جوان آنلاین: آقای احمد زیدآبادی در گذرگاه تلگرامیاش روز جمعه ۲۳ مرداد ساعت ۱۰ و ۲۹ دقیقه نوشته است: «چند صباحی است روزنامه جوان با ادبیاتی نامناسب و غیرحرفهای به برخی نوشتههای من حمله میکند. این روزنامه به وابستگی به نیروهای نظامی اشتهار دارد، گرچه عبدالله گنجی این موضوع را رد کرده، با این حال توضیح روشنی درباره هویت روزنامه نداده است».
تا همینجا چند غلط و غفلت و مغالطه. اولاً دکتر گنجی پنج سال است که دیگر مدیر روزنامه جوان نیست. این زمان فرصت مناسبی بوده که یک روزنامهنگار از اطراف خود باخبر باشد، ولی ظاهراً چنین نشده است. ثانیاً آقای زیدآبادی در نوشته خود دچار مغالطه «کلیگویی» شده است، بدون آنکه نشان دهد کدام ادبیات روزنامه جوان نامناسب و غیرحرفهای است.
«جوان» در آخرین نقدی که به ایشان وارد کرد نوشت تنگه هرمز فقط نفت عبور نمیدهد که آقای زیدآبادی نگران از دسترفتن اهمیت تنگه با خطوط لوله جایگزین در کشورهای عربی شود. از تنگه کالاهای اساسی و کود و محصولات پتروشیمی و سلاح و صدها کالای دیگر هم عبور میکند که از لوله نمیگذرد. وانگهی تنگه به این راحتی جایگزین ندارد. تا اینجا که نمیتواند مصداق ادبیات غیرحرفهای باشد. شاید آقای زیدآبادی اشارهاش به آن بخش از نقد روزنامه جوان است که به اظهارات قبلی خود ایشان در زمان جنگ پرداخته است که نوشته بود: «در ۱۰ روز نخست از شدت بیتابی و اندوه و ناراحتی عملاً زمینگیر شده بودم. تماموقت در رختخواب به سر میبردم و خود را به خواب میزدم تا از فکرکردن خلاصی یابم».
«جوان» با اشاره به این حرف نوشته است «کسانی مثل احمد زیدآبادی (که در زمان جنگ نوشت بیشتر روز را زیر لحاف بوده و دعا میکرده تا جنگ تمام شود) تمامی کنشها و واکنشهایش مبتنی بر ترس از امریکاست». کسی که در زمان جنگ به رختخواب پناه میبرد آیا میتواند هر روز برای مسئولان نظامی و کشوری و لشکری نسخه نجات بنویسد؟! مغالطه دیگر ایشان در همان پاراگراف نخست، جستوجوی پیشینه یا زمینه روزنامه جوان است. این هم مغالطه توسل به شخص است. شما اگر نقدی دارید به استدلال روزنامه نقد کنید. همین استدلال که میگوید تنگه برخلاف ادعای زیدآبادی ارزش خود را با گذر زمان از دست نمیدهد. چرا مغالطه میکنید و دنبال صاحب روزنامه میگردید!
باز گفته است «رسانههای مذکور (منسوب به سپاه)، خطمشی واحدی در برابر مسائل داخلی و خارجی کشور ندارند و اختلافنظر در پارهای موضوعات در بین آنان عیان است». خب مثلاً که چی؟! این خوب است یا بد؟! جرم است یا احترام؟! ربطش با استدلال روزنامه درباره تنگه چیست؟! باز گفته است که من باید بدانم از طرف چه نهاد یا ارگانی به من حمله (درواقع یک نقد ساده به سادگی یکصدم نقدهایی که او پیاپی به صدر تا ذیل افراد و نهادها میکند) شده است تا بتوانم از خود دفاع کنم! اگر منظور ایشان از «دفاع از خود» پاسخ منطقی و مستدل به نقد روزنامه است که این نیازی به چیز دیگری غیر از صورت استدلال ندارد و اگر فکر میکند باید به دستگاه قضا یا از طریق دیگری حمله کند، خب چه کسی جلوی ایشان را گرفته است؟! زیدآبادی و دوستانش در کل بسیار مغاطهآمیز مینویسند. نوشتههای ایشان و مثلاً نوشته اخیر آقای عماد باقی را که روزنامه جوان به نقد بستر مغالطهآمیز و غیرمنطقی آن پرداخت، میتوان برای آموزش مغالطهنویسی فشرده در چند پاراگراف به دانشجویان سال اول فلسفه آموزش داد. بهتر است ایشان توضیح دهد که اولاً استدلال «جوان» درباره اهمیت تنگه چه ایراد منطقی دارد و ثانیاً وقتی خود ایشان با صراحت میگوید بیشتر زمان جنگ را در رختخواب بوده تا جنگ تمام شود، چگونه میتواند برای کسانی که در کار سیاست و جنگ وسط میدان هستند، نسخه بنویسد؟!