خاورمیانه ۱۰ روز پیش بار دیگر شاهد تولد یک پیمان امنیتی تازه بود؛ توافقی میان عربستان، ترکیه و پاکستان که از همان روز نخست به دلیل اصل «حمله به یکی، حمله به همه» با ناتو مقایسه شد خاورمیانه ۱۰ روز پیش بار دیگر شاهد تولد یک پیمان امنیتی تازه بود؛ توافقی میان عربستان، ترکیه و پاکستان که از همان روز نخست به دلیل اصل «حمله به یکی، حمله به همه» با ناتو مقایسه شد. اما «پیمان مکه» را نباید تنها یک ائتلاف نظامی جدید دانست. پشت این توافق، مجموعهای از محاسبات سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی قرار دارد و شاید مهمترین پرسش درباره آن این باشد که آیا این سه قدرت واقعاً آمادهاند برای دفاع از یکدیگر وارد جنگ شوند، یا اینکه پیمان مکه بیشتر ابزاری برای بازدارندگی و نمایش قدرت است. انگیزه اصلی این توافق را باید در نگرانیهای امنیتی عربستان جستوجو کرد. ریاض طی سالهای گذشته میلیاردها دلار صرف خرید تسلیحات پیشرفته کرده، اما حملات موشکی و پهپادی حوثیها نشان داد که برخورداری از تجهیزات مدرن لزوماً به معنای امنیت نیست. عربستان اکنون میخواهد بخشی از امنیت خود را در داخل منطقه تولید کند و تنها به تضمینهای واشینگتن وابسته نباشد. پیمان مکه از این منظر، بیش از آنکه اعلام آمادگی برای جنگ باشد، تلاشی برای افزایش هزینه هرگونه حمله به عربستان است.
ترکیه و پاکستان نیز با انگیزههای خاص خود وارد این معادله شدهاند. آنکارا در سالهای اخیر تلاش کرده است خود را از یک بازیگر صرفاً وابسته به ساختار امنیتی غرب به یکی از قطبهای مستقل قدرت در جهان اسلام تبدیل کند. ترکیه هم عضو ناتو است و هم صنایع دفاعی آن به سرعت در حال توسعه است. پاکستان نیز یک قدرت هستهای مسلمان با ارتشی بزرگ و تجربه طولانی در بازدارندگی است. در نتیجه، هر یک چیزی برای عرضه دارند: عربستان منابع مالی و وزن اقتصادی و ژئوپلیتیکی، ترکیه توان نظامی و فناوری دفاعی، و پاکستان ظرفیت نظامی و بازدارندگی هستهای.
هر سه کشور تأکید کردهاند که توافق علیه کشور خاصی نیست و ماهیتی دفاعی دارد، اما در سیاست خاورمیانه همیشه لازم نیست نام دشمن در متن پیمان نوشته شود. شکلگیری این اتحاد در شرایطی که ایران از طریق شبکهای از بازیگران همسو نفوذ منطقهای قابلتوجهی دارد، نمیتواند بدون در نظر گرفتن تهران تحلیل شود. از نگاه ریاض، پیمان مکه میتواند بخشی از تلاش برای مهار همین شبکه نفوذ باشد.
اما درست در همین نقطه، ضعف اصلی پیمان آشکار میشود. یک ائتلاف نظامی واقعی زمانی اعتبار دارد که اعضای آن بدانند در چه شرایطی باید برای یکدیگر بجنگند. اگر فردا انصارالله در دفاع از خود به تأسیسات نفتی عربستان حمله کند، آیا ترکیه وارد جنگ خواهد شد؟ آیا پاکستان نیروی نظامی اعزام خواهد کرد؟ و اگر ترکیه در سوریه یا عراق با بحران امنیتی روبهرو شود، آیا ریاض حاضر است هزینه رویارویی با تهران را بپردازد؟ پاسخ این پرسشها هنوز روشن نیست. حتی نخستین آزمون پیمان نیز خیلی زود از راه رسید. تنها دو روز پس از امضای توافق، انصارالله مسئولیت حمله پهپادی به تأسیسات آرامکو در جازان عربستان را بر عهده گرفت. فارغ از ابعاد نظامی حمله، اهمیت سیاسی آن در این بود که پیمان مکه تقریباً بلافاصله با یک حمله علیه یکی از اعضای خود مواجه شد، اما خبری از واکنش نظامی مشترک ترکیه و پاکستان منتشر نشد. این اتفاق نشان میدهد که فاصله میان «تعهد دفاعی» روی کاغذ و اقدام نظامی در میدان هنوز بسیار زیاد است. ماجرای مصر نیز ماهیت سیاسی پیمان را آشکارتر میکند. اگر قرار باشد توافق مکه به یک معماری امنیتی بزرگ برای جهان اسلام یا خاورمیانه تبدیل شود، کنار ماندن اولیه مصر قابلتوجه است. قاهره یکی از بزرگترین کشورهای منطقه است که جایگاهی استراتژیک در دریای سرخ و کانال سوئز دارد. اما عربستان با حضور اولیه مصر مخالفت کرد، در حالی که ترکیه از مشارکت قاهره حمایت میکرد. این اختلاف نشان میدهد که پیمان مکه علاوه بر همکاری دفاعی، صحنهای برای رقابت بر سر رهبری نظم جدید منطقه نیز هست.
پیمان مکه در حال حاضر بیشتر یک ائتلاف سیاسی-امنیتی برای نمایش قدرت و ایجاد بازدارندگی است تا یک ماشین جنگی واقعی. عربستان میخواهد نشان دهد تنها نیست، ترکیه میخواهد جایگاه خود را در معماری امنیتی جدید منطقه تثبیت کند و پاکستان میخواهد وزن خود را در جهان اسلام افزایش دهد. اینکه این اتحاد در نهایت به یک ساختار نظامی پایدار تبدیل یا به یک بیانیه پرسر و صدا ختم شود، به یک چیز بستگی دارد؛ اینکه اعضای آن در نخستین بحران واقعی، حاضر باشند هزینه دفاع از یکدیگر را بپردازند یا نه.
فعلاً شواهد بیشتر از آنکه از تولد یک ناتوی جدید خبر بدهند، از تولد یک ائتلاف برای ترساندن رقبا، بدون تمایل واقعی به جنگ حکایت دارند. پرسش واقعی این است که آیا سه کشوری که هرکدام تعریف متفاوتی از منافع ملی خود دارند، حاضرند روزی واقعاً برای یکدیگر بجنگند؟ اگر پاسخ منفی باشد، آنچه در مکه متولد شده بیش از آنکه یک ناتوی جدید باشد، یک تریبون جدید برای قدرتنمایی خاورمیانهای است؛ تریبونی پرسر و صدا که ممکن است معادلات سیاسی منطقه را تغییر دهد، اما هنوز فاصله زیادی با تبدیل شدن به یک ماشین جنگی واقعی دارد.