آقای شهید خودش را زیر پرچم مولا و فرزندانش میدید و هرگز کسی ندید و نشنید که به بیرق و پرچم دیگری دل ببندد. او یکبار روایت کرد که ستارخان به مأموران تزاری وقتی به او گفتند بالای خانهات پرچم سفید بزن تا از تعرض نیروهای روس در امان بمانی، گفت «من زیر بیرق اباالفضل العباس هستم و زیر بیرق هیچکس دیگر نمیروم». آقای شهید این را گفت، چون حرف ستارخان حرف دلش بود و به دلش چسبیده بود و مرامنامهی خود امام شهید بود که چنین زیست کند و چنین ترک دنیا کند: زیر پرچم ابوالفضل! حالا او زیر پرچم مولا علی و فرزندانش رفت، از نجف تا کربلا تا کاظمین. آقای شهید یکبار هم به همین واسطههای پاکستانی مذاکرات که شیعه هستند گفته بود «پیرو علی سر خم نمیکند». او اگر در تشییع عراق و در حرم امامان معصوم و اهل بیت پیامبر، آنچنان عظمتی از تشییعکنندگان دید، برای همین بود که سر خم نکرد. تشییع او نیز نظام سلطه را عصبانی و ناامید کرد. از این عصبانیت بمیرید که شهید ما جاویدان و برای همیشه زندهی تاریخ شد جوان آنلاین: آقای شهید خودش را زیر پرچم مولا و فرزندانش میدید و هرگز کسی ندید و نشنید که به بیرق و پرچم دیگری دل ببندد. او یکبار روایت کرد که ستارخان به مأموران تزاری وقتی به او گفتند بالای خانهات پرچم سفید بزن تا از تعرض نیروهای روس در امان بمانی، گفت «من زیر بیرق اباالفضل العباس هستم و زیر بیرق هیچکس دیگر نمیروم». آقای شهید این را گفت، چون حرف ستارخان حرف دلش بود و به دلش چسبیده بود و مرامنامهی خود امام شهید بود که چنین زیست کند و چنین ترک دنیا کند: زیر پرچم ابوالفضل! حالا او زیر پرچم مولا علی و فرزندانش رفت، از نجف تا کربلا تا کاظمین. آقای شهید یکبار هم به همین واسطههای پاکستانی مذاکرات که شیعه هستند گفته بود «پیرو علی سر خم نمیکند». او اگر در تشییع عراق و در حرم امامان معصوم و اهل بیت پیامبر، آنچنان عظمتی از تشییعکنندگان دید، برای همین بود که سر خم نکرد. تشییع او نیز نظام سلطه را عصبانی و ناامید کرد. از این عصبانیت بمیرید که شهید ما جاویدان و برای همیشه زندهی تاریخ شد.
از دو روز پیش، عتبات عالیات مهیای تشییع شهید سید علی خامنهای شدهبود. از سحرگاه سهشنبه جایجای نجف مملو از زائرانی بود که پلاکاردها و عکسهای شهید خامنهای را در دست داشتند و برای شهادت رهبر امت اسلامی سینهزنی میکردند. فقط عراقیها برای تشییع به نجف و کربلا نیامده بودند؛ لبنانیها، افغانستانیها، سوریها و حتی یمنیها هم خودشان را به عراق رساندهبودند تا در مراسم تشییع شرکت کنند. مسیر تشییع در نجف و کربلا، جای سوزن انداختن هم نبود. حماسه خونخواهی عراق در ادامه حماسه تهران و قم، در تاریخ شیعه ماندگار شد.
پیکرها به نجف که رسید، خلق صحنههای ماندگار تشییع آغاز شد. عراقیها از چند روز پیش خودشان را برای مراسم تشییع آماده کردهبودند. مغازهها، هتلها و ماشینها، همهجا پر شدهبود از عکسها و پلاکاردهای رهبر شهید.
وحدت امت با شهادت قائد
«خون رهبر شهید باعث وحدت امت شدهاست.» «کربلا مقصد همه شهدای راه حسین (ع) است.» این نوشته دو تا از پوسترهایی است که عراقیها برای رهبر شهید چاپ کردهبودند. خیلی از مغازههای نجف و کربلا هم برای شرکت در مراسم تشییع بستهاند و روی کرکره مغازهشان با عکسهایی از رهبر شهید، به امام زمان (عج) تسلیت گفتهاند.
پیشاز آغاز تشییع، در حرم امیرالمؤمنین (ع) و بینالحرمین، دستهجات عراقی به سبک و سیاق خودشان مشغول سینهزنی و عزاداری برای قائد شهید شدهاند. در میان این دستهها، فقط عراقیها حضور ندارند؛ لبنانیها، افغانستانیها، سوریها و یمنیها هم اینجا حضور دارند. شیخ زکزاکی هم به نجف آمدهبود تا در تشییع شهید خامنهای شرکت کند. ایرانیهای زیادی هم خودشان را به مراسم تشییع عراق رساندهبودند.
حیدر مسعود یکی از اهالی بصره است که خود را به نجف رسانده تا در مراسم تشییع امام خامنهای شرکت کند. او به خبرنگار «جوان» میگوید: امام خامنهای خود را صرف اعتلای اسلام کرد. عزت شیعیان با ایستادگی او مضاعف شد. او شایسته شهادت بود. ما عراقیها او را رهبری آزاده میدانیم و برای او احترام زیادی قائل هستیم.
علی بخاری که اهل کرکوک است و سنجاق سینهای با عکس شهید خامنهای و آیتالله سیستانی به روی پیراهن خود نصب کردهاست به «جوان» میگوید: مرجعیت شیعه مایه فخر ماست. ما عراقیها با شما ایرانیها پیوندهای زیادی داریم که مرجعیت یکی از آنهاست. شهید خامنهای بزرگی را به ایران و عراق بازگردانده است. من با خانوادهام به مراسم تشییع او آمدهایم تا با سیدمجتبی خامنهای بیعت کنیم. راه شهید خامنهای راهی است که ما را به سعادت میرساند.
تشییع با شکوه
در ادامه خلق حماسه تشییع در تهران و قم، نجف و کربلا هم برای قائد شهید سنگتمام گذاشتند. یکی، دو ساعت قبلاز آغاز رسمی مراسم تشییع در نجف و کربلا، مسیرهای اعلام شده مملو از مشتاقانی بود که آمدهبودند با شهید خامنهای وداع کنند. موکبهای زیادی در طول مسیر تشییع برپا شدهبود تا از شرکتکنندکان در مراسم پذیرایی کنند. عراقیها با دستودلبازی به تکریم زائران و تشییعکنندگان مشغول بودند و مثل راهپیمایی اربعین، هرچه را داشتند در طبق اخلاص گذاشته بودند. برخی از موکبداران هنگام تشییع، چند قدمی با تشییعکنندگان همراه میشدند تا در ثواب تشییع قائد شهید شریک شوند.
با ورود پیکرها، سیل جمعیت به سوی خودروی حمل پیکرها سرازیر شد. بارها خودروی حمل پیکرها ناگزیر به توقف شد. شرکتکنندگان در مراسم با سر دادن شعارهایی به خونخواهی آمده بودند. برخی دیگر از حاضران هم با شعارهایی ضمن تسلیت به سید مجتبی خامنهای با او بیعت میکردند.
پیکرها به حرم امیرالمؤمنین (ع) که رسید، جای سوزن انداختن نبود. مسئولان حرم برای کنترل جمعیت مجبور به بستن ورودیهای حرم شدند و جمعیت را به بیرون از حرم هدایت میکردند.
زائران در اطراف حرم شروع به سینهزنی کردند. هنرمندان هم اینجا با هنرشان به تشییع آمدهبودند. یکی در صحنهای مجاور، عکسهای درخواستی از رهبر شهید را طراحی میکرد. در یکی از طرحهایش، نوه خردسال و شهید قائد، در آغوش سید علی ترسیم شدهبود. تشییعکنندگان با این طرحها و سردر حرم امیرالمؤمنین علی (ع) عکس میگرفتند.
طواف یار بین نماز ظهر و عصر
با حضور پیکرها در حرم امیرالمؤمنین (ع)، حاضران مهیای اقامه نماز شدند. صفوف به هم فشرده زائران در میان حزن و اندوه بر پیکر شهدا نماز خواندند.
هنوز تا اذان ظهر خیلی ماندهبود. درها همچنان بسته و پیکر قائد شهید در حرم امام علی (ع) ماندهبود. سیل انبوه جمعیت پشت درهای ورودی حرم صف بسته و منتظر گشایش بودند. بعضی از خدمه عتبه علویه میگفتند در حرم برای نماز ظهر باز خواهد شد.
از یکی، دو نفر دیگر که پرس وجو کردم، گفتند بعید است با این جمعیت داخل حرم، درهای حرم برای نماز باز شود.
قاری شروع به خواندن قرآن پیش از اذان ظهر کرد: منالمؤمنین رجال صدقوا..... قرآن تمام شد و اذان شد. درها همچنان بستهبود و بر سیل جمعیت افزوده میشد. دیگر همه مطمئن شدهبودند که به دلیل ازدحام جمعیت، درهای حرم برای نماز باز نخواهد شد. مکبر داخل حرم تکبیرهالاحرام گفت. برخی از تشییعکنندگان که پشت درهای بسته حرم ماندهبودند، در صحنهای مجاور شروع به خواندن نماز جماعت ظهر کردند. نماز ظهر تمام شد. به یکباره غریوی از داخل حرم بلند شد. تلویزیونهای نصبشده در صحنهای مجاور حرم به طور زنده در حال پخش از داخل حرم بود. پیکر قائد شهید پس از نماز ظهر بر دوش نمازگزاران داخل حرم قرار گرفتهبود. حالا شهید سید علی خامنهای بر دوش خیل انبوهی از مردم در حال طواف حرم امیرالمؤمنین (ع) بود. موج جمعیت گاهی به چپ و گاهی به راست میرفت و تابوت بالا و پایین میشد. پس از یک ربع، مکبر از بلندگو جمعیت را دعوت به آرامش و آمادهشدن برای نماز ظهر میکرد. سیل عزاداران ولی دست از طواف دادن قائد شهید برنمیداشت. این صحنههای حماسی مدام از تلویزیونهای طراف حرم امیرالمؤمنین (ع) در حال پخش بود.
پس از حدود یک ساعت که مکبر دائم از بلندگو میگفت «یرحمکمالله، الصلاه اصلاه»، بالاخره صفوف نماز عصر در داخل حرم تشکیل شد و پیکر در حال آرام گرفتن بود. نماز عصر با بیش از یک ساعت تأخیر اقامه شد. انگار سید علی همه نجف نیامدنش را یکباره و با یک حماسه پرشور ادا کردهبود. مسعود پزشکیان، عباس عراقچی و مسئولان دیگری هم از ایران در مراسم صبح تشییع حضور داشتند. عراقیها با دیدن مسئولان ایرانی به آنها تسلیت میگفتند و از ایستادگی و مقاومت ایران مقابل امریکا و رژیم صهیونیستی ابراز خرسندی میکردند.
امان از کربلا
حالوهوای کربلا هم رشکبرانگیز بود. قائد شهید پساز هفت دهه دوباره زائر کربلا شدهبود.
پیکرها از بابالقبله امامحسین (ع) وارد بینالحرمین شد. عزاداران حسینی با شوری وصفناشدنی در بینالحرمین پیکرها را تشییع کردند. ازدحام جمعیت برای دقایقی مانع از حرکت پیکرها شد. حاضران در مراسم به هر شیوهای میخواستند خودشان را به پیکرها برسانند و به آنها تبرک جویند. با گذشت حدود یک ساعت، پیکرها وارد حرم حضرت عباس (ع) شد. شلوغی جمعیت اجازه نمیداد کسی وارد حرم شود. پخش زنده از تلویزیونهای بینالحرمین در حال نمایش حماسه کربلا بود. پیکر قائد شهید در گرداگرد حرم حضرت عباس (ع) میچرخید و سیل جمعیت مویهکنان بر سر و صورت میزدند.
«این شهید راه حسین است»، «قائد شهید به کربلا خوش آمدی» و «مجاهد آزاده، سلام ما را به جدت حسین (ع) برسان» از شعارهایی بود که تشییعکنندگان با آن پیکر قائد شهید را در کربلا طواف میدادند.
پیکر قائد شهید به حرم امامحسین (ع) رسید. پیشبینی میشد که درب حرم به دلیل ازدحام بسته شود؛ همینطور هم شد. از تلویزیونهای مستقر در بینالحرمین تصاویر غرورآفرین و رشکبرانگیز داخل حرم امامحسین (ع) در حال پخش بود. شیخ عبدالمهدی کربلایی، نماینده آیتالله سیستانی بر پیکر قائد شهید نماز خواند.
انگار سید علی در آخرین لحظات هم داشت نقشه تفرقهافکنان را بر هم میزد؛ آنهایی که دههها با سوسهدوانی میخواستند بین مرجعیت عراق و ایران اختلاف بیندازند.
حالا دیگر شهید سیدعلی خامنهای در حال وداع با کربلا بود. جمعیت انبوه مانع خروج پیکر از حرم ارباب شد. بعد از یکی، دو ساعت و با ایجاد حلقههای محافظ توسط حشدالشعبی و شرطههای عراقی، پیکر نرمنرمک به سمت خروج از حرم امامحسین (ع) هدایت شد. حالا سیدعلی با خلق یک حماسه دیگر در عراق، یک دل سیر هم شهدای کربلا را زیارت کردهبود و رهسپار آرامگاه ابدیاش، مشهدالرضا میشد.