چرا رهبر معظم انقلاب در پیام امسال، در میان این همه بحران و آشوبی که جهان اسلام را دربرگرفته، از «نزدیکتر شدن چشمانداز غلبه نهایی حق بر باطل و اسلام بر کفر» سخن میگویند؟ چرا رهبر معظم انقلاب در پیام امسال، در میان این همه بحران و آشوبی که جهان اسلام را دربرگرفته، از «نزدیکتر شدن چشمانداز غلبه نهایی حق بر باطل و اسلام بر کفر» سخن میگویند؟ در واقع در پشت این موضوع یک ارزیابی تاریخی نهفته است که مسلمانان را به اغتنام فرصت دعوت میکند: موازنهای که سالها با قدرت نظامی، سیاسی، اقتصادی و رسانهای دشمنان اسلام به سود آنان تصویر میشد، امروز دیگر همان تصویر سابق را ندارد. اما یک شرط تعیینکننده باقی است: مسلمانان باید بدانند با این فرصت تاریخی چه کنند.
پیام امام امت در حقیقت یک معادله ارائه میکند: فرصت تاریخی بدون وحدت، به پیروزی تاریخی تبدیل نمیشود. از همین رو نخستین شرط غلبه را «اتحاد کلمه مسلمین در مقابل کفر جهانی» مینامد و وحدت را در کنار نگاه دیپلماتیک و حرکت برای کاهش اختلافات درون جهان اسلام، «راهبردی قرآنی» معرفی میکند. این نگاه، ادامه همان خطی است که امام خمینی (سلاماللهعلیه) در آن وحدت را عامل قدرت امت و سدّ راه سلطه بیگانگان میدانست. هفته وحدت نیز در همان دوره مبارزه و سپس با تدبیر بنیانگذار جمهوری اسلامی صورت رسمی یافت. بنابراین، وحدت در منطق انقلاب اسلامی از ابتدا پروژه بازسازی قدرت امت اسلام بوده است.
اما پیام امسال یک گام جلوتر رفته و بر اساس آیه ۲۹ سوره فتح، دشمن را به عنوان مانع اصلی وحدت هدف گرفته است و دشمن فقط اختلاف شیعه و سنی را هدف نمیگیرد. نژاد، قومیت، جغرافیا، فرهنگ، سیاست و اقتصاد نیز میتوانند در دستگاه دشمن به «شکاف» تبدیل شوند. مسئله دشمن، وجود تفاوتها نیست؛ تبدیل تفاوت به تنازع است. آنجا که تفاوت به نزاع تبدیل شود، نیروی امت به جای دشمن، صرف خود امت میشود.
تمسک به آیه «أَشِدَّاءُ عَلَی الْکفَّارِ رُحَماءُ بَینَهُمْ» که در صدر پیام آمده، در واقع یک نقشه رفتار سیاسی و تمدنی است که همزمان امت اسلام را به جبههای واحد در برابر دشمن، و به حرکت بر مدار برادری در میان مسلمانان فرا میخواند. حذف یکی از این دو، دیگری را نیز بیاثر میکند.
درس مهمتر پیام، اما در سه مرحلهای است که برای آینده امت ترسیم میشود: نخست عدم تنازع؛ دوم دفاع از یکدیگر؛ و سوم همکاری و همافزایی در ثروت، امنیت، علم و پیشرفت. اینجا وحدت از «دفع خطر» عبور کرده و به «تولید قدرت» به منظور تحقق تمدن نوین اسلامی به عنوان مقصد جهان اسلام میرسد.
از همین منظر، امام جامعه اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای، با طرح سؤال: «دشمن واقعی خود را بشناسید»، حکام کشورهای اسلامی را به ترک اختلافات و تمرکز بر دشمن حقیقی جهان اسلام فرا میخوانند. فلسطین، امنیت خلیج فارس و سرنوشت ملتهای منطقه، در این پیام به یکدیگر پیوند میخورند؛ یعنی مسئله فقط این نیست که هر کشور چگونه از خود دفاع کند، بلکه این است که آیا مسلمانان میتوانند امنیت و منافع خود را در قالب یک قدرت جمعی تعریف کنند یا همچنان اجازه خواهند داد دیگری برای آنان، دشمن، دوست و حتی میدان منازعه تعیین و تعریف کند.
ایران در این میان، در نگاه پیام، در جایگاه مخاطب نخستین نمونهای از امکان تحقق وحدت است. رهبر انقلاب تصریح میکنند که این درسها تا حد قابل قبولی در ایران تحقق یافته و از مردم میخواهند اجازه بروز اختلاف را ندهند. این سخن یعنی آزمون وحدت از بیرون مرزها آغاز نمیشود؛ از درون خانه خود امت آغاز میشود.
اکنون انتخاب تاریخی پیش روی مسلمانان روشن است: یا تفاوتها را به پل همکاری تبدیل میکنند، یا اجازه میدهند دشمن از همان تفاوتها دیوار و سخره بسازد. اگر فرصت تاریخی امروز واقعی است، حفظ آن نیز مسئولیت تاریخی مسلمانان است که این بار سخن از «هفته وحدت» نیست؛ سخن از هفتهای برای انتخاب مسیر آینده امت اسلام است.