دو سارق مأمورنما که با پوشش پلیس از کارگران افغان اخاذی میکردند، پس از اخاذی ۴ میلیون تومانی به خاطر طمع برای سرقت موبایل، به دام افتادند جوان آنلاین: دو سارق مأمورنما که با پوشش پلیس از کارگران افغان اخاذی میکردند، پس از اخاذی ۴ میلیون تومانی به خاطر طمع برای سرقت موبایل، به دام افتادند.
از اوایل فروردین ماه امسال، مأموران پلیس تهران با شکایتهای متعددی از کارگران افغان مواجه شدند. آنها میگفتند دو مرد جوان با تجهیزات پلیسی وارد ساختمانهای نیمهکاره میشوند و با ادعای اینکه مأمور امنیتی هستند، از آنها اخاذی میکنند. یکی از شاکیان در توضیح ماجرا به مأموران گفت: «من و چند نفر از دوستانم در یک ساختمان نیمهکاره مشغول به کار هستیم. چند ساعت قبل، دو مرد جوان که تجهیزات پلیسی داشتند، وارد ساختمان شدند و ادعا کردند مأمور امنیتی هستند. آنقدر حرفهای برخورد کردند که تصور کردیم واقعاً مأمور هستند و به همین دلیل به آنها مشکوک نشدیم. آنها ادعا کردند ما به صورت غیرمجاز وارد ایران شدهایم و جاسوس هستیم و باید همراه آنها به اداره پلیس برویم. تهدید کردند که ما را دیپورت میکنند. ما هم از ترس اینکه از ایران اخراج نشویم، به آنها پیشنهاد رشوه دادیم. هرچه پول و طلا داشتیم از ما گرفتند و از ساختمان خارج شدند. وقتی این موضوع را برای یکی دیگر از دوستانمان که در ساختمان دیگری مشغول به کار بود، تعریف کردیم، فهمیدیم آنها مأمور نبودند و ما را فریب داده و اموالمان را سرقت کردهاند.»
شیوه اخاذی سارقان مأمورنما
در حالی که هر روز به تعداد شاکیان افزوده میشد، بررسیها نشان داد دو پسر جوان در نقش مأمور پلیس و نیروی امنیتی وارد ساختمانهای نیمهکاره میشوند که کارگران آنها اهل افغانستان هستند. آنها با شیوه و شگردی خاص، به خوبی نقش مأموران را بازی میکردند و به بهانه اینکه افغانها به صورت غیرمجاز وارد کشور شدهاند یا جاسوسی میکنند، از آنها اخاذی میکردند.
دستگیری یکی از سارقان
تحقیقات برای شناسایی سارقان مأمورنما به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت ادامه داشت تا اینکه چند شب قبل، به مأموران خبر رسید ساکنان یک کوچه در یکی از خیابانهای شمالی تهران، دو پسر جوان را که در پوشش مأمور پلیس از چند کارگر افغان اخاذی میکردند، بازداشت کردهاند.
بررسیها نشان داد دو پسر جوان با یک دستگاه موتورسیکلت کنار یک ساختمان نیمهکاره توقف میکنند و وارد کارگاه ساختمانی میشوند. آنها خود را مأمور پلیس معرفی میکنند و در گام اول، به بهانه اینکه کارگران افغان به صورت غیرمجاز وارد کشور شدهاند، ۴ میلیون تومان اخاذی میکنند و خارج میشوند، اما در ادامه، برای سرقت تلفنهای همراه آنها، دوباره وارد ساختمان میشوند. اینبار، یکی از کارگران به آنها مشکوک و با آنها درگیر میشود.
دو پسر مأمورنما پس از درگیری با کارگر، قصد فرار داشتند که تعادل موتورسیکلتشان را از دست میدهند و در دام رهگذران گرفتار میشوند.
اعتراف به اخاذیهای سریالی
مأموران پس از انتقال متهمان به اداره پلیس، دریافتند که آنها همان سارقان حرفهای هستند که از مدتها قبل در پوشش مأمور پلیس از کارگران افغان اخاذی میکردهاند که در آخرین اخاذی، آنها به دام میافتند.
متهمان در بازجوییها به سرقت و اخاذیهای سریالی در پوشش مأمور اعتراف کردند.
تحقیقات از متهمان برای شناسایی شاکیان احتمالی و سرقتهای دیگر آنها از سوی کارآگاهان پلیس آگاهی تهران ادامه دارد.
نقشه اخاذی پس از آزادی از زندان
کامبیز، سارق حرفهای است که بارها به اتهام سرقت و زورگیری بازداشت و روانه زندان شده است. او ادعا میکند آخرینبار که از زندان آزاد شد، همراه با همدستش نقشه اخاذی از کارگران افغان را در پوشش مأمور پلیس طراحی کرد، زیرا تصور نمیکرد شاکیان از آنها شکایت کنند.
کامبیز، سابقه داری؟
بله. من چند باری به اتهام سرقت و زورگیری دستگیر شدم و به زندان افتادم. سابقهام زیاد است.
قبلاً هم سابقه اخاذی در پوشش پلیس دارید؟
نه. ما فقط سرقت میکردیم. سرقت از اماکن، موبایل، وسایل خودرو و زورگیری از شهروندان را انجام میدادیم. هیچ وقت فکر نمیکردیم این کار را بکنیم.
چه شد که شیوه سرقتتان را تغییر دادید؟
من و همدستم در زندان در یک سلول بودیم. روزهای زیادی با هم حرف زدیم و نقشههای مختلف کشیدیم. در همانجا تصمیم گرفتیم وقتی آزاد شدیم، اینبار در پوشش مأمور پلیس از افغانها اخاذی کنیم. همدستم قبل از من آزاد شد و من هم اوایل فروردین از زندان آزاد شدم. بلافاصله بعد از آزادی، شروع به اجرای نقشه کردیم.
چرا کارگران افغان را طعمه قرار میدادید؟
از افغانها راحتتر میشود اخاذی کرد. تعداد زیادی از این افراد به صورت غیرقانونی وارد کشور شدهاند و مجوز اقامت ندارند. آنها اکثراً در ساختمانهای در حال ساخت مشغول به کار هستند. ما هم در همین ساختمانها به سراغشان میرفتیم و خودمان را مأمور پلیس معرفی میکردیم. وقتی از آنها درخواست مجوز اقامت میکردیم، میترسیدند و حاضر بودند هر چه دارند به ما بدهند تا تحویل قانون نشوند. از طرفی آن تعدادی هم که به صورت قانونی وارد کشور شدهاند و مجوز هم دارند، وقتی به آنها تهمت جاسوسی و اتهامات امنیتی میزدیم، میترسیدند و حاضر میشدند به ما رشوه بدهند.
فکر نمیکردید دستگیر شوید؟
نه. اصلاً تصور نمیکردیم آنها با مشکلاتی که دارند، شکایت کنند. فکر میکردیم هیچکس به پلیس مراجعه نمیکند، چون خودشان میدانستند که کارشان قانونی نیست.
اما در آخرین اخاذی گرفتار شدید؟
بله. طمع کردیم. اشتباه بزرگ ما همین بود.
چرا؟
از قبل این ساختمان را در نظر گرفته بودیم. وقتی وارد شدیم، ۴ میلیون تومان از آنها اخاذی کردیم و بیرون آمدیم. پول خوبی بود و میتوانستیم برویم، اما در بین راه، همدستم طمع کرد و گفت دوباره برگردیم و تلفنهای همراه آنها را هم بگیریم. من هم قبول کردم. برگشتیم، اما یکی از کارگرها به ما مشکوک و با همدستم درگیر شد. آن کارگر با یک میله ضربهای به سر همدستم زد. همدستم هم با سر ضربهای به صورت او زد و هر دو زخمی شدند. ما سریع فرار کردیم، اما در میان درگیری و شلوغی، تعادلمان را از دست دادیم و موتورسیکلت واژگون شد و گرفتار شدیم.