کد خبر: 1380100
تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۱
چاله‌کردن ۵ عضو خانواده در رسیدن به ارثیه تحقیقات پلیس درباره ناپدید شدن مرموز مردی در تهران، با کشف اجساد پنج عضو خانواده در دو چاه ۲۵ متری به پرونده‌ای جنایی تبدیل شد
غلامرضا مسکنی

جوان آنلاین: تحقیقات پلیس درباره ناپدید شدن مرموز مردی در تهران، با کشف اجساد پنج عضو خانواده در دو چاه ۲۵ متری به پرونده‌ای جنایی تبدیل شد. دو برادر که پس از فروش اموال خانوادگی زندگی مرفهی برای خود ساخته بودند، در جریان تحقیقات بازداشت شدند و یکی از آنها به قتل مادر، دو خواهر و دو برادرش اعتراف کرد. 
چندی قبل زن جوانی با مراجعه به اداره پلیس تهران از ناپدید شدن مرموز شوهرش به نام محمدرضا شکایت کرد. او در توضیح ماجرا به مأموران گفت: «چند سال قبل با محمدرضا ازدواج کردم و ما دو فرزند داریم. زندگی خوبی داشتیم تا اینکه شوهرم ناگهان ناپدید شد. پس از آن، پیام‌هایی از تلفن همراه او برایم ارسال شد که در آنها نوشته بود برای انجام کاری به ترکیه رفته و به‌زودی برمی‌گردد. او از من خواسته بود نگران نباشم و مراقب بچه‌ها باشم.»
زن جوان ادامه داد: «با اینکه رفتن ناگهانی شوهرم برایم قابل باور نبود، تصور کردم شاید به دلیل انجام کاری به خارج از کشور رفته است. از سوی دیگر، از خانواده او هم خبری ندارم. بستگانشان می‌گویند همه اموالشان را فروخته و به خارج از کشور رفته‌اند. مدتی است از آنها بی‌خبرم و نگران سرنوشت شوهرم هستم.» با ثبت این شکایت، پرونده به دستور قاضی حسین گودرزی، بازپرس دادسرای امور جنایی تهران، در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. 

 بررسی خروج مرد گمشده از کشور
در نخستین مرحله از تحقیقات، بازپرس جنایی پرونده را در اختیار مأموران پلیس اینترپل قرار داد تا مشخص شود محمدرضا چه زمانی و از چه طریقی از کشور خارج شده است. 
بررسی‌های انجام‌شده نشان داد هیچ سابقه‌ای از خروج محمدرضا از مرز‌ها ثبت نشده است. همزمان با ادامه تحقیقات و پیگیری ارتباط با پلیس ترکیه، همسر مرد گمشده بار دیگر به اداره پلیس مراجعه کرد و اطلاعات تازه‌ای در اختیار مأموران قرار داد. او گفت شوهرش به‌صورت غیابی درخواست طلاق داده و نامه‌ای از دادگاه خانواده برای او ارسال شده است. زن جوان در این باره اظهار کرد: «چند روز قبل، ابلاغیه درخواست طلاق از سوی دادگاه به دستم رسید. برایم عجیب است که شوهرم در حالی که ناپدید شده، درخواست جدایی داده است. او در درخواستش ادعا کرده مشکل مالی دارد، در حالی که ما هیچ مشکل مالی نداشتیم و اختلافی هم بینمان وجود نداشت.»


 نامه‌های مشکوک به بازپرس
با طرح شکایت دوم، بازپرس دستور تحقیقات تکمیلی را صادر کرد. بررسی‌ها نشان داد فردی به‌عنوان وکیل به دادگاه خانواده مراجعه کرده و درخواست طلاق را از طرف محمدرضا ثبت کرده است، اما همچنان هیچ اطلاعی از محل حضور خود او در دست نبود. در ادامه، نامه‌هایی که ظاهراً از سوی محمدرضا نوشته شده بود، به دفتر بازپرس ارسال شد. در این نامه‌ها خطاب به مقام قضایی ادعا شده بود که او سالم است و به دلیل مشکلاتی که داشته، تصمیم گرفته به خارج از کشور برود و دیگر قصد بازگشت به ایران را ندارد. همچنین در نامه‌ها تأکید شده بود که به همین دلیل از همسرش خواسته است از او جدا شود. با وجود این ادعاها، بررسی دقیق محتوای نامه‌ها و شواهد موجود، ظن بازپرس را برانگیخت. تناقض‌های متعدد در نوشته‌ها نشان می‌داد نامه‌ها احتمالاً توسط خود محمدرضا نوشته نشده‌اند. به همین دلیل، دستور تحقیقات گسترده‌تر درباره اعضای خانواده او صادر شد. 

 فروش اموال خانوادگی
کارآگاهان در بررسی‌های خود دریافتند پدر محمدرضا سال‌ها قبل فوت کرده و او سه برادر، دو خواهر و مادری دارد که از سرنوشت هیچ‌کدام اطلاعات دقیقی در دست نیست. بستگان و آشنایان نیز تصور می‌کردند اعضای این خانواده برای ادامه زندگی به خارج از کشور رفته‌اند. 
در ادامه تحقیقات مشخص شد محل سکونت این خانواده، ساختمانی مسکونی و گران‌قیمت در خیابان فکوری، واقع در شمال غرب تهران، بوده است. پس از ناپدید شدن اعضای خانواده، چندین مغازه و ملک متعلق به آنها توسط دو فرزندشان، رامتین و مسعود، فروخته شده و مبالغ حاصل از فروش نیز در حساب‌های مختلف جابه‌جا و در بخش‌های دیگری سرمایه‌گذاری شده بود. 
بررسی حساب‌های بانکی دو برادر نشان داد آنها پس از فروش اموال و ارثیه خانوادگی، به مبالغ هنگفتی دست یافته و زندگی مرفهی در تهران برای خود ایجاد کرده‌اند. این اطلاعات، احتمال وقوع جنایتی خانوادگی با انگیزه دستیابی به اموال را در ذهن کارآگاهان تقویت کرد. 

 فرار یکی از برادران
چند ماه قبل، با قوت گرفتن فرضیه قتل اعضای خانواده، دستور بازداشت دو برادر صادر شد. مأموران موفق شدند مسعود را دستگیر کنند، اما مشخص شد رامتین پس از اطلاع از بازداشت برادرش، به مکان نامعلومی گریخته است. 
مسعود در جریان بازجویی‌ها مدعی شد از سرنوشت اعضای خانواده‌اش اطلاعی ندارد و رامتین در جریان ماجراست. با این حال، اظهارات متناقض او نتوانست تحقیقات پلیس را متوقف کند. سرانجام کارآگاهان روز سه‌شنبه مخفیگاه رامتین را در یکی از شهر‌های شمالی کشور شناسایی کردند و او را به دام انداختند. متهم پس از انتقال به اداره پلیس، در ابتدا منکر هرگونه دخالت در ناپدید شدن اعضای خانواده‌اش شد، اما پس از مواجه شدن با شواهد و مدارک موجود، به ارتکاب جنایت اعتراف کرد. 

 اعتراف به قتل پنج عضو خانواده
رامتین در اعترافات خود مدعی شد مادر، دو خواهر و یکی از برادرانش را در یک مرحله به قتل رسانده و اجساد آنها را در چاهی در محل سکونت قبلی خانواده دفن کرده است. او همچنین اعتراف کرد چند ماه بعد، برادرش محمدرضا را نیز به قتل رسانده و جسد او را در چاه دیگری در پارکینگ خانه قبلی دفن کرده است. با اعتراف متهم، صبح روز چهارشنبه ۲۵ شهریورماه، قاضی محسن اختیاری، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران، به همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی و مأموران آتش‌نشانی در ساختمان پلاک ۱۵، واقع در یکی از خیابان‌های فکوری در محدوده پونک، حاضر شدند. 

 کشف ۵ جسد از ۲ چاه
مأموران آتش‌نشانی با حضور بازپرس جنایی، عملیات جست‌و‌جو و خارج کردن اجساد را آغاز کردند. این عملیات حدود ۴۸ ساعت ادامه داشت و سرانجام ساعت ۵ عصر روز پنج‌شنبه، پنج جسد از دو چاه با عمق ۲۵ متر کشف شد. 
بر اساس بررسی‌های اولیه، یک جسد از یک چاه و اجساد سه زن و یک مرد از چاه دیگر بیرون کشیده شدند. اجساد پس از کشف، به پزشکی قانونی منتقل شدند تا هویت آنها و علت دقیق مرگ مشخص شود. 
تحقیقات از دو برادر همچنان ادامه دارد و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران در تلاش هستند با انجام تحقیقات تکمیلی، زوایای پنهان این جنایت خانوادگی، انگیزه متهمان و چگونگی وقوع قتل‌ها را روشن کنند. 
 پیامک‌هایی از دیار باقی
رامتین، مردی حدوداً ۴۰ ساله، به اتهام قتل هولناک پنج نفر از اعضای خانواده‌اش دستگیر شده است. او در جریان بازجویی‌ها مدعی شده تمامی قتل‌ها را به‌تنهایی انجام داده و برادرش تنها در فروش املاک خانوادگی با او همکاری داشته است. رامتین که تصور نمی‌کرد راز جنایت‌هایش فاش شود، پس از قتل برادرش با استفاده از تلفن همراه او برای همسرش پیامک می‌فرستاد تا وانمود کند محمدرضا زنده است و با این ترفند، ماجرای ناپدید شدن او را عادی جلوه دهد. 

رامتین! چه شد که تصمیم هولناک قتل اعضای خانواده‌ات را گرفتی؟‌
می‌خواستم ارثیه پدری‌ام را به دست بیاورم. البته از اعضای خانواده‌ام هم کینه داشتم. 

یعنی به خاطر ارثیه و کینه، پنج عضو خانواده‌ات را به قتل رساندی؟
بله. زمانی که پدرم بیمار بود، مادرم و دیگر اعضای خانواده مرا از خانه بیرون کردند. مدتی در پارک و خیابان‌ها زندگی می‌کردم و روز‌های سختی را می‌گذراندم. پس از مرگ پدرم که به خانه برگشتم، جایی برای زندگی نداشتم و در انباری ساکن شدم. آنها حتی به من غذا نمی‌دادند و احساس می‌کردم می‌خواهند از بین بروم. 

چرا به سهم ارث خودت قانع نبودی؟
خانواده‌ام می‌گفتند باید از ارثیه‌ام صرف‌نظر کنم و اصلاً سهمی به من تعلق نمی‌گیرد. همین رفتار‌ها باعث شد تصمیم به قتل آنها بگیرم. 

چه زمانی تصمیم گرفتی مرتکب این جنایت شوی؟
سال ۱۴۰۳ تصمیم گرفتم اعضای خانواده‌ام را که در یک ساختمان زندگی می‌کردیم، به قتل برسانم. ابتدا مادرم را خفه کردم و بعد دو خواهرم و یکی از برادرانم را با شلیک گلوله کشتم. کلت را از قبل برای قتل اعضای خانواده تهیه کرده بودم. 

پس از قتل‌ها چه کردی؟
چند کارگر افغان را به ساختمان آوردم و از آنها خواستم برایم چاهی به عمق ۲۵ متر حفر کنند. وقتی چاه آماده شد، اجساد را داخل کیسه‌های نایلونی زباله قرار دادم و در چاه دفن کردم. سپس چاه را پر کردم. 

فکر نمی‌کردی با ناپدید شدن چهار عضو خانواده‌ات، پلیس به تو مشکوک شود؟
نه. به همه گفته بودم اعضای خانواده‌ام برای زندگی به خارج از کشور رفته‌اند. حتی ادعا می‌کردم آنها تمام ارثیه را به پول نقد تبدیل کرده و با خودشان برده‌اند. 

چه شد که محمدرضا، برادرت، را هم به قتل رساندی؟
او به ماجرا شک کرده بود و احساس می‌کردم چاره‌ای جز از میان برداشتن او ندارم. چند ماه بعد او را به قتل رساندم. سپس چند کارگر افغان چاه دیگری حفر کردند و جسدش را در آن دفن کردم. 

پس از قتل اعضای خانواده، با اموال آنها چه کردی؟
با جعل اسناد، تمام اموال را فروختم و پول حاصل از آن را به دلار، سکه و طلا تبدیل کردم. 

ماجرای پیامک‌هایی که از تلفن همراه محمدرضا برای همسرش می‌فرستادی چه بود؟
همسـر برادرم هم به مـاجرا شک کرده بود. پس از قتـل محمـدرضا، با تلفن همراه او برای همسـرش پیامک می‌فرستادم و مـی‌نوشتم که به ترکیه رفتـه‌ام. ابتدا باور کرده بود، چون تصور مـی‌کرد همـه اعضـای خـانواده برای زندگـی به خارج از کشور رفته‌اند. 
وقتی دید خبری از همسرش نیست، شکایت کرد. برای رد گم کردن، با جعل اسناد از طرف برادرم درخواست طلاق دادم. بعد هم به نام محمدرضا برای قاضی پرونده نامه می‌نوشتم تا همه چیز عادی جلوه کند. 

مسعود در این ماجرا چه نقشی داشت؟
او در جعل اسناد و فروش املاک با من همکاری می‌کرد.

برچسب ها: ارثیه ، قتل ، کینه
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار