
پس از آنکه میرحسین موسوی با صدور بیانیهای، اعدام اخیر پنج تروریست را محکوم کرد، دادستان عمومی و انقلاب تهران طی گفتوگویی حمایت یکی از کاندیداهای شکستخورده انتخابات از تروریستها را یک جرم جدید دانست و تأکید کرد و در محاکمه سران فتنه به همه موارد توجه خواهد شد.
این موضعگیری قاطع عباس جعفری دولتآبادی اگر چه جای خوشوقتی دارد اما سؤالاتی را برای مخاطبان ایجاد میکند که اختصاراً به برخی از آنها اشاره میشود.
1 ـ مسائلی که در یک سال اخیر رخ داد و ناشی از حس قدرتطلبی جمعی از خواص مطرود بود، مسیری را پیمود که بیتردید دلخواه دشمنان 30 ساله انقلاب را برآورده کرد.
طوری که نفوذ سیاسی و فیزیکی بیگانه را در داخل کشور فراهم آورد و بسیاری از دخالتهای عیان و نهان آنان را در اغتشاشات به منصه ظهور رساند. هزینههای میلیاردی به کشور تحمیل شد و مهمتر آنکه به توده مردم و رأی ملت اهانت شد. با این حال باید پرسید که حوادث و ساختارشکنیهای یک سال اخیر که محکومیت اعدام تروریستها نیز در ادامه آن آمد، «جرم» محسوب میشود یا «جنایت»؟
2 ـ بدون شک در حوادث پس از انتخابات که در قالب انقلاب مخملی پیش میرفت، برخی از خواص و عوام قدم در راهی گذاشتند که اگر ادامه مییافت، بعید نبود منجر به تحمیل هزینههایی گزاف بر کشور و نظام شود لذا بیگانگان از تمامی این فرصتها استفاده کردند و اپوزیسیون خارجنشین با پشتیبانی معارضان داخلی یک آهنگ را نواختند. اما خیلی زود، مردم پاسخ محکمی به آنان دادند. واقعه 9 دی و 22بهمن فریاد کوبنده ملت بود بر توهمات آشوبطلبان.
اما به هر حال این باعث نمیشود که مردم از جرائم یا جنایات فتنهگران و سران فتنه بگذرند و آن را نادیده گیرند. بنابراین به عنوان سؤال دوم باید پرسید آیا برای تحقق وعدهای که برای محاکمه سران فتنه داده میشود، آیا تاکنون پروندهای برای تجمیع و ثبت جرائم و جنایات سران فتنه تشکیل شده است؟
هر چند بیانیههای سریالی و سخنان ناصواب از سوی میرحسین موسوی و اطرافیان وی، پرونده محکمی برای اثبات جرائم و جنایات آنان است، اما برای آنکه حق تمامی مظلومان در حوادث اخیر ستانده شود، ضروری است تا دراین رابطه پرونده مجزایی در قوه قضائیه تشکیل شود و دادستان محترم به عنوان مدعیالعموم پیگیر این موضوع باشد.
3 ـ تاکنون اگر زمان محاکمه سران فتنه فرا نرسیده، قطعاً از جهت مصلحت نظام و افتادن نقاب تقلبی از چهره فتنهگران بوده است؛ به طوری که تمامی مردم از نیات درونی انقلابیون پشیمان مطلع شوند و آنان را بشناسند. اما به هر حال اظهارات اخیر دادستان تهران درخصوص محاکمه سران فتنه، برای آنان که قانون را ابزار قرار دادهاند و شکایت از مطبوعات افشاگر را نیز در برنامههای خود گنجاندهاند، این واقعیت را یادآور شد که آنها روزی برای حضور در دادگاه فراخوانده میشوند و این خیال که آزادانه و بیمحابا قانونگریزی کنند و کسی هم به آنها کاری نداشته باشد، خیال باطلی است. اما به هر حال باید از مسئولان قوه قضائیه این سؤال را پرسید که تاکنون چه اقداماتی در حیطه قضایی برای کاهش هزینههای احتمالی محاکمه سران فتنه انجام دادهاید؟ به عبارتی آیا برای آنکه محاکمه سران فتنه، دستاویز تازهای برای معاندان نباشد، روشنگریهای قضایی در این رابطه را برای مردم ابراز داشتهاند؟