رزمایش و اجتماع ۳۱۳ هزار نفری «جانفدایان ایران» را که در ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ برگزار شد رزمایش و اجتماع ۳۱۳ هزار نفری «جانفدایان ایران» را که در ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ برگزار شد، نمیتوان فقط در قاب یک تجمع بزرگ، یک رژه یا یک برنامه مناسبتی دید. اهمیت این رویداد، بیش از هر چیز، در نسبتی است که میان مردم، میدان و قدرت ملی برقرار میکند. وقتی یک جامعه در شرایط تهدید خارجی، نه فقط یک روز، بلکه برای مدت طولانی در صحنه باقی میماند و این حضور در نهایت به یک اجتماع بزرگ و سازمانیافته منتهی میشود، دیگر با یک تصویر مقطعی مواجه نیستیم، با روندی مواجهیم که میتوانیم درباره ظرفیت اجتماعی برای مواجهه با بحران و تهدیدات ترکیبی سخن بگوییم.
در این میان، ۲۰۰ شب حضور مستمر مردم اهمیت ویژهای دارد. هر تجمع بهتنهایی ممکن است یک کنش سیاسی یا اجتماعی تلقی شود، اما استمرار آن، معنای دیگری پیدا میکند. استمرار یعنی جامعه، خود را از مسئله اصلی کشور کنار نکشیده است، یعنی بحران نتوانسته است به انفعال عمومی تبدیل شود و از همینجا مفهوم سرمایه اجتماعی وارد معادله میشود. سرمایه اجتماعی در یک روز ساخته نمیشود، از تکرار تجربه جمعی، احساس تعلق، همبستگی و آمادگی برای ایستادن در کنار یکدیگر شکل میگیرد. به همین دلیل، اگر قرار باشد از تجربه «جانفدا» یک مفهوم کلیدی استخراج شود، آن مفهوم صرفاً «جمعیت» نیست، بلکه «انباشت سرمایه اجتماعی» است.
این سرمایه زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم جنگ و بحران امروز فقط در میدان نظامی تعیین تکلیف نمیشوند. یک کشور ممکن است از بیرون تحت فشار قرار گیرد، اما نتیجه نهایی، به میزان انسجام جامعه، توان تحمل فشار، حفظ روحیه عمومی و جلوگیری از تبدیل تهدید بیرونی به فرسایش داخلی؛ و به وضعیت درون آن وابسته است؛ در این معنا، خیابان دیگر فقط محل تجمع نیست. خیابان یکی از عرصههای تابآوری اجتماعی ملموس است؛ جایی که جامعه نشان میدهد در شرایط فشار تا چه اندازه توان حفظ انسجام و احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت کشور را دارد. از این زاویه، همایش ۳۱۳ هزار نفری را میتوان حلقهای میان «حضور» و «قدرت» دانست. حضور اجتماعی، هنگامی که تداوم پیدا میکند، سرمایه اجتماعی تولید میکند. سرمایه اجتماعی، اگر به ظرفیتهای پایدار تبدیل شود، تابآوری را افزایش میدهد و تابآوری نیز در سطح کلان، یکی از مؤلفههای قدرت ملی به شمار میآید. همینجا است که نسبت میان سرمایه اجتماعی و بازدارندگی مطرح میشود. بازدارندگی فقط به معنای برخورداری از تجهیزات و توان پاسخ نیست. در یک برداشت گستردهتر، تصویر یک جامعه منسجم و برخوردار از ظرفیت تحمل فشار نیز بخشی از تصویری است که میتواند در محاسبات طرف مقابل اهمیت پیدا کند. از این رو، در سطح پیام و ادراک، اصل نمایش انسجام اجتماعی یک مؤلفه قابل توجه است.
در این چارچوب، «جانفدا» دو سطح از قدرت را درکنار یکدیگر قرار داد. قدرتی که در ساختار رسمی دفاعی و در توان نیروهای مسلح دیده میشود و قدرتی که در جامعه، در حضور مردم و در سرمایه اجتماعی شکل میگیرد. این دو اگر از یکدیگر جدا دیده شوند، تصویر قدرت ملی ناقص خواهد بود. ساختار دفاعی میتواند قدرت سخت کشور را نمایندگی کند، اما جامعه بستری است که قدرت با پشتوانه اجتماعی تولید میکند. از همین رو، نسبت میان «پای لانچر» و «کف خیابان» را میتوان در چارچوب وسیعتری فهم کرد: یکی قدرت پاسخ را نمایندگی میکند و دیگری ظرفیت اجتماعی پشتیبان آن را.
همین مسئله، معنای دیگری نیز به حضور خیابانی میدهد. در شرایطی که فشار خارجی میتواند با فشار روانی و اجتماعی همراه شود و تولید شکاف داخلی بکند. در مقابل، هر اندازه جامعه بتواند انسجام خود را حفظ کند، امکان تبدیل فشار بیرونی به فرسایش درونی کاهش پیدا میکند. به این ترتیب، استمرار حضور مردم فقط یک واکنش به تهدید نیست، بلکه ساز و کار تابآوری در برابر تهدید است. از این منظر، خیابان در کنار میدان نظامی، به یکی از عرصههای قدرت ملی تبدیل میشود. اما مهمتر از خود همایش، مسئلهای است که حضور به ظرفیت تبدیل شود، ظرفیت اجتماعی، مدنی، امدادی، خدماتی، رسانهای و مدیریتی که در شرایط بحران بتواند به تابآوری کشور کمک کند. ارزش واقعی تجربه «جانفدا» نه در تکرار صرف یک تجمع بزرگ، بلکه در امکان تبدیل این تجربه به یک ظرفیت پایدار ملی است.
همین چشمانداز، بحث آینده دفاع ملی را نیز به موضوعی فراتر از تجهیزات و نیروی انسانی تبدیل میکند. تجربههایی مانند «جانفدا» را میتوان از منظر آینده، نه فقط در جایگاه یک رویداد، بلکه بهعنوان بخشی از موضوعی بزرگتر درباره نسبت جامعه و دفاع ملی مطالعه کرد.
در نهایت، معنای اصلی این رویداد را میتوان در یک زنجیره ساده، اما مهم دید. حضور سرمایه تولید میکند و سرمایه اجتماعی انسجام میسازد، انسجام تابآوری را افزایش میدهد و تابآوری بنمایه قدرت ملی است که برای آینده کشور ظرفیتی راهبردی ایجاد میکند. از این رو، اگر تجربه ۲۰۰ شب حضور و اجتماع ۳۱۳ هزار نفری بتواند از سطح یک تصویر رسانهای عبور کند و به مشارکت پایدار، مسئولیت اجتماعی و ظرفیتهای واقعی تابآوری متصل شود، «جانفدا» را باید نه صرفاً یک تجمع بزرگ، بلکه تجربهای در بازتعریف مفهوم قدرت ملی دانست، قدرتی که بخشی از آن در توان دفاعی کشور دیده میشود و بخشی دیگر در جامعهای که در شرایط بحران، میزان انسجام و ظرفیت ایستادگی خود را به نمایش میگذارد.