌پيوندد چرا که بازيکنان در قبال دريافت‌هاي کلان خود موظف به رعايت منشور اخلاقي شده‌اند. شايد و آن هم شايد برخي از فوتباليست‌ها فراموش کرده‌اند که خواسته يا نا‌خواسته به يکي از الگوهاي جامعه مبدل شده‌اند و بسياري از جوانان و نوجوانان آرزوي همچون آنان شدن را در سر مي‌‌پرورانند. به گفته عليپور فوتبال در ساختمان شيشه‌اي تلويزيون به نمايش در مي‌‌آيد و همين عاملي گرديده تا کوچکترين حرکات افراد حاضر در زمين موشکافانه مورد تجزيه و تحليل افکار عمومي قرار گيرد. وي مي‌‌گويد: در فوتبال ما 4 الي 5 درصد از بازيکنان مبالغ هنگفت دريافت مي‌‌کنند و ما بقي حتي در برخي از موارد از دريافت بهره‌اي نبرده‌اند. اما نه مبالغ بالا و نه عدم دريافت مجوزي براي بي‌‌اخلاقي به حساب نمي‌‌آيد. در همين رابطه بايد به اين نکته توجه داشته باشيم که تعريف اخلاق در کجاي فوتبال ما وجود دارد؟عليپور بيان مي‌‌دارد: ما هيچ گونه بي‌‌اخلاقي را در زمين بازي و حواشي آن بر نمي‌‌تابيم و بر خلاف سال‌هاي قبل قوانين سنگيني را براي متخلفان در نظر گرفته‌ايم. دبير ستاد منشور اخلاقي اظهار مي‌‌دارد: منشور اخلاقي به عنوان يک اصل در هنگام امضاي تفاهم‌نامه در بين بازيکن يا مربي با باشگاه برايشان تعريف مي‌‌شود که اگر از آن تخطي کنند، بايد جريمه گردد. در سال گذشته جريمه‌ها بين 200 الي 300 هزار تومان بود ولي اين ارقام در سال جاري با افزايش چشم‌گيري رو به رو شد به نحوي که سقف آن را 30 ميليون تومان قرار داديم تا فرد خطا کار با جريمه‌هاي سنگين رو به رو شود. وي در پاسخ به اين سؤال که آيا اين ارقام در برابر دريافتي‌هاي بازيکناني که گاهاً قرار دادشان در پنهان حکايت از يک ميليارد تومان بدون پاداش دارد، پاسخگوست يا خير مي‌‌گويد: ما در سال سوم منشور اخلاقي قرار داريم و سعي بر اين داريم که جنبه‌هاي منفي فوتبال را حذف نماييم. در همين رابطه در زمينه خطاهاي فردي که در زمين فوتبال به وقوع مي‌‌پيوندد کميته انضباطي موظف گرديده تا با تشکيل هيأت رسيدگي به تخلفات اخلاقي و حرفه‌اي بازيکنان و مربيان رسيدگي کند و بر مبناي گزارشي که ستاد منشور اخلاقي تنظيم کرده ميزان جرايم و محروميت‌ها را اعلام نمايد. ما در دور جديد محروميت‌ها حذف فرد تا آخر عمر از ميادين فوتبال را نيز در نظر گرفته‌ايم. يقيناً با اين رويکرد مي‌‌توان ضعف قانوني را از بين برد و بازيکنان را ملزم به رعايت اخلاق نمود. جامعه فوتبال پاك استدر حالي که گاه اخبار تکان دهنده از لغزش‌هاي اخلاقي از فوتبال کشور به گوش مي‌‌رسد، عليپور جامعه فوتبال را نسبت به ساير اقشار جامعه بسيار پاک مي‌‌داند و مي‌‌گويد: نوع پوشش خبري براي بازيکنان و دايره اقبال عمومي به آنها باعث گرديده تا دايره خطا و تزلزل در اين قشر افزايش پيدا کند. در تحقيقات انجام گرفته از برخي بازيکنان به طور هفتگي 600 تماس تلفني دارند که هر يک از آنها تقاضاي برقراري ارتباط غير اخلاقي را دارند. حال خودتان کلاهتان را قاضي کنيد که چه شخصي مي‌‌تواند در برابر اين ميزان انحراف از خود مقاومت نشان دهد. بازيکناني مثل کريم باقري در فوتبال ما بسيار کم هستند تا از اين کارزار سالم بيرون بيايند. و در پايان...عدم ارائه برنامه‌هاي کلان فرهنگي از سوي سازمان‌هاي بزرگي همچون شوراي عالي انقلاب فرهنگي، فرهنگستان، شوراي فرهنگ عمومي، کميسيون فرهنگي مجلس، اداره کل فرهنگي سازمان تربيت بدني عاملي گرديده تا در عرصه اجرايي نتوانيم اقدامي خاص صورت داده و فرهنگ را به معناي واقعي در کنار ورزش بنشانيم. گفته‌هاي عليپور شايد نويدبخش اين موضوع باشد که در فصل جاري فوتبال، اخلاق رنگ و لعاب بيشتري به خود بگيرد و بازيکنان اخلاق‌مدار بيشتري در جامعه فوتبال ما حضور پيدا کنند هر چند که امروز اين دست از بازيکنان تعدادشان به‌اندازه يک دست هم نمي‌‌رسد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار