رئیسجمهور خودشیفته و مغرور امریکا در آخرین تهدید خود اعلام کرده بود که «روز شنبه ایران تنگه هرمز را باز کرده و عبور کشتیها در آن آزاد خواهد شد، در غیر این صورت ایران با حملات سنگین و گسترده مواجه خواهد شد.»
در مقابل، اما جمهوری اسلامی ایران، با شلیک به یک کشتی متخلف که خارج از مسیر امن تعیینشده ایران حرکت میکرد، تنگه را بست و آماده حملات تلافیجویانه علیه پایگاههای امریکا شد. تصور اشتباه ترامپ که برآمده از سابقه بنگاهداری و معاملهگری اوست، این بود که میتواند ناتوانی در گشودن تنگه هرمز با جنگ نظامی را در سایه مذاکره جبران کند. از این رو، تاکنون چندین بار با نقض آتشبس با درگیری محدود و فشار بر عمان برای گشودن مسیر موازی با مسیر اعلامی ایران و تشویق کشورهای منطقه برای استفاده از این مسیر، برای بازگشایی تنگه هرمز اقدام کرده که هر بار با واکنش ایران مواجه و به پیچیدگی بیشتر مسئله منجر شده است.
واقعیت این است که هنوز ترامپ و باند جنایتکار همراه او در کاخ سفید در فضای گذشته به سر میبرند که امریکا را برخوردار از قدرت مسلط در منطقه غرب آسیا و تعیینکننده معادلات و موازنهسازی در آن میدانند و راهبردها، برنامهها و اقداماتشان را بر همان اساس تنظیم میکنند.
حال آنکه:
۱- نه تنها ایران، بلکه بسیاری از کشورهای عربی که در گذشته کاملاً تحت سلطه امریکا بوده و با تصور امنیت وابسته، میزبان پایگاههای نظامی امریکا بوده و میلیاردها دلار نیز هزینه کردهاند، پس از جنگ رمضان به بیفایده بودن آن پی برده و الآن بهدنبال ترتیبات جدید امنیتی و نقش مستقل در آن هستند.
۲- جنگ رمضان و ایستادگی قهرمانانه ایران مقابل امریکا و رژیم صهیونیستی نشان داد کشوری مثل ایران میتواند بر محاسبات ابرقدرتها اثر بگذارد و قدرتهای دیگر منطقه را به پیگیری این الگوی عزتمند تشویق میکند.
۳- با خروج ایران از این جنگ نابرابر و اهداف اعلامی امریکا و رژیم صهیونیستی مبنی بر تغییر رژیم و تجزیه ایران، کشورهای منطقه به استحکام نظام جمهوری اسلامی اطمینان یافته و فهمیدهاند کاهش تنش با ایران، بهنفع امنیت دائمی آنهاست.
۴- تنها ماندن امریکا در این جنگ و بیاعتنایی اعضای ناتو به التماس آن برای کمک به گشودن تنگه هرمز، نشان داد که دوران انحصار در تصمیمگیری ابرقدرتها سپری شده و اگر قدرتهای متوسط جرئت و اراده ایستادگی داشته باشند، میتوانند بر معادلات منطقهای اثر بگذارند.
آخر اینکه ترامپ و باند مافیای همراه او باید درک کرده باشند که بحرانی که خود را گرفتارش کردهاند، حاصل تغییر در موازنهای است که با افزایش نقش کشورهای مستقل شروع شده و تصلب و عقبماندگی شناختی و اصرار بر شیوههای گذشته مثل جنگ رمضان و حملات سریالی برای گشودن تنگه هرمز و بیاعتنایی به تفاهمنامه، استفاده از ادبیات موهن و تهاجمی، تنگه به پیچیدگی و شدت بحران دامن میزند. ایران اراده کرده تنگه هرمز را حفظ کند و اداره آن به قبل از جنگ برنخواهد گشت. همانگونه که برای رسیدن به این وضعیت هزینه شده، برای تکمیل و نهاییسازی آن هزینه خواهد شد، اما هیچ عقبنشینی نخواهد بود. استفاده امریکا از شیوه جنگ محدود و مدیریتشده، استعداد جهش و شکلگیری جنگی نامحدود و فرسایشی را دارد که میتواند باتلاق جنگ ویتنام را برای امریکاییها بازتولید و تکرار کند.
آخر اینکه شاید صهیونیستها از چنین وضعیتی استقبال کرده و حتی ترامپ را به سمت آن هل دهند، اما ایران هم تصمیم گرفته سهم تنبیهی آنان را ویژه در نظر گرفته و تمرکز بر تنگه هرمز مانع حمله به اراضی اشغالی نخواهد بود. آنچه این بنبست و سردرگمی را برای ترامپ رقم زده، بیاطلاعی و بیتوجهی او به تغییرات راهبردی و همچنین فریب او توسط صهیونیستها و باند مافیای فاسد همراه اوست.ای کاش ترامپ میفهمید که دوران قدرت او چقدر زودگذر است و این اشتباهات که فعلاً موجب خونخواهی امام شهید شده و آرامش را از او گرفته، در صورت تداوم، اعتراض گروههای امریکایی را هم دامن زده و اعتبار و حیثیت کذایی او را در داخل به چالش خواهد کشید و چهبسا برای خلاصی امریکا از این بنبست راهبردی، خود امریکاییها اقدام به حذف وی کرده، کار آزادگان خونخواه امام شهیدمان را راحت نمایند.