کتاب «خواهر معصومه» حاوی اسامی و حوادث تازهای است که اگر تاریخ شفاهی خانم «معصومه نورمحمدی» ثبت و نگارش نمیشد، شاید جایی در «گذشته» دفن میشد. این قدرت و اهمیت تاریخ شفاهی را اثبات میکند جوان آنلاین: کتاب «خواهر معصومه» حاوی اسامی و حوادث تازهای است که اگر تاریخ شفاهی خانم «معصومه نورمحمدی» ثبت و نگارش نمیشد، شاید جایی در «گذشته» دفن میشد. این قدرت و اهمیت تاریخ شفاهی را اثبات میکند.
کلاسهای دکتر ابوالحمد، نام اولین امریکایی تسلیمشده، نامهها و هدایای مردم امریکا که برای گروگانها ارسال میشد، سختیهای کلاس درس سید علی خامنهای در حزب، دو بار سیلی خوردنهای دانشجویان از گروگانها، سختیهای حفاظت و نگهداشتن گروگانها و خیلی موارد دیگر، از مطالب جدیدی است که این کتاب به تاریخ تسخیر لانه اضافه کرده است. برای نمونه در صفحه ۵۷ کتاب آمده است: سعی میکردم کلاسهای دکتر ابوالحمد را از دست ندهم. سیاستهای جهان و روابط سیاسی را آموزش میداد. بسیار باسواد و اهل گفتوگو بود. در کلاسهایش دانشجوها فرصت بحث و اظهار نظر داشتند. همین گرم بودن کلاسش دلیلی بود که دو برابر تعداد معمول، دانشجو به کلاسش میآمد؛ مثلاً اگر حرف از نظامهای دیکتاتور و توتالیتر میشد، حرف را میکشیدیم به شیوه حکومت شاه و بعد نقد و انتقادات دانشجوها. حرفهای پخته و علمی استاد عبدالحمید ابوالحمد، آتش مبارزه با حکومت را بین ما دانشجوها گرم میکرد.
روایتهای بیتعارفی که راوی در بیان خاطراتش استفاده میکند، کتاب را باورپذیرتر و واقعیتر کرده است. راوی خیلی راحت از ترسیدن، تردید، هیجان، بیاخلاقیهای افراد با ظاهر و ادعای مذهبی، دستمایههای هرهر و کرکر جوانان دانشجو، تغییرات پوششاش از بیحجابی تا پوشیدن چادر و سختیهای این تغییر و لباس بدننمای آن دانشجوی کمونیست که خود کمونیستها را هم آزرده کرده حرف میزند. شاید این خاصیت معلم بودنش باشد و ارتباطی که با نسل جوان داشته است.
کاترین کوب، مدیر انجمن ایران و امریکا (IAS) در تهران بود که چهارماه قبل وارد ایران شده بود؛ او یک روز بعد از ۱۳ آبان، در محل انجمن ایران و امریکا دستگیر شد. کاترین خاطراتش را در کتابی با نام «میهمان انقلاب» چاپ کرده که در ایران هم ترجمه و چاپ شده است. کتاب کاترین برخی از روایتهای کتاب خواهر معصومه را از زاویه نگاه طرف امریکایی روایت کرده است. این کتاب نشان میدهد که چقدر ما در روایت شفاهی تاریخی که ساختهایم کوتاهی کردهایم.
در پیشگفتار کتاب کاترین کوب آمده از همان روزهای اول، مطالبه برای نگارش کتاب مطرح میشود، اما کاترین رد میکند ولی در پاراگراف آخر دلیل راضی شدنش را بازگو میکند. خاطرات کاترین افشا کرده که انبوهی از نامههای مردمی و به ظاهر مردمی به گروگانها در ایران ارسال میشده تا در بین آنها چند نامه بتواند اخبار بیرون را به گروگانها برساند که در کتاب خواهر معصومه هم به این انبوه نامهها اشاره شده است. در کتاب خواهر معصومه از کمک الیزابت سوویفت به بازسازی اسناد رشتهشده اشاره شده است. آن هم وقتی که به دلیل قطعیت جاسوس بودنش، او را به همراه دیگر گروگانهای زن و سیاهپوست آزاد نکردند!
در کتاب مهمان انقلاب نکته عجیبی در مورد اسم الیزابت ذکر کرده است: اسم کامل آن، الیزابت اَن سوئیفت است. دوستان و خانوادهاش او را اَن صدا میکنند. او را در ایران «الیزابت» صدا میکردند، چون نام وسطیاش در زبان فارسی معنای بدی داشت. بخشی از تاریخ که فقط و فقط نزد خانم نورمحمدی بوده و انتشار کتاب آن را ثبت تاریخی کرده، ماجرای تماسی است که راوی بعد از جلسه مخفی توجیهی حبیبالله بیطرف قبل از حمله به سفارت با آیتالله راستیکاشانی برقرار میکند و جوابی که آن مرحوم به سؤال راوی میدهد که در صفحه ۱۰۷ کتاب آمده است.
در ادامه ماجرای جذاب و دلهرهآور فرار یکی از گروگانها و درگیریاش با راوی، واکنش دکتر شفیعی کدکنی به شهادت آیتالله مطهری و حکایت ژنرال سرور، دختر قوی و تنومند شیرازی در لانه جاسوسی و تکهپرانی آن جوان مخالف جمهوری اسلامی در سر صندوق رفراندوم، و ماجرای یخچالهای پر از امکانات سفارت و کاری که دانشجوهای گرسنه با آنها کردند و روایت انحراف برخی از انقلابیون بعد از جنگ، و اولین اردوهای راهیان نور در اوایل دهه شصت و دیگر قسمتهای مهم و خواندنی کتاب که پیشنهاد میکنم حتماً مطالعه کنید.
*مدرس دانشگاه
و عضو شورای اسلامی شیراز