خاموشیهای تابستانه از چند سال قبل برای مردم دیگر موضوع تازهای نیست و با آغاز فصل گرما، بحث مدیریت مصرف برق دوباره به صدر اخبار بازمیگردد و خاموشیها نیز به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل میشود جوان آنلاین: خاموشیهای تابستانه از چند سال قبل برای مردم دیگر موضوع تازهای نیست و با آغاز فصل گرما، بحث مدیریت مصرف برق دوباره به صدر اخبار بازمیگردد و خاموشیها نیز به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل میشود، اما آنچه بیش از خود خاموشی آزاردهنده است، بیبرنامگی، بیاطلاعی و احساس تبعیض در اجرای آن است و اگر قرار باشد مردم ناگزیر بار کمبود برق را به دوش بکشند، حداقل انتظار این است که این محدودیت با برنامه، اطلاعرسانی قبلی و رعایت عدالت همراه باشد.
اولین نکتهای که باید از وزارت نیرو پرسید، این است که چرا کشور پس از سالها تجربه خاموشیهای تابستانی همچنان به نقطهای میرسد که قطع برق به یکی از ابزارهای اصلی مدیریت شبکه تبدیل میشود؟ مگر نه این است که وظیفه این وزارتخانه فقط مدیریت بحران نیست، بلکه جلوگیری از شکلگیری بحران نیز است و توسعه نیروگاهها، نوسازی شبکه انتقال و توزیع، کاهش تلفات، افزایش بهرهوری، سرمایهگذاری در فناوریهای نوین و استفاده از ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر از جمله مسئولیتهایی است که اگر به موقع و متناسب با رشد مصرف دنبال میشد، امروز خاموشی تا این اندازه به زندگی مردم گره نمیخورد.
از طرفی گرمای هوا پدیدهای غیرمنتظره نیست و قاعدتاً هر سال تابستان از راه میرسد و افزایش مصرف برق نیز کاملاً قابل پیشبینی است؛ لذا مدیریت آن زمان معنا دارد که برای چنین شرایطی از سالها قبل برنامهریزی شده باشد، نه اینکه با اولین موج گرما، فقط همان نسخه موجود قطع برق باشد. بنابراین مردم بهحق ابهام دارند که چرا با وجود هشدارهای مکرر کارشناسان درباره فاصله میان تولید و مصرف، سرمایهگذاری لازم برای افزایش ظرفیت تولید برق و اصلاح زیرساختها متناسب با نیاز کشور انجام نشده است.
البته اگر به هر دلیل خاموشی اجتنابناپذیر باشد، موضوع شکل دیگری پیدا میکند و در چنین شرایطی، اولین وظیفه مسئولان احترام به حقوق شهروندان است، یعنی اطلاعرسانی پیش از خاموشی یک امتیاز یا لطف نیست، بلکه حقی است که باید به رسمیت شناخته شود و اگر خانوادهها از زمان قطع برق مطلع باشند، میتوانند برای نگهداری مواد غذایی، استفاده از وسایل برقی، مراقبت از سالمندان، بیماران و کودکان یا حتی برنامه کاری خود تصمیم بگیرند، اما خاموشی بدون اطلاع قبلی، یعنی تحمیل هزینهای مضاعف به مردمی که هیچ نقشی در ایجاد این وضعیت نداشتهاند.
شاید بخش اطلاعرسانی وزارت نیرو نمیداند، اما واقعاً امروزه دیگر اطلاعرسانی کار دشواری نیست و ارسال پیامک، انتشار جدول خاموشی در پایگاههای اطلاعرسانی، استفاده از شبکههای اجتماعی و اپلیکیشنهای خدماتی، همه ابزارهایی هستند که میتوانند مردم را از زمان و محدوده خاموشی آگاه کنند و وقتی چنین امکاناتی وجود دارد، قطع برق بدون هیچ اطلاع قبلی بیشتر از آنکه ناشی از محدودیت باشد، نشانه ضعف در مدیریت ارتباط با مردم است.
در کنار اطلاعرسانی، مسئله عدالت اهمیت بیشتری پیدا میکند و اگر قرار است برق منطقهای قطع شود، این محدودیت باید میان همه مناطق به صورت عادلانه توزیع شود و مردم نباید احساس کنند که هر بار نوبت به خاموشی میرسد، مناطق کمتر برخوردار، استانهای دور از مرکز یا شهرهای گرمسیر سهم بیشتری از این محدودیت دارند، در حالی که برخی مناطق از آن مصون میمانند. چنین احساسی، حتی اگر در همه موارد منطبق بر واقعیت نباشد، اعتماد عمومی را تضعیف میکند.
همچنین عدالت فقط در توزیع امکانات معنا ندارد و در توزیع محدودیتها نیز باید رعایت شود و اگر قرار است همه مردم برای عبور کشور از یک بحران همکاری کنند، این همکاری زمانی شکل میگیرد که همه احساس کنند سهم برابری از هزینهها میپردازند و طبعاً هیچ منطقی نمیپذیرد که فاصله جغرافیایی از پایتخت یا میزان برخورداری یک منطقه، معیار نانوشته تعیین سهم خاموشی باشد.
از سوی دیگر، وزارت نیرو باید درباره معیارهای اعمال خاموشی نیز شفاف باشد و اگر مناطقی به دلیل مصرف بالا در اولویت محدودیت قرار میگیرند، این موضوع باید با آمار و اطلاعات روشن اعلام شود و اگر ملاحظات فنی یا ظرفیت شبکه ملاک تصمیمگیری است، مردم حق دارند از آن مطلع باشند. بیتردید کارکنان صنعت برق در روزهای گرم سال برای حفظ پایداری شبکه تلاش میکنند و کسی منکر دشواری مدیریت این بخش نیست.
به هر روی خاموشی شاید در برخی مقاطع اجتنابناپذیر باشد، اما بینظمی در اجرای آن قابل توجیه نیست و وزارت نیرو باید در بلندمدت پاسخ دهد که چرا کشور هنوز از چرخه تکراری خاموشیهای تابستانی خارج نشده است و در کوتاهمدت نیز تضمین کند که اگر قرار بر اعمال محدودیت است، این محدودیت با اطلاع قبلی، برنامه مشخص و رعایت کامل عدالت اجرا شود.