آیا ژنرالهای بازنشسته پنتاگون و مشاوران اقتصادی کاخ سفید هنوز خیال میکنند میشود امنیت انرژی جهان را بدون عبور از تنگه هرمز تضمین کرد؟ آیا ژنرالهای بازنشسته پنتاگون و مشاوران اقتصادی کاخ سفید هنوز خیال میکنند میشود امنیت انرژی جهان را بدون عبور از تنگه هرمز تضمین کرد؟ این پرسش را تهران مطرح نمیکند؛ خیابانهای لندن، پمپبنزینهای نیویورک و مزارع آلمان فریادش میزنند. امریکا سالها با ژست ابرقدرتی، ایران را «تهدید» خواند و گمان کرد با تحریم میتواند این بازیگر کلیدی را از معادلات جهانی کنار بگذارد. حالا این واشینگتن است که در انزوای اقتصادی و امنیتی دستوپا میزند و مقاماتش ناگزیر به اعترافهایی تلخ شدهاند؛ از قدرت موشکی ایران در تنگه هرمز گرفته تا نقش بیبدیل نفت و گاز ایران در مهار بحران انرژی و کود شیمیایی غرب.
تنگه هرمز فقط یک آبراهه نیست؛ گذرگاه بیش از ۲۰ درصد نفت و گاز مایع جهان و نزدیک به ۳۰ درصد تجارت دریایی نفت است. جمهوری اسلامی ایران بر اساس حقوق بینالملل و جغرافیای طبیعی، جایگاهی بیرقیب در این شریان حیاتی دارد. هرگونه بیثباتی در این تنگه، نه یک تهدید منطقهای، که زلزلهای اقتصادی در قلب اروپا و امریکاست. غرب امروز درگیر جنگی فرسایشی در اوکراین است و همزمان تنشها در دریای سرخ و بابالمندب، مسیرهای جایگزین انرژی را هم ناامن کرده است. در چنین فضایی، ثبات تنگه هرمز برای بازار جهانی حکم اکسیژن را دارد؛ ثباتی که با اراده و منافع ایران گره خورده است.
برای درک عمق هراس واشینگتن از قدرت ایران در تنگه هرمز، کافی است سراغ ژنرالهای بازنشسته امریکایی برویم. ژنرال کنت مکنزی، فرمانده پیشین سنتکام، بارها در جلسات استماع کنگره اعتراف کرده است که ایران توانایی بستن تنگه هرمز را برای مدتی نامعلوم دارد و ارتش امریکا برای بازگشایی سریع آن با چالشهای بسیار جدی روبهرو خواهد شد. او در اظهاراتی که رسانههای امریکایی به آن لقب «هشدار وحشتناک» دادند، گفت: «ایران با انبوه موشکهای کروز، پهپادها و مینهای دریایی خود، توانایی ایجاد اختلالی باورنکردنی در این آبراهه را دارد. ما نباید توهم برتری مطلق داشته باشیم.» این سخنان فقط یک تحلیل نظامی نیست؛ تأییدی رسمی است بر شکست راهبرد بازدارندگی واشینگتن در برابر توان موشکی و دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. گزارشهای اندیشکدههای نزدیک به پنتاگون هم که مقامات ارشد نظامی امریکا آن را تأیید کردهاند، نشان میدهد در صورت هرگونه درگیری، موشکهای ضدکشتی ایران میتوانند تردد نفتکشها را ظرف چند ساعت فلج کنند. یعنی اگر امروز بهای نفت خام در بازارهای جهانی به دلیل «ریسک ژئوپلیتیک» رو به افزایش است، این ریسک نه از سوی ایران، بلکه از سیاستهای ماجراجویانه غرب نشئت میگیرد که با نادیده گرفتن قدرت ایران، امنیت انرژی خودش را شکننده کرده است.
در همین روزها که بهای هر بشکه نفت برنت از مرز ۹۰دلار گذشته و برخی تحلیلگران زمزمه رسیدن آن به ۱۰۰ دلار در زمستان را سر دادهاند، وزارت انرژی امریکا و مقامات کاخ سفید صراحتاً اعلام کردهاند که یکی از دلایل اصلی گرانی بنزین در جایگاههای سوخت امریکا، کاهش عرضه جهانی و تنشهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه است. آموس هوخشتاین، مشاور ارشد وزارت انرژی جو بایدن، چندی پیش در اظهاراتی که بازتاب گستردهای پیدا کرد، اعتراف کرد که دولت امریکا برای کنترل قیمت نفت و گاز چارهای جز بازگرداندن نفت ایران به بازار ندارد. او گفت: «ما نیازمند افزایش عرضه هستیم و نفت ایران میتواند بخشی از این معادله باشد، اما تحریمها مانع است.» این اذعان، سند زندهای از شکست «فشار حداکثری» است. امریکا در تناقض گیر کرده است: از یک سو میخواهد تورم لجامگسیخته داخلیاش را مهار کند و از سوی دیگر حاضر نیست قدرت ایران را در بازار انرژی بپذیرد. اما بازار جهانی صادقتر از سیاستمداران امریکایی است؛ کارشناسان انرژی میدانند که نفت ایران با وجود تحریمها به حیات خود ادامه داده و هر تهدیدی علیه آن، بلافاصله بازار جهانی را ملتهب میکند.
و، اما بحران کود؛ شاید کمتر کسی تصور میکرد بیثباتی در تنگه هرمز و سیاستهای ضدایرانی غرب، به گرسنگی و بحران کشاورزی در اروپا و امریکا ختم شود. واقعیت این است که کود شیمیایی محصول مستقیم گاز طبیعی است؛ حدود ۸۰ درصد هزینه تولید کود اوره و آمونیاک به گاز برمیگردد. با جهش قیمت گاز در اروپا که به دلیل جنگ اوکراین و حذف گاز روسیه تشدید شد، بسیاری از کارخانههای تولید کود در آلمان، هلند و بریتانیا تعطیل شدند. در امریکا هم وقتی صادرات گاز مایع برای نجات اروپا بالا رفت، قیمت گاز داخلی امریکا افزایش یافت و در نتیجه هزینه تولید کود برای کشاورزان امریکایی سرسامآور شد. گزارشهای وزارت کشاورزی امریکا میگوید قیمت کودهای نیتروژنی در امریکا نسبت به دو سال پیش حدود ۸۰ تا ۱۰۰ درصد رشد کرده است.
مقامات اتحادیه اروپا نیز نسبت به اعتراضات گسترده کشاورزان که در فرانسه و آلمان به اوج خود رسیده، هشدار دادهاند. ریشه این بحران کجاست؟ غرب با تحریم گاز ایران و سنگاندازی در مسیر صادرات انرژی ایران که میتوانست کمبود گاز اروپا را جبران کند، عملاً بازار جهانی گاز را با کمبود مصنوعی مواجه کرد. فاتح بیرول، رئیس آژانس بینالمللی انرژی، سال گذشته اعتراف کرد که اگر گاز ایران به بازار جهانی بازگردد، قیمتها در اروپا به طور قابل توجهی پایین میآید و بحران کود و انرژی مهار میشود. این یعنی جمهوری اسلامی ایران کلید حل بحران اقتصادی غرب است، اما لجاجت امریکا مانع استفاده از این کلید شده است.
رسانههای غربی حالا ناگزیرند روایت «ایران تهدید است» را کنار بگذارند و به روایت «ایران ضروری است» تن بدهند. جان کربی، سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید، اخیراً در نشست خبریاش در پاسخ به پرسشی درباره گرانی بنزین، نتوانست نقش تحریمهای ضدایرانی را انکار کند و گفت: «ما در حال بررسی همه گزینهها برای کاهش فشار بر بازار انرژی هستیم؛ از جمله دیپلماسی با بازیگران کلیدی خاورمیانه.» حتی جنت یلن، وزیر خزانهداری سابق امریکا، در گزارشی به کنگره اعتراف کرد که تحریمهای نفتی علیه ایران و روسیه، بازار جهانی را شکننده کرده و به تورم جهانی دامن زده است. این اعترافها در حالی بیان میشود که جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده است که امنیت تنگه هرمز را با قدرت تأمین میکند، اما در برابر هرگونه تجاوز و ماجراجویی، پاسخ پشیمانکنندهای خواهد داد.
بحران امروز قیمت نفت، گاز و کود شیمیایی در اروپا و امریکا یک بحران خودساخته است. آنها گمان میکردند با تحریم ایران و نادیده گرفتن جایگاه ژئوپلیتیک تنگه هرمز میتوانند ایران را منزوی کنند، اما اکنون این غرب است که در انزوای اقتصادی و امنیتی فرو رفته است. اظهارات و اعترافات مقامات امریکایی، از ژنرالهای پنتاگون گرفته تا مشاوران اقتصادی بایدن، همگی نشان میدهد آنها به این نتیجه رسیدهاند که امنیت انرژی جهان بدون ایران معنا ندارد. ثبات تنگه هرمز مرهون حضور مقتدرانه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است؛ نیروهایی که در عین صلحطلبی، هر لحظه آماده دفاع از منافع ملی و تمامیت ارضی هستند. پیام تهران به جهانیان روشن است: اگر غرب خواهان نفت ارزان، گاز پایدار و کشاورزی بدون بحران است، باید از سیاستهای خصمانه دست بردارد. تا زمانی که امریکا و اروپا به دنبال فشار بر ملت ایران هستند، کابوس قیمتها و قفسههای خالی کود، میهمان ناخوانده اقتصاد آنها خواهد ماند. تنگه هرمز نه یک بحران، بلکه نماد اقتدار ایران است.