جنگ همیشه صدای توپ و تانک ندارد؛ وقتی صدای توپ را میشنوی سنگر میسازی، اما امروز دشمن پیش از همه از جایی میآید که اکثر انسانها سنگر نساختهاند. از ذهن، از باور، از آنجا که فکر میکنی خودت تصمیم گرفتی و همین خطرناکترین لحظه جنگ است. جنگ همیشه صدای توپ و تانک ندارد؛ وقتی صدای توپ را میشنوی سنگر میسازی، اما امروز دشمن پیش از همه از جایی میآید که اکثر انسانها سنگر نساختهاند. از ذهن، از باور، از آنجا که فکر میکنی خودت تصمیم گرفتی و همین خطرناکترین لحظه جنگ است.
ایران در سالها و ماههای اخیر از جنگهای دوازدهروزه و چهلروزه تا تفاهمنامه نقضشده، محاصره دریایی و فشارهای اقتصادی و معیشتی، مسیری دشوار را پشت سر گذاشته است. اما آنچه امروز بیش از هر موشک و تحریم و محاصره دریایی ما را تهدید میکند جنگ شناختی است. جنگی که ذهن و قلب ما را نشانه گرفته است و در آن در وهله اول، هدف نه تسخیر سرزمین که تسخیر اراده و به دست گرفتن کنترل ماست. دشمن میخواهد ملت ایران به این باور برسد که امروز هیچ راهی ندارد، که همه فاسدند، که هیچکس کاربلد نیست و این شرایط درست نمیشود و آینده با ادامه این وضعیت تیره و تار است. طبیعتاً در چنین شرایطی بهترین کار و تنها راه، تسلیم شدن است و این خطرناکترین لحظه جنگی است که ما در همه لحظات و در همه شئون زندگی با آن دست به گریبانیم. دقیقاً لحظهای که ما فکر میکنیم خودمان تصمیم گرفتهایم در حالی که تصمیم را دشمن برایمان گرفته است، وقتی که ما را به جایی میرساند که آنطور فکر کنیم که او دوست دارد. ما امروز درست در همین نقطه ایستادهایم.
این روزها دشمن از ما چه میخواهد و ما چه کار میکنیم که مطلوب دشمن است؟ روشن است که دشمن در اصلیترین هدفگذاری خود میخواهد بین ما ایرانیها اتحاد نباشد و خیلی از ماها دقیقاً همان کار را میکنیم که او میخواهد! هر کس یک حرفی بزند او را طرد میکنیم. هر کس یک اشتباه کند او را برای همیشه مردود میدانیم. برخی از ما سعی میکنیم واژه اتحاد و هرچه شبیه آن است را امروز به فحش تبدیل کنیم. دشمن میخواهد مردم ناامید شوند و بخشی از ما هر روز میگوییم دولت ناکارآمد است، مجلس نمیتواند و قوه قضائیه ضعیف است! مگر نظام جمهوری اسلامی متشکل از همینها نیست؟ اگر همه خائن و فاسدند پس سیستم فاسد است و این دقیقاً همان حرف دشمن است.
امروز متأسفانه بخش قابل توجهی از رسانه و شبکههای اجتماعی ما در دام رسانهای دشمن گرفتار شده و هرچه را که دشمن دوست دارد، برجسته میکنند. این عملکرد هم صرفاً در یک طیف سیاسی و رسانهای نیست؛ جریاناتی از طیفهای مختلف مشغول همین کارند و محتواهایی تولید میکنند که با ترکیبی از اطلاعات درست و غلط، تکمیلکننده پازل دشمن در فسادنمایی است. امروز بسیاری از ما اهل رسانههای رسمی و غیررسمی منتظر فرصتی هستیم تا به تفرقه دامن بزنیم. اینکه فرزند یک مسئول که برخی او را نقطه مقابل سیاسی خود میدانند، برای دفاع از عملکرد پدرش توئیتی نامناسب زده، چرا ما که خود را ملتزم به پیروی از رهبری برای پرهیز از دوقطبیسازی میبینیم به جای نادیده گرفتن و بیاعتنایی، این موضوع را فرصت مناسبی برای دوقطبیسازی و حملات رسانهای میبینیم؟! چرا بسیاری از اهل رسانه این روزها موفقیتهای فردی، اجتماعی و نظامی متعلق به کشور را بایکوت میکنند و با دیدن کوچکترین کاستی و عدم موفقیتی خوشحال میشوند که چه مستمسک خوبی برای حمله به دیگری پیدا کردهاند و این تنها یک غفلت رسانهای نیست، بلکه یک خودزنی راهبردی است! ما در حالی که گرد و غبار سم ستوران دشمن از دوردستها هویداست در خانه مشغول خودزنی هستیم!
از طرفی ما امروز در مواجهه با مسائل اجتماعی دچار نوعی غفلت شدهایم؛ بخشی از جامعه چه بخواهیم چه نخواهیم، چه حلال بدانیم چه حرام، الان سبک زندگی متفاوتی پیدا کرده که با آموزههای اسلامی و شرعی همخوان نیست. با انکار یا برخورد غلط نمیتوان این مسئله را حل کرد. اول باید پذیرفت که اینها بخشی از مردم هستند که سبک زندگیشان به هر دلیلی اینگونه شده است؛ چه بسا بسیاری از آنان در بسیاری از جاها با ما همفکرند، اما سبک زندگی متفاوتی دارند. اینها هموطنهایی هستند که به دلیل کمکاری متولیان امر و زحمات و هزینهکردهای مداوم دشمنان و البته ضعفهای خودشان دچار این وضعیت شدهاند و باید برای اصلاح آن برنامهریزی گسترده کرد. باید روی علتها کار کرد نه معلولها. دختران بیحجابی که به فرموده شهید والامقام حاج قاسم سلیمانی همه دختران ما هستند، در واقع همه مجروح جنگ نرم دشمن هستند و ما نتوانستیم به آنان بگوییم میشود ورزش کرد ولی پوشش درستی هم داشت. نتوانستیم الگویی سالم با اقتضائات روز برایشان طراحی کنیم. باید برای این دختران دلسوزی کرد و کمک کرد تا بفهمند که در چه ورطهای افتادهاند، نه با طرد و برخورد سلبی که امکان دیالوگ ما با آنان را کاملاً از بین میبرد.
دشمن در جنگ شناختی به دنبال این است که مسئولان ترور شخصیت شوند و برخی از ما دقیقاً همین کار را میکنیم. موفقیتهایشان را نمیگوییم و فقط مشکلاتشان را میگوییم و دقیقاً دشمن همین را میخواهد به جامعه القا کند و ما برای تحقق این هدف دشمن به او کمک میکنیم و این عمیقترین خودتحقیری راهبردی است.
امروز اتحاد مقدس خواست رهبری است و تفرقه خواست دشمن. رهبری انقلاب بارها و بارها هشدار دادهاند از دوقطبیسازی حول هر چیزی. اما برخی از ما با همین بهانهها مشغول زدن مسئولان و همدیگریم؛ گویی فراموش کردهایم که دشمن تنها یک چیز میخواهد: که ما با هم نباشیم. امروز وظیفه ما این است که اتحاد مقدس را که مورد تأکید امام شهید و امام حاضر است محقق کنیم و کاری کنیم که همه مردم در تجمعات شرکت کنند، نه اینکه با تندروی و طرد، هر کس را که کمی متفاوت میاندیشد از میدان بیرون کنیم. راهکارش این است که از تفرقه پرهیز کنیم، همه مردم را با قلب و زبانمان به عرصه دفاع از کشور دعوت کنیم و کاری کنیم که همه با ما احساس یکرنگی کنند. امروز اتحاد یک تاکتیک نیست، بلکه یک تکلیف شرعی و انقلابی است و این سختترین بخش ماجراست. اتحاد با کسی که با او اختلاف داری، اتحاد با کسی که فکر میکنی اشتباه میکند، اتحاد با کسی که شاید حتی به تو بدی کرده؛ اما این همان چیزی است که دشمن را مأیوس میکند.
تاریخ پر از ملتهایی است که در لحظه حساس به خواب غفلت رفتند؛ نه بهخاطر ضعف نظامی، نه بهخاطر کمبود امکانات، بلکه بهخاطر تفرقه، بهخاطر اینکه هر کس ساز خودش را زد و اینگونه راه برای دشمن باز شد که آنان را نابود و درس عبرت دیگران کند. دشمن در این چند وقت تلاش زیادی کرده تا با جنگ شناختی، اذهان ملت ایران را مدیریت کند و آنان را دچار ضعف در برابر دشمن، تفرقه و عدم اعتماد به مسئولان کند تا فازهای بعدی جنگ نظامی را شروع کند. این جنگ صرفاً جنگ موشک و پهپاد نیست، بلکه جنگ ارادههاست. جنگی که در آن، هر تصمیم تو، هر حرف تو، هر سکوت تو یک سنگر است؛ یا به سود دشمن یا به سود خودت. جنگ این است که وحدت را پاس بداریم و اجازه ندهیم اتحاد به فحش تبدیل شود. جنگ این است که مسئولان را ترور شخصیت نکنیم و مردم را ناامید نکنیم. جنگ این است که «اتحاد مقدس» را که خواست رهبری است سرلوحه قرار دهیم و تفرقه را که خواست دشمن است کنار بگذاریم و بدانیم ملتی که بیدار باشد هیچ دشمنی نمیتواند بر او مسلط و پیروز شود.