حوادث 11 سپتامبر آغاز یک جریان عظیم امنیتی – سیاسی در عرصه بینالمللی قرار گرفت و طرحهای از پیش آماده شده آمریکایی – انگلیسی با ماهیت مطلوبیتهای صهیونیستی در افغانستان و عراق به اجرا درآمد. مدتی بعد بهانههای اشغال عراق را دروغ وساختگی توصیف کردند و در افغانستان، صورت مسأله از نابودی طالبان و القاعده، به همزیستی در فرمولهای آمریکایی تبدیل شد.
البته ممکن است در شرایطی ویژه، واقعیات سناریوی 11 سپتامبر نیز در یک زمان نامعلوم آشکار شود.
آنچه در این جریان سازی بینالمللی اهمیت دارد این بود که با تکیه بر فضای تولید شده از 11 سپتامب «مفهومسازی هدفمندی» تحت عنوان تروریسم شکل گرفت و سپس با تکیه بر این مفهوم، کلیه اقدامات آمریکایی برای نادیده گرفتن مجامع بینالمللی و قواعد منطقی جهانی موجه نشان داده شد.
صهیونیستها هم که در خمیرمایه تفکر نئوکانها حضور ایدئولوژیک داشتند، با همین نام و تکیه بر مبارزه با تروریسم، فجایع ضد بشری و جنایتکارانه را به اوج رسانده و آن را ضروری تصویر نمودند.
در رویدادهای منطقهای نیز که فصل مشترک رویکردهای آمریکایی – صهیونیستی با خواستههای کشورهای عربی سازشکار، بر «ایران هراسی و شیعه هراسی» قرار گرفته، زمینه هر اقدام جنایتکارانه در عراق و اکنون در صعده یمن علیه حوثیها در جریان است.
ناکارآمدی و فساد حکومتی در یمن، با اندیشههای جدید امنیتی آمریکایی – صهیونیستی برای آبراه سوقالجیشی باب المندب و تفکر اشغالگرانه و ضد شیعی عربستان با پوشش ادعای موهوم و غیرواقعی نفوذ ایران در شمال یمن و حمایت از حوثیها، به خلق جنایات نامحدود علیه مردم صعده، منجر شده است.
در واقع عربستان با مدلسازی از آنچه در 11 سپتامبر و پس از آن در صحنه منطقهای و جهانی به اجرا درآمد، کسب اهداف غیرمشروع و غیراخلاقی خود را در یک جنگ نیابتی از سوی آمریکا علیه ایران دنبال میکند. حال آنکه با تمامی خریدهای تسلیحاتی از غرب که بیشتر به معاملههای پنهانی برای چپاول ثروت ملی مردم عربستان شباهت دارد، ارتش عربستان با سرافکندگی برای رفع ناکامی خود، دست به دامان شرکتهای صهیونیستی – ماهوارهای و یا کماندوهای اردنی و بقیه کشورهای عربی هم پیمان شده است.
جالب این است که خریدهای 40 میلیاردی تسلیحات توسط عربستان که هواپیماهای پیشرفته را نیز شامل میشود، اصلاً مورد اعتراض صهیونیستها نیست. در حالی که در دهههای قبلی وتوی رژیم صهیونیستی، بر روی کمترین امکانات حساس الکترونیک در هواپیماهای فروشی از سوی آمریکا به عربستان اعمال میشده و با جنجال همراه بود. این بدان معناست که اگر سلاح آمریکایی در عربستان در چارچوب مطلوبیتهای غربی – صهیونیستی به کار گرفته شده و ابزاری برای ایرانستیزی باشد، هیچ گونه اعتراض صهیونیستی را در مقابل نخواهد دید.
اساساً فروش تسلیحات آمریکایی به کشورهای جهان و منطقه برای اعمال نوعی مهندسی بیثباتی و بهرههای ناشی از آن میباشد که در شرایط فعلی باید به جای تهدیدات آمریکایی و صهیونیستی، در منطقه به کارگیری شوند، حال آنکه کارکرد این سلاحها، تنها به فعالتر کردن ماشین صنعت نظامی و بهرههای مالی منتهی و با آگاهی افکار عمومی، به کارکردهای متضاد تبدیل میشود.