سوخت اتمی در قلب نیروگاه بوشهر در حالی بارگذاری شد که ملت ایران برای راهاندازی آن و تولید برق هستهای سه دهه انتظار کشیده است. هنوز مردم ایران با مراجعه به حافظه تاریخی خود به یاد دارند که چگونه شرکت آلمانی زیمنس تعهداتش را زیر گذاشت و سپس در دوران جنگ تحمیلی و به دنبال بمباران این نیروگاه از سوی دشمن (نیروی هوایی عراق) پروژه بوشهر میرفت که به دست فراموشی سپرده شود، اما به رغم تمامی این سنگاندازیها و مانعتراشیهای پیاپی، سرانجام در سال 1992 ایران با روسیه برای ساخت نیروگاه اتمی بوشهر به توافق رسید. ورود روسها به پروژه بوشهر هر چند برای امریکا و برخی دولتهای اروپایی که مخالف دستیابی ایران به انرژی هستهای بودند گران آمد اما روسها صرفنظر از مانع تراشیها و اعمال فشارهای سیاسی غرب ابتدا بایست نیروگاه بوشهر را که زیربنای آن بر مبنای فناوری غرب (آلمان) قرار گرفته بود تغییر داده براساس تکنولوژی روسی کار را شروع میکردند. طبیعی است چنین حرکتی زمان بر باشد، اما این تنها یک روی سکه بود، چرا که فشارهای پیاپی امریکا و اسرائیل به مسکو برای رها کردن پروژه بوشهر روی دیگر سکه بود که البته بیتأثیر هم نبود، چون روسیه بارها تکمیل و راهاندازی نیروگاه بوشهر را به تأخیر انداخت که مجموع این بهانهتراشیها سبب شد تا زمان تحویل و راهاندازی نیروگاه بوشهر به رکورد یک دهه برسد. اما با وجود چنین داستان پرفراز و فرودی با حضور سرگئی کرینکو، رئیس شرکت روس اتم بالاخره سوخت نیروگاه بوشهر در قلب این نیروگاه بارگذاری شد که این یعنی پایان سه دهه انتظار برای راهاندازی نیروگاه بوشهر. مشخص شد که سیاست و تاکتیکهای امریکا و اسرائیل تنها تأثیری تأخیری داشته و رشته همکاری اتمی تهران و مسکو را نگسسته است. البته امریکا و رژیم صهیونیستی تمام توان خود را برای گسستن رشته همکاری اتمی ایران و روسیه به کار گرفتند اما در عمل این اراده و صبر ملت ایران بود که پیروز شد. از طرف دیگر امریکا و اروپا در تبلیغاتی مسموم تلاش کردند کشورهای حاشیهجنوبی خلیجفارس را در اعتراض به ساخت نیروگاه اتمی بوشهر به بهانههای پایین بودن ضریب امنیتی آن و مسائل زیست محیطی با خود همراه سازند که در این عرصه نیز با شکست روبهرو شدند چرا که آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر استاندارد بودن روند ساخت نیروگاه اتمی بوشهر براساس معیارهای آژانس مهر تأیید زد. بدین ترتیب، پروژه ایران هراسی بین کشورهای منطقه نیز شکست خورد. در مرحله فینال و در موضعی انفعالی تلاش شد چنین القا شود که با راهاندازی نیروگاه بوشهر ایران نیازی به غنیسازی ندارد که این حرکت نیز جواب نداد، چون جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد به زودی ساخت سومین مرکز غنیسازی اورانیوم را آغاز خواهد کرد و از این رو عزم خود را برای دستیابی به 20 هزار مگاوات برق هستهای و ساخت مرکز غنیسازی برای تأمین سوخت نیروگاههای اتمی بعدی نشان داد. اما این همه جنجال برای محروم ساختن ملت ایران از بهرهگیری از انرژی هستهای و تولید برق اتمی در حالی است که امروزه در دنیا بیش از 400 نیروگاه هستهای در کشورهای مختلف مشغول به کار هستند و بخش عمدهای از برق جهان را تولید میکنند. بسیاری از کشورهای غربی و امریکا و همینطور ژاپن دارای نیروگاههای نسل دوم و سوم هستند و در این میان امریکا که بیش از همه مخالف دستیابی ایران به دانش و فناوری هستهای صلحآمیز است با 105 نیروگاه هستهای بیش از سایر کشورها به دنبال بهرهگیری از انرژی هستهای است ضمن آنکه به استفاده نامتعارف از انرژی هستهای نیز ادامه میدهد. بدین ترتیب منطقی است که این کشور مانع دستیابی سایر کشورها به انرژی هستهای شود؟ به قول البرادعی فردی که خود سیگار میکشد نمیتواند دیگران را به ترک سیگار دعوت کند و ظاهراً مخالفان دستیابی ایران به دانش و فناوری هستهای صلحآمیز از این ضربالمثل بیخبرند که رطب خورده کی تواند منع رطب کند. پس اگر کشورهای غربی سالهاست که از انرژی هستهای برای مصارف صنعتی، کشاورزی و پزشکی استفاده میکنند این حق مسلم ملت متمدن و تاریخی ایران است که پس از سه دهه انتظار شاهد جشن راهاندازی نخستین نیروگاه اتمی خود باشد.