آنچه طی هفته گذشته و قبل و بعد از بازی استقلال مقابل السد در لیگ نخبگان اتفاق افتاد، اوج اضمحلال اخلاقی فوتبال بود. البته اینبار نه در داخل زمین و نه از سوی بازیکنان که از سوی هواداران فوتبال و تیم رقیب صورت گرفت. آنچه طی هفته گذشته و قبل و بعد از بازی استقلال مقابل السد در لیگ نخبگان اتفاق افتاد، اوج اضمحلال اخلاقی فوتبال بود. البته اینبار نه در داخل زمین و نه از سوی بازیکنان که از سوی هواداران فوتبال و تیم رقیب صورت گرفت. رقیبی که با وجود تمام تلاشهای بیهودهای که انجام داد نتوانست خود را آسیایی کند، اما در عوض شروع به تخریب دیگر نماینده فوتبال ایران کرد، آن هم با دادن «کد» به باشگاههای عربی که هفت ماه است با کشورهایشان در حال جنگ مستقیم هستیم.
سالهاست که از تخلفات فوتبال، از بیدر و پیکری فوتبال، از قانونگریزی و بیتالمالخوری فوتبال و در نهایت از شکستها و تحقیرهای فوتبال ملی و باشگاهیمان نوشتهایم. فوتبال ایران هیچ تفاوتی با سالهای قبل نکرده و همچنان در روی همان پاشنه میچرخد. این جریان اینقدر جلو آمده که حالا هوادار فوتبال هم مانند خود آن در مسیر سقوط و انحطاط پیش میرود. به هر حال از چنین فوتبالی نباید هم توقع هوادار فرهیخته و حرفهای داشت. هواداری که عمر و وقتش را صرف چنین فوتبالی میکند باید هم اسیر کریخوانیهای الکی و یقهچاک دادنهای بیهوده شود، تا جایی که حتی نام کشورش هم برایش مهم نباشد و نداند که زمان مناسب کریخوانی چه زمانی است.
سؤال؛ چنین فوتبالی چقدر ارزش دارد؟ فوتبالی که در پیله تنیده شده دور خود میچرخد و دلخوش به پیروزیهای مقطعی است، آیا ارزش این را دارد که به خاطرش حتی از نام کشورت هم بگذری و به اسم هواداری و کریخوانی برای تیم رقیب «بزنی» تا بهزعم خودت انتقام گرفته باشی و دلت خنک شود که اگر تیم تو موفق نبوده، آن تیم هم که حالا نماینده ایران است، شکست بخورد.
اگر از یک فوتبال رو به جلو، پویا و پیروز حرف میزدیم، ارزشش را داشت که برای هر کدام از تیمهای موفقش کریخوانی راه بیندازیم، ولی آیا برای فوتبال شکستخورده ایران که هر روز هم گند یک جایش در میآید، این همه کریخوانی میارزد؟ البته در فوتبال حرفهای جهان هم اقداماتی مانند آنچه که هواداران پرسپولیس در مورد استقلال انجام دادند، نکوهیده است و هیچکس آن را نمیپسندد، اما سؤال اصلی اینجاست که آیا واقعاً فوتبال ایران ارزش این همه وقت تلف کردن و این حرکات را دارد؟ بگذریم که این حرکات از اصول جوانمردی هم بهدور است.
کاری با باشگاههای فوتبال نداریم که تکلیف آنها از مدتها قبل روشن است، باشگاههایی که جز سرمایهسوزی و بیتالمالخوری کار دیگری بلد نیستند. امروز، اما روی صحبتمان با هواداران فوتبال، بهخصوص پرسپولیسیهاست. هیچکس نمیتواند توقع داشته باشد که شما از برد استقلال خوشحال شوید، همانطور که نمیتوان از استقلالیها توقع داشت بابت برد پرسپولیس جشن بگیرند. اما از شمایی که خارج از ورزشگاه و محیط فوتبال در کوی و برزن چشم در چشم هم هستید و کنار هم زندگی میکنید، میتوان حداقل این توقع را داشت که وقتی پای نام کشورتان وسط است قدری، فقط قدری تعصبات بیهوده رنگی را کنار بگذارید و اگر طرفداری نمیکنید که طبیعی هم هست، نکنید، حداقل آب به آسیاب حریفان دشمنصفت نریزید.
اینکه خبر برسد باشگاه قطری صفحه رسمی خود را بسته تا دیگر خبری بر ضد استقلال و بازیکنش در آن منتشر نشود، یک اتفاق دردناک است. اتفاقی که فقط باعث میشود دیگران به حال و روز فوتبال ایران بخندند. اتفاقی که سالیان سال است در فوتبال جهان تاریخ مصرف آن تمام شده، اما گویا برای فوتبال ایران تمامی ندارد. فوتبالی که هوادار آن هم مانند خودش فقط ادعای حرفهای بودن را دارد. دیروز قبلتر استقلالیها، امروز پرسپولیسیها و فردا دیگر تیمها، تفاوتی نمیکند. این فوتبال روح جوانمردی را در هوادارش کشته است.