کد خبر: 1375196
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۰
داود عامری
1 رئیس‌جمهور امریکا در تازه‌ترین اظهارنظر خود اعلام کرده است که می‌خواهد ایران را در معرض شدیدترین فشار اقتصادی قرار دهد و در شرایط کنونی، اولویت نخست، بازگشایی تنگه هرمز و پس از آن، مسائل هسته‌ای است

رئیس‌جمهور امریکا در تازه‌ترین اظهارنظر خود اعلام کرده است که می‌خواهد ایران را در معرض شدیدترین فشار اقتصادی قرار دهد و در شرایط کنونی، اولویت نخست، بازگشایی تنگه هرمز و پس از آن، مسائل هسته‌ای است. این اظهارنظر نشان می‌دهد که موضوع تنگه هرمز از یک مسئله صرفاً دریایی و تجاری فراتر رفته و به یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین محور‌های منازعه و مذاکره میان ایران و امریکا تبدیل شده است؛ موضوعی که می‌توان آن را نشانه‌ای از اهمیت و تأثیرگذاری راهبردی تنگه هرمز بر معادلات منطقه‌ای و جهانی و همچنین حساسیت امریکا نسبت به نقش آن در مسائل جهانی دانست. اهمیت هرمز البته صرفاً به عبور نفتکش‌ها محدود نمی‌شود. این تنگه یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های ارتباطی اقتصاد جهانی و حلقه اتصال خلیج‌فارس به آب‌های آزاد است. 
در چنین شرایطی، ایران تلاش می‌کند اهرم ژئوپلیتیکی تنگه هرمز را در چارچوب یک راهبرد کلان‌تر، برای تغییر رفتار امریکا، رفع محاصره و لغو تحریم‌های ظالمانه این کشور به کار گیرد و از آن در جهت تأمین منافع ملی خود بهره‌برداری کند. در مقابل، امریکا خواهان بازگشت جریان عادی کشتیرانی و تثبیت دسترسی به این آبراه راهبردی است؛ اما در عین حال، نمی‌خواهد فشار‌های خود بر ایران را کاهش دهد و حقوق این کشور را به رسمیت بشناسد. 
بااین‌حال، مسئله امروز دیگر صرفاً این نیست که کشتی‌ها از تنگه هرمز عبور کنند یا نکنند؛ بلکه مسئله اساسی‌تر، تعیین قواعد عبور، چگونگی تأمین امنیت، سازوکار مدیریت تنگه و جایگاه و نقش بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در این آبراه حیاتی در نظم پس از بحران است. 
از این منظر، اگر تحولات و مذاکرات جاری به توافقی منجر شود و ایران، عمان و دیگر کشور‌های ذی‌نفع منطقه‌ای در شکل‌دهی به ترتیبات جدید امنیتی هرمز نقش داشته باشند، این تنگه می‌تواند از یک گلوگاه تحت فشار نظامی به یکی از محور‌های اصلی معماری امنیتی جدید خلیج‌فارس تبدیل شود. بررسی روند‌ها نیز نشان می‌دهد که برای ایران، موضوع هرمز صرفاً یک مسئله تاکتیکی نیست، بلکه می‌تواند بخشی از تلاش برای بازتعریف معماری و ترتیبات امنیتی منطقه باشد. اگرچه در رسانه‌ها معمولاً نفت و عبور نفتکش‌ها بیش از سایر ابعاد تنگه هرمز مورد توجه قرار می‌گیرد، اما واقعیت آن است که هرمز تنها یک مسیر انتقال انرژی نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های تجارت دریایی جهان به شمار می‌رود. از همین رو، اختلال در عملکرد آن می‌تواند آثار گسترده‌ای بر اقتصاد جهانی داشته باشد. در شرایط کنونی نیز، همین اهمیت راهبردی موجب شده است که هرمز از یک موضوع جانبی به یکی از مهم‌ترین محور‌های منازعه و مذاکره میان ایران و امریکا و دغدغه جهانی تبدیل شود. 
مرحله نخست؛ نبرد نظامی و تلاش برای تغییر موازنه: نخستین مرحله «نبرد هرمز» را می‌توان مرحله تقابل و فشار نظامی دانست. در این مرحله، تلاش امریکا و رژیم صهیونیستی برای ایجاد محدودیت بر ظرفیت‌های ایران و تأثیرگذاری بر کنترل و امنیت تنگه، در مرکز منازعه قرار داشت که در مقابل، ایران با اتکا به موقعیت جغرافیایی، ظرفیت‌های دریایی و نظامی و مجموعه اقدامات تأمینی و بازدارنده خود، تلاش کرده است نشان دهد که پیروزی نبرد در هرمز است و بدون در نظر گرفتن نقش ایران، امنیت امکان‌پذیر نیست. در این چارچوب، اظهارات متعدد دونالد ترامپ درباره تأمین امنیت کشتیرانی با اتکا به حضور و حمایت نیرو‌های امریکایی در منطقه، عملاً با واقعیت‌های پیچیده امنیتی هرمز مواجه شده است. بنابراین، نخستین درس این مرحله آن است که قدرت نظامی امریکا نتوانست فایق‌اید. 
مرحله دوم؛ نبرد بر سر کشتیرانی و افزایش ریسک: دومین مرحله نبرد هرمز، به کشتیرانی و هزینه‌های ناشی از ناامنی مربوط می‌شود. آسیب‌های واردشده به برخی کشتی‌ها، افزایش تهدید‌ها و هشدار‌های ایران درباره عبور بدون هماهنگی و مجوز، سطح ریسک فعالیت دریایی در منطقه را افزایش داده است. پیامد طبیعی این وضعیت، افزایش هزینه‌های بیمه، احتیاط شرکت‌های کشتیرانی و تلاش برخی کشور‌ها و شرکت‌های انرژی برای یافتن مسیر‌های جایگزین بوده است. بااین‌حال، نباید این تحولات را به معنای کاهش اهمیت هرمز تفسیر کرد. برعکس، هرچه جایگزین‌کردن این مسیر دشوارتر و پرهزینه‌تر باشد، اهمیت ژئوپلیتیکی آن بیشتر آشکار می‌شود و در این مرحله امریکا به اهداف خود نرسید. 
مرحله سوم؛ نبرد حقوقی و مدیریتی: مرحله سوم را باید نبرد بر سر قواعد، حقوق و مدیریت هرمز دانست؛ مرحله‌ای که اهمیت آن ممکن است در بلندمدت حتی از تقابل نظامی نیز بیشتر باشد. پرسش اساسی این است که در دوره پس از بحران، چه کسی و بر اساس چه سازوکاری قواعد عبور و مرور، امنیت و مدیریت تنگه هرمز را تعیین خواهد کرد؟ در اینجا نقش ایران و عمان اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند؛ زیرا این دو کشور در دو سوی تنگه هرمز قرار دارند و موقعیت جغرافیایی آنها، جایگاه ویژه‌ای در هرگونه ترتیبات امنیتی و مدیریتی آینده ایجاد می‌کند. در مقابل، امریکا تلاش خواهد کرد در شکل‌دهی به ساز و کار‌های امنیتی و مدیریتی آینده نقش مؤثری داشته باشد تا منافع راهبردی و آزادی کشتیرانی مورد نظر خود را تضمین کند، اما تا کنون نتوانسته از نقش ایران و عمان بکاهد. 
مرحله چهارم؛ نبرد پشت میز‌های دیپلماسی: چهارمین و شاید تعیین‌کننده‌ترین مرحله نبرد هرمز، اکنون در عرصه دیپلماسی و پشت میز مذاکرات جریان دارد. هرمز به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های بسته مذاکراتی ایران و امریکا تبدیل شده است و اشاره مستقیم رئیس‌جمهور امریکا به اولویت بازگشایی تنگه، نشان‌دهنده اهمیت این موضوع در محاسبات راهبردی واشنگتن است. در سوی مقابل، از منظر ایران، بازگشایی تنگه و نحوه بازگشت جریان کشتیرانی به شرایط عادی می‌تواند با مجموعه‌ای از مطالبات و موضوعات اساسی، از جمله رفع تحریم‌ها، لغو محدودیت‌های اعمال‌شده علیه بنادر و تجارت دریایی، تغییر رفتار امریکا و تعیین تکلیف خسارات ناشی از بحران و جنگ، پیوند بخورد. در این مرحله، ضروری است ایران با تعریف دقیق انتظارات، مدیریت هوشمندانه مسئله و تبیین روشن مطالبات خود، ابتکار عمل را در این موضوع حفظ کرده و از ظرفیت راهبردی تنگه هرمز برای تأمین منافع ملی و تقویت موقعیت خود در مذاکرات بهره گیرد. 
«نبرد هرمز» را نباید صرفاً یک نبرد دریایی یا منازعه بر سر عبور نفتکش‌ها تلقی کرد. آنچه در هرمز در حال شکل‌گیری است، در سطحی عمیق‌تر، رقابتی چندلایه بر سر قدرت، کنترل، امنیت، مشروعیت، مدیریت، قواعد رفت‌وآمد و کارکرد ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیک یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های دریایی جهان است. از همین منظر، نتیجه نهایی نبرد هرمز الزاماً در میدان نظامی تعیین نخواهد شد؛ بلکه سرنوشت آن می‌تواند در ترکیبی از قدرت بازدارندگی، دیپلماسی، حقوق بین‌الملل، اقتصاد، جغرافیا و اراده سیاسی کشور‌های منطقه رقم بخورد. در این میان، هوشمندی جمهوری اسلامی ایران در اتخاذ مواضع سنجیده، اعمال اراده و دفاع از حقوق حاکمیتی خود، همراه با بهره‌گیری از منطق مناسب و ایجاد همراهی و همگرایی منطقه‌ای، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. در این میان، مهم‌ترین پرسش آینده این نیست که «آیا هرمز بازگشایی خواهد شد یا خیر؟»؛ بلکه پرسش راهبردی‌تر این است که هرمز پس از بحران با چه قواعدی اداره خواهد شد، چه کسانی ضامن امنیت و مدیریت آن خواهند بود و ایران کجای این معامله قرار دارد؟ 
اگر ایران بتواند، موضوع بازگشایی هرمز را از یک امتیاز مقطعی به یک چارچوب پایدار برای امنیت منطقه‌ای و مدیریت مشارکتی این آبراه تبدیل کند، هرمز می‌تواند از یک ابزار فشار در بحران جاری به یک اهرم راهبردی برای بازتعریف معماری امنیتی خلیج‌فارس تبدیل شود. در چنین سناریویی، اهمیت «نبرد هرمز» تنها در نتیجه یک منازعه جاری میان ایران و امریکا خلاصه نخواهد شد؛ بلکه این نبرد می‌تواند نقطه عطفی در تعیین نسبت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، آینده امنیت خلیج‌فارس و قواعد حاکم بر یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های تجارت جهانی و بازتاب‌دهنده معماری امنیتی منطقه باشد. همین‌جاست که هرمز از یک جغرافیا به یک «مسئله راهبردی» و از یک تنگه به یک میدان تعیین‌کننده برای شکل‌دهی به معماری امنیتی آینده منطقه تبدیل می‌شود.

برچسب ها: امریکا ، ایران ، اقتصاد
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار