ياسر مهدوي- يك روز پس از سخنان ميرحسين موسوي در جمع اصلاحطلبان آذربايجاني، روز گذشته نوبت خاتمي بود تا در ديدار نمايندگان ادوار مجلس، تئوريهاي جديد خود را مطرح سازد.عوض شدن جاي مدعيان و متهمان خاتمي در بخشي از اين ديدار ميگويد: «اعتراض داشتن به مسائل نبايد سبب شود كه معترضان به همه اتهامات متهم شوند. من مطمئن هستم كه اگر قوه قضائيه دقيقاً به وظايف خود عمل كند، جاي مدعيان و متهمان عوض خواهد شد.» ظاهراً مماشات چند ماهه دستگاه قضا با عوامل اصلي اغتشاشات و مرتكبين جرم بزرگ، امثال آقاي خاتمي را خواب نماكرده است و يا اينكه براثر يك عارضه فراموشي، حوادث سال گذشته را از ياد بردهاند. اگر اينگونه است بد نيست چند كلمهاي را به خاطر مبارك ايشان بياوريم. جناب آقاي خاتمي! جنابعالي 8 سال بالاترين مقام اجرايي اين كشور را داشتهايد و بهتر از هر كس با سازوكارهاي انتخاباتي آشنا هستيد. همانگونه كه ادعاي تقلب 500 هزار رأيي آقاي كروبي را در سال 84 نپذيرفتيد پس چگونه ادعاي تقلب 11 ميليوني را شنيديد و با سخنان دوپهلو آن را تأييد كرديد؟ آيا معناي دموكراسي كه هميشه فرياد ميزديد، اين بود؟بيست و يكم ارديبهشت سال گذشته يعني يك ماه مانده به انتخابات گفتيد: «مسئله فوري لزوم تغيير وضع كنوني است كه اگر تغيير نكند همه زيان ميكنند». چه زيان و بحران حادي متوجه همگان بود كه بايستي در انتخابات تغيير ميكرد.طي 3 ماه مانده به انتخابات شما و اصلاحطلبان برخلاف هشدار رهبري مدام از سلامت انتخابات ابراز نگراني كرديد تا اينكه موسوي پس از باخت دچار اين توهم شد كه در آرا «شعبدهبازي» صورت گرفته است. آيا اين دلسوزي براي نظام بود؟ پس از اولين بيانيه ميرحسين، جنابعالي به جاي نصيحت وي و توصيه وي به عملكرد در چارچوب قانون اساسي همراه با ساير اعضاي مجمع روحانيون مبارز تأكيد كرديد كه مهندس موسوي عزيز را تنها نخواهيد گذاشت، موسوي را در چه راهي نميخواستيد تنها بگذاريد، در راه سيلي زدن به جمهوريت نظام؟ همراه با مجمع روحانيون فراخوان غيرقانوني تجمع 30 خرداد را داديد، آن هم درست يك روز پس از خطبههاي وحدت آفرين نماز جمعه رهبري و در سالروز عمليات منافقين. تا ساعت 14 اعلام لغو راهپيمايي را به تأخير انداختيد تا معترضان به خيابانها بيايند و آن فجايع اتفاق افتد.آيا اين از خيرخواهي نظام بود؟ در برابر تهمتهاي كروبي و موسوي به نظام يا سكوت كرديد و يا اينكه تأييد كرديد. بدون اينكه صحت و سقم آنها را جويا شويد. شعارهاي ضد نظام و ضد امام (ره) روز قدس، 13 آبان، 16 آذر و روز عاشورا را شنيديد اما محكوم نكرديد. سخنان هتاكانه دوستان قديم خود مانند مهاجراني (وزير نمونهتان)، اكبر گنجي، سروش، كديور، مخملباف و سازگارا را در شبكههاي ضدانقلاب ميشنيديد اما حتي يك بار تلويحي هم شده آنان را نفي نكرديد. وقتي گفتند امام (ره) مستبد بود و اهل دموكراسي نبود آيا نياز به واكنش نداشت؟ آيا اين موارد و دهها مورد ديگر مصداق اتهام نيست و نبايستي بررسي شود.تهاجم از دو جهت خاتمي در بخش ديگري ميگويد: «ما از دو جهت مورد تهاجم قرار ميگيريم، يكي از جانب دستگاه و امكانات تبليغي كه در اختيار جريانات خاص است و ديگر آنهايي كه در خارج كشورند و با اسلام و با امام (ره)و ايران ميانهاي ندارند و خوشحال ميشوند كه امام (ره) زيان و لطمه ببيند.» آقاي خاتمي! آيا در 10 ماه اخير كه تمامي ضدانقلاب از ربع پهلوي گرفته تا منافقين تمام قد به صحنه آمدند تا انقلاب خميني را به بهانه حمايت از كانديداي اصلاحطلب واژگون سازند، آيا نميدانستيد كه اينها با امام (ره) و اسلام ميانهاي ندارند و براي آنها اصلاحطلب و اصولگرا فرق ندارند.پس چرا حتي يكبار حتي در يك جمله كوتاه شما و ميرحسين سخني نگفتيد و دخالت آنها را محكوم نكرديد.نظارت لازم است!آقاي خاتمي در اين ديدار برخلاف رويه قبلي چند ماهه اخير سران اغتشاش جايگاه نظارت شوراي نگهبان را ميپذيرد و ميگويد: «وقتي ميگوييم انتخابات آزاد و سالم و فراگير باشد، مراد نفي نظارت نيست. نظارت لازم و نهاد نظارت كننده هم معلوم است» اين در حالي است كه وي و دوستانش طي يك سال اخير بر ساختار شوراي نگهبان ميتاختند و خواستار نظارت دستگاهي چون مجمع تشخيص بر انتخابات بودند البته او در ادامه نظارت استصوابي را كنار ميگذارد و جايگاه شوراي نگهبان را در حد يك تماشاچي بيخاصيت مسابقه ورزشي كه هيچ اختياري ندارد و فقط بايستي تماشا كند تقليل ميدهد.انحلال احزاب با كدام معيار قانون اساسي سازگار است؟آقاي خاتمي در ادامه از انحلال مشاركت و مجاهدين انتقاد و ادعا ميكند اين رفتار با قانون اساسي و مصلحت جامعه سازگار نيست. اما آقاي خاتمي آيا نمي داند در همان قانون اساسي كه فعاليت احزاب را به رسميت شناخته، چارچوبي براي آنان قائل شده و آن مخل نبودن نسبت به اسلام و امنيت جامعه است. حضرت امام?(ره) كه آقاي خاتمي و همفكرانش مدعي پيروي از خط ايشان هستند، به محض شنيدن فراخوان جبهه ملي جهت تظاهرات عليه لايحه قصاص، اين حزب را مرتد اعلام كردند و پس از آن اين حزب به موزه تاريخ پيوست. اگر رفتارهاي اين دو حزب اصلاحطلب مروري كوتاه شود، صدها برابر بالاتر از اقدام جبهه ملي عليه اسلام و امنيت ملي و مصلحت جامعه است.اختلافي وجود ندارد، اهداف ما مشترك استظاهراً انتقادهاي اخير ميرحسين وكروبي از خاتمي باعث موضع انفعالي وي شده كه وجود اختلاف در ميان سران اصلاحات را جنگ رواني رقيب ميشمرد و اهداف آنها را يكسان ميداند. آقاي خاتمي با اين سخن اعتراف ميكند كه در تمامي ساختارشكنيهاي ميرحسين و كروبي با آنان همرأي است و در كشيدن شمشير از رو بر صورت نظام مسئلهاي است كه او نيز قبول دارد.آوردن نام جنبش سبز براي اولين بار از نكات جالب اين جلسه آنجاست كه پس از انتقادهاي اخير ميرحسين از خاتمي كه گفته بود خاتمي حتي يكبار اسم جنبش سبز را نياورده است، خاتمي در اين ديدار كلمه جنبش سبز را بر زبان جاري ميسازد. هر چند سعي ميكند ابتدا نام اصلاحات را بياورد و بعد نام جنبش سبز را تامشخص كند كه اولويت او هنوز اصلاحات است و سعي دارد آن را از سيطره جنبش سبز خارج سازد.