جوان آنلاین: دقیقاً ۱۸ روز از پایان کار ایران در جامجهانی ۲۰۲۶ میگذرد، اما هنوز هم هیچ کس حق بررسی عملکرد این تیم یا انتقاد از آن را ندارد، بهگونهای که هرگونه بحث یا سؤالی با واکنشی شدید و حتی طلبکارانه از سوی بازیکنان و کادرفنی مواجه میشود!
مردم ایران ماههای زیادی تیم ملی را همراهی کردند، درست از زمانی که برای کسب جواز حضور در جامجهانی جنگید. این حمایتها بعد از صعود و سخت شدن اوضاع به واسطه تجاوز به خاک کشور بیشتر و بیشتر هم شد، چراکه همه خوب میدانستند تیم ملی کار آسانی در این دوره از رقابتهای جامجهانی ندارد و میزبان تمام تلاش خود را برای اذیت و آزار تیم ملی فوتبال ایران میکند. شاید به همین دلیل هم بود که عمدتاً چشم بر اشتباهات و کاستیها بسته شد و صرفاً به حمایت پرداختند، حمایتی که اوج آن در مرحله گروهی دیده شد. زمانی که تیم ملی برابر نیوزیلند، بلژیک و در آخر مصر به میدان رفت. در طول تمام این مدت مردم پشت تیم ملی ایستادند، برایش دعا کردند و حتی به احترامش ایستادند و تیم ملی را تشویق کردند. نتایجی که میتوانست به مراتب بهتر باشد، اما در طول بازیها کمتر کسی لب به انتقاد گشود و همه صرفاً حمایت کردند برای حفظ روحیه و انگیزه تیم. حتی در بازگشت تیم ملی نیز با وجود حذف از مرحله گروهی بسیاری به استقبال این تیم رفتند و بازگشتشان به وطن را خوشامد گفتند. اما طبیعی است که بعد از گذشت ۱۸ روز و فروکش کردن هیجان مسابقات، نگاهی داشته باشیم به عملکرد تیم ملی و واکاوی کنیم بازیهایی را که میشد با پیروزی پشت سر گذاشته شوند.
همه دوست داشتیم قصه طور دیگری تمام میشد؛ با تاریخسازی شاگردان قلعهنویی، اما نشد و امروز باید بررسی شود که چرا این اتفاق رخ نداد، وقتی تیم ملی بیش از هر زمان دیگری شانس صعود داشت، زیرا بهموقع و همیشه کنار تیم بودیم، تشویق کردیم، امیدوار شدیم و حالا حق داریم بپرسیم و بدانیم که چرا امیدمان ناامید شد؟
اما با اولین پرسش، شاهد واکنشهای تند و تیز و طلبکارانهای هستیم که هیچ وقت انتظارش را نداشتیم.
بر کسی پوشیده نبود که تیم ملی کار راحتی در جامجهانی ۲۰۲۶ ندارد. همین که امریکا میزبانی را به عهده داشت، کافی بود برای سختی مسیر. اما با وجود تمام کارشکنیها، تیم ملی به خوبی ایستادگی و مقاومت کرد و حتی اجازه نداد بعد از مصاف و تصمیمات غیرحرفهای، میزبان نالایق خللی در عملکرد تیم ایجاد کند. به همین دلیل هم مردم ایران قدردان زحمات تیم ملی بوده و هستند، اما این دلیل نمیشود که هیچ انتقاد، سؤال و پرسشی مطرح نشود. بیشک این حق ملت است که بدانند چرا وقتی از نظر مهره و تجربه، توانایی شکست دادن حریفان را داشتیم به تساوی رضایت دادیم؟ اینکه بدون باخت مرحله گروهی را به پایان بردیم اتفاق خیلی خوبی بود، اما به همان اندازه اتفاق بدی بود که نتوانستیم هیچ یک از حریفان خود را شکست دهیم، آنهم وقتی توانایی آن را داشتیم. ملتی که دیروز تمامقد پشت تیم ملی کشورش ایستاد و آن را حمایت کرد، امروز هم حق دارد بپرسد چرا بیش از آنکه عطش برد داشته باشیم، ترس از باخت را داشتیم، خصوصاً در مصاف با بلژیک که تیم ملی در فاز عالی بود و جنگنده و صحنههای تحسینبرانگیز زیادی خلق کرد، اما چطور میشود وقتی از دفاع خوب تیم ملی تعریف و تمجید میشود مشکلی ندارد، اما همینکه سؤالی در خصوص عملکرد ضعیف تیم در خط حمله پرسیده میشود صدای همه در میآید؟!
نه، اینطور نیست. مردم، رسانهها و کارشناسان همان اندازه که بهموقع حمایت کردند و تعریف و تمجید، امروز حق دارند در مورد مسائلی بپرسند که باعث شد تیم ملی فوتبال ایران درست در دورهای که بیشترین شانس صعود از گروه را داشت، آن را به سادگی از دست بدهد! سؤالی که شاید پاسخ آن را بتوان در رفتار تیم قلعهنویی دید، تیمی که از سرمربی و کادرفنی تا بازیکنانش همه طلبکارند و در حال جنگیدن با زمین و زمان که چرا ما را حلواحلوا نمیکنید.
امروز بیش از هر زمان دیگر میتوان دریافت که چرا تیم ۹۸ هنوز هم تا این اندازه مورد توجه و احترام مردم است. تیمی که هرگز طلبکار نبود، درست مثل تیمی که امروز با توپ پر بازگشته و مدعی است عملکردش به قدری خوب بوده که باید مجسمه بازیکنان و سرمربی آن را ساخت. انتظاری که این سؤال را مطرح میکند که اگر آنها جای اکوادور، بلژیک یا مراکش بودند چه میکردند، وقتی امروز در پی کسب سه تساوی دیگر خدا را هم بنده نیستند! بیشک، اما این تختهگاز رفتن میتواند شکاف عمیقی بین بازیکنان و سرمربی تیم ملی با مردم، رسانهها و حتی اهالی فوتبال ایجاد کند.