پیام اخیر رهبر معظم انقلاب درباره حماسه باشکوه بدرقه امام شهید و خانواده معظمله را نباید صرفاً واکنشی به یک رخداد سیاسی یا اجتماعی دانست پیام اخیر رهبر معظم انقلاب درباره حماسه باشکوه بدرقه امام شهید و خانواده معظمله را نباید صرفاً واکنشی به یک رخداد سیاسی یا اجتماعی دانست. این پیام، «تبیین منطق عبور از مرحلهای جدید و ترسیم الزامات حفظ اقتدار ملی» در شرایطی است که دشمن میکوشد همزمان با فشار خارجی، انسجام داخلی را نیز هدف قرار دهد. از همینرو، مخاطب این پیام تنها دشمن نیست، بلکه مردم، مسئولان، نخبگان و همه کسانی هستند که در سرنوشت کشور نقش دارند. پیام رهبر انقلاب را میتوان «هندسه قدرت ملی» نامید، زیرا در این پیام، قدرت ایران نه صرفاً در توان نظامی، بلکه در پیوند شش مؤلفه راهبردی تعریف میشود: شناخت صحیح دشمن، انسجام ملی، سرمایه اجتماعی، اعتماد مردم به مسئولان، کارآمدی مسئولان و نقد مسئولانه.
نخستین ضلع این هندسه، شناخت صحیح دشمن است. تجربههای اخیر بار دیگر نشان داد که در سیاست بینالملل، کشورها را باید با رفتارشان شناخت، نه با ادعاها و وعدههایشان. کشوری که همزمان از مذاکره سخن میگوید و از فشار، تهدید و تجاوز نظامی حمایت میکند، نشان داده که منطق خود را بر تحمیل اراده استوار کرده است، نه بر احترام به تعهدات. از اینرو، مهمترین درس این تجربه آن است که خطای شناخت، سرآغاز خطای محاسبه است و خطای محاسبه، پرهزینهترین خطای راهبردی یک کشور خواهد بود.
دومین ضلع، انسجام ملی است. تجربه همه رویاروییهای بزرگ نشان میدهد که دشمن پیش از آنکه توان دفاعی یک کشور را هدف قرار دهد، به دنبال شکستن وحدت داخلی آن است. دوقطبیسازی، تشدید اختلافها و تضعیف امید، ابزارهایی هستند که هزینهای کمتر از جنگ دارند، اما گاه آثارشان عمیقتر است. از همینرو، رهبر انقلاب وحدت را یک توصیه اخلاقی نمیدانند، بلکه آن را ضرورتی راهبردی برای حفظ امنیت و افزایش قدرت بازدارندگی کشور معرفی میکنند، یعنی هر اندازه انسجام ملی بیشتر باشد، امکان اثرگذاری فشارهای خارجی کمتر خواهد شد.
سومین ضلع، سرمایه اجتماعی است؛ سرمایهای که در حماسه بدرقه شهدا جلوهای روشن یافت. این حضور گسترده تنها یک اجتماع عاطفی نبود، بلکه نمایش پیوند مردم با هویت ملی، آرمانهای مشترک و آینده کشور بود. چنین صحنههایی نشان میدهد که قدرت ایران تنها بر تجهیزات دفاعی استوار نیست، بلکه بر پشتوانه مردمی تکیه دارد که در لحظههای حساس، اختلافها را کنار میگذارند و از منافع ملی دفاع میکنند. باید توجه داشت که سرمایه اجتماعی، پنهانترین، اما ماندگارترین منبع قدرت ملی است.
چهارمین ضلع، اعتماد مردم به مسئولان است. این فراز از پیام را باید در بستر شرایط کشور فهمید. در جریان مذاکرات، برخی به جای نقد منصفانه، مسئولانی را که در چارچوب سیاستهای کلان نظام مأمور انجام این مسئولیت بودند، آماج تخریب قرار دادند. رهبر انقلاب با تأکید بر اعتماد به مسئولان، در واقع از یکی از ارکان انسجام ملی صیانت میکنند. اداره کشور بدون اعتماد عمومی ممکن نیست و تبدیل اختلاف در تحلیل به بیاعتبار کردن مسئولان، بیش از آنکه به کشور کمک کند، سرمایه ملی را فرسوده میسازد. البته این اعتماد، هرگز به معنای تعطیلی نقد نیست، بلکه به معنای حفظ مرز میان نقد دلسوزانه و تخریب سیاسی است.
پنجمین ضلع این هندسه، کارآمدی مسئولان است. اعتماد عمومی زمانی پایدار میماند که مردم آثار آن را در میدان عمل ببینند. خدمت صادقانه، پاسخگویی، عدالت و تلاش بیوقفه، مهمترین پشتوانه اعتماد عمومی است. همانگونه که مردم موظفاند از مسئولان مورد اعتماد نظام حمایت کنند، مسئولان نیز موظفاند با عملکرد خود از این اعتماد پاسداری کنند، چراکه اعتماد با توصیه ایجاد نمیشود، بلکه با کارآمدی و مسئولیتپذیری استمرار مییابد.
ششمین ضلع، نقد مسئولانه است. جامعه بدون نقد، امکان اصلاح را از دست میدهد، اما نقد زمانی به پیشرفت منجر میشود که منصفانه، مستند و با هدف اصلاح باشد. اگر نقد به تخریب، سیاهنمایی یا دوقطبیسازی تبدیل شود، ناخواسته در همان مسیری قرار میگیرد که دشمن برای تضعیف قدرت ملی دنبال میکند. به بیانی، نقد مسئولانه، موتور اصلاح است، اما تخریب، موتور فرسایش سرمایه اجتماعی. برآیند این شش مؤلفه، همان هندسهای است که رهبر انقلاب برای عبور از آزمون جدید ترسیم میکنند. در این منظومه، قدرت ملی نه در یک مؤلفه، بلکه در همافزایی همه این اضلاع شکل میگیرد. شناخت صحیح دشمن، انسجام ملی، سرمایه اجتماعی، اعتماد مردم به مسئولان، کارآمدی مسئولان و نقد مسئولانه، زنجیرهای بههم پیوستهاند که تقویت هر یک، دیگری را استحکام میبخشد.
از این منظر، پیام رهبر انقلاب بیش از آنکه تحلیلی از یک رخداد باشد، منشوری برای آینده است. پیام آن روشن است: قدرت یک ملت، پیش از آنکه در میدان نبرد آزموده شود، در میدان شناخت، اعتماد، کارآمدی و انسجام ساخته میشود. ملتی که این هندسه را حفظ کند، نهتنها از بحرانها عبور خواهد کرد، بلکه خواهد توانست آینده را نیز با اتکا به ظرفیتهای درونی خود رقم بزند.