کد خبر: 1368356
تاریخ انتشار: ۲۱ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
معمای قتل در شلوغی تجریش برملا شد فریاد «آی دزد» در تجریش، معمای قتل مرد جوان را پیچیده کرد. مرد جوانی که تصور می‌شد سارق است در شلوغی جمعیت با ضربه چاقو به قتل رسید، اما پلیس با بررسی‌های دقیق، پرده از راز برداشت و مشخص شد مقتول سارق نبود، بلکه قربانی رابطه پنهانی شده‌است
غلامرضا مسکنی 

جوان آنلاین: فریاد «آی دزد» در تجریش، معمای قتل مرد جوان را پیچیده کرد. مرد جوانی که تصور می‌شد سارق است در شلوغی جمعیت با ضربه چاقو به قتل رسید، اما پلیس با بررسی‌های دقیق، پرده از راز برداشت و مشخص شد مقتول سارق نبود، بلکه قربانی رابطه پنهانی شده‌است. 

شامگاه شنبه، ششم تیرماه، مأموران پلیس تهران از زخمی شدن مرد جوانی در یکی از خیابان‌های حوالی منطقه تجریش باخبر و بلافاصله راهی محل شدند. 
وقتی مأموران به محل حادثه رسیدند، دریافتند لحظاتی قبل زن میانسالی در خیابان فریاد می‌زند: «آی دزد! آی دزد!» و در همین حین، یک مرد جوان فرار می‌کند. رهگذران و ساکنان محل به کمک زن میانسال می‌روند و در تعقیب و گریز، مرد جوان را محاصره می‌کنند و قصد دارند او را دستگیر کنند، اما ناگهان در شلوغی جمعیت، مرد جوان با اصابت ضربه چاقو نقش بر زمین می‌شود و برای درمان به بیمارستان منتقل می‌شود. 

 مرگ در بیمارستان
مأموران پلیس برای بررسی حادثه به بیمارستان رفتند. ساعتی بعد، تیم پزشکی خبر داد تلاش‌ها برای نجات جان مرد جوان زخمی نتیجه‌ای نداشته و او بر اثر شدت جراحات جان باخته است. خبر مرگ مرد جوان، پرونده را وارد مرحله تازه‌ای کرد و تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی به دستور بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران وارد عمل شدند. 

 معمای مرگ در شلوغی جمعیت
تیم جنایی در بررسی‌ها هیچ گوشی سرقتی از مقتول کشف نکردند. از سوی دیگر، شاهدان حادثه نیز اعلام کردند که فقط صدای فریاد کمک‌خواهی زن میانسال را شنیده‌اند که می‌گفته «آی دزد»، اما زمانی که پسر جوان را محاصره می‌کنند، گوشی سرقتی در دست او پیدا نمی‌شود. او به صورت مرموزی در شلوغی جمعیت به قتل می‌رسد. 
در گام بعدی، با بررسی سوابق مقتول مشخص شد وی «شاهرخ» نام دارد و هیچ سابقه کیفری در پرونده‌اش ثبت نشده‌است. او از مدتی قبل در یک رستوران مشغول به کار بوده تا اینکه در حادثه‌ای مرموز به قتل می‌رسد.
 
 فرضیه انتقام
با به دست آمدن این اطلاعات و کنار هم قرار دادن دلایل و شواهد، این احتمال برای مأموران قوت گرفت که مقتول قربانی انتقام‌گیری شده‌است و حادثه هیچ ربطی به سرقت موبایل زن میانسال ندارد. 
بدین ترتیب، مأموران زن میانسال را شناسایی و از وی تحقیق کردند. او مدعی شد که در خیابان در حال حرکت بوده که پسر جوان ناشناسی به او نزدیک می‌شود و تلفن همراه او را می‌قاپد. پس از این، رهگذران به کمک او می‌آیند، اما متوجه نمی‌شود که سارق چطور به قتل می‌رسد. 

 رابطه پنهانی و راز قتل
تیم جنایی در ادامه بررسی‌ها دریافتند که زن میانسال و مقتول، هر دو در یک رستوران مشغول به کار بوده‌اند و از قبل با هم رابطه پنهانی داشته‌اند. بنابراین، زن میانسال دوباره مورد بازجویی قرار گرفت و این بار، وقتی با دلایل و شواهد روبه‌رو شد، ناچار راز قتل پسر جوان را برملا کرد. 
متهم در اعترافات خود گفت: «چند سالی است در یک رستوران مشغول به کار هستم. مدتی قبل، شاهرخ هم در رستوران مشغول به کار شد. از آنجایی که با شوهرم اختلاف داشتم، کم‌کم به شاهرخ نزدیک شدم و با او درد دل می‌کردم. رابطه تلفنی و پیامکی ما ادامه پیدا کرد و بیشتر به هم نزدیک شدیم، اما وقتی متوجه شدم همکارانم به رابطه تلفنی و پیامکی ما مشکوک شده‌اند، تصمیم گرفتم رابطه‌ام را قطع کنم.»
وی ادامه داد: «موضوع را به شاهرخ گفتم، اما او قبول نکرد و اصرار داشت با من ارتباط دوستانه داشته‌باشد. او خیلی از من کوچک‌تر بود و از طرفی آبرویم در خطر بود. به او گفتم اجازه نمی‌دهم تلفنی یا پیامکی مزاحم من شود، اما او نه‌تنها کوتاه نیامد، که شماره تلفن همسرم را به دست آورده و به او پیام داده بود که با من ارتباط تلفنی و پیامکی دارد. به همسرم گفتم شاهرخ رقیب کاری‌ام است و به همین خاطر تصمیم دارد مرا بترساند. شوهرم به من اعتماد داشت و حرفم را قبول کرد، اما وقتی پسرم متوجه شد، اصرار کرد شاهرخ را ببیند. در نهایت، او مجبورم کرد با شاهرخ قرار ملاقات بگذارم. شاهرخ سر قرار آمد که به او گفتم بهتر است ارتباطش را قطع کند، اما قبول نکرد. می‌خواست تلفن همراهم را بقاپد که فریاد زدم «آی دزد! آی دزد!» و بعد متوجه نشدم که او چطور به قتل رسید، تا اینکه پسرم یک روز بعد به من گفت در شلوغی جمعیت ضربه‌ای با چاقو به او زده‌است. پس از این حادثه، پسرم در خانه یکی از بستگان نزدیک مخفی شد.»

 دستگیری قاتل نوجوان
با اعتراف زن میانسال، مأموران مخفیگاه قاتل را شناسایی و وی را بازداشت کردند. متهم ابتدا منکر جرم خود شد، اما صبح دیروز وقتی به دادسرای امور جنایی منتقل شد، به قتل اعتراف کرد. 
قاتل ۱۸ ساله در توضیح ماجرا گفت: «وقتی فهمیدم آن پسر جوان مزاحم مادرم است، تصمیم گرفتم او را گوشمالی دهم. در شلوغی جمعیت، با چاقو ضربه‌ای به او زدم، اما تصور نمی‌کردم او فوت کند. الان پشیمان هستم و امیدوارم اولیای‌دم مرا ببخشند.»
تحقیقات از متهم برای روشن شدن ابعاد دیگر این پرونده ادامه دارد.

برچسب ها: پلیس ، قتل ، جنایت
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار