آقای شهیدمان به گونهای زندگی کردند که شاید هیچ حسرتی بر دلش نماندهبود جز یک حسرت؛ آن هم زائر عتبات عالیات شدن! جوان آنلاین: آقای شهیدمان به گونهای زندگی کردند که شاید هیچ حسرتی بر دلش نماندهبود جز یک حسرت؛ آن هم زائر عتبات عالیات شدن! به خصوص زیارت اربعین که رهبر عزیزمان مشتاق بودند در این ایام زائر مزار حضرت اباعبدالله الحسین باشند، اما این زیارت برایشان میسر نشد و نزدیک به ۷۰ سال حسرت زائر کربلای امام حسین (ع) شدن روی دل آقای شهیدمان ماندهبود.
رهبر شهیدی که در تمام زندگیاش سعی کرد حسینی زندگی کند و کوشید تا پیرو راه اهل بیت عصمت و طهارت باشد و مزد یک عمر مجاهدت و پایمردیاش را با شهادت خود و اعضای خانوادهاش گرفت و حالا پیکر خودش به همراه دختر، داماد، عروس و نوه ۱۴ ماهه اش روی دوش مردم عراق به طواف حرم دوست رفتند و زائر کربلا و نجف شدند تا آخرین حسرتی که بر دل آقای شهیدمان ماندهبود، به حقیقتی شیرین بدل شود و به پابوس مولایش امام علی (ع) و مقتدایش امام حسین (ع) برود آن هم در بالاترین مقامی که یک سالک میتواند داشته باشد؛ در مقام شهادت. هر چند سالهای پیش از این هم تمامی آنهایی که زائر کربلا میشدند به خصوص آنهایی سعادت حضور در حماسه پیاده روی اربعین نصیبشان میشد، در تمامی طول مسیر به نیت رهبر و مقتدایشان گام برداشتند و نایب الزیاره رهبری بودند که سنت حسنه پیاده روی اربعین را از او داریم و پایهگذار وحدت جهان اسلام و برداشتن مرزهای جغرافیایی به نفع جغرافیای مقاومت سیره نگاه دوراندیشانه و تفکرات و مکتب پویا و آیندهنگر او بود. بر همین اساس هم با وجود تمام تلاشهای استکبار جهانی و تحمیل هشت سال جنگ به مردم ایران و عراق و مسلط کردن حزب بعث و صدام به عراق برای به اسارت کشیدن این مردم و بعدترها هم اشغال و ظلم فراوانی که طی سالهای تسلط نیروهای امریکایی بر مردم عراق رفت و ورود داعش و آسیبهایی که این گروهک به کشور و مردم عراق زد، این بار ایران با تمام ظرفیتهایش در عراق حاضر شد و با کمک و همراهی سپاه قدس به فرماندهی سردار شهید کشورمان سپهبد قاسم سلیمانی، عراق توانست به استقلال برسد و عراقیها توانستند داعشیها و امریکاییها را از سرزمینشان بیرون کنند.
به همینخاطر هم هست که شهید سید علی حسینی خامنهای برای عراقیها فراتر از رهبر کشور همسایه است؛ آقای شهیدمان برای عراقیها و بسیاری از مسلمانان و آزادگان جهان رهبر شیعیان جهان بود و همه آنها خود را مدیون انسان فرزانهای میدانند که مجری مکتب پویای شیعه در مبارزه با استکبار و مقابله با قلدری و زورگویی قدرتهای جهانی است و اینبار عراقیها مجال یافتهاند تا دین خود را به آقای شهیدمان ادا کنند. آقایی که حالا بر دوش عاشقان و پیروان مکتب حسینی به طواف ضریح شش گوشه حضرت اباعبدالله رفت و حتی پس از شهادت هم مکتبش ساری و جاریست و حتی پیکر شهیدش هم همچنان برای وحدت جهان اسلام و استکبارستیزی نقش آفرینی میکند.
خاطرات رهبری از سفر کربلا
رهبر معظم انقلاب از اولین سفر خود به کربلای معلی در سال شمسی و در هفت سالگی اینگونه یاد میکردند: «پدرم میخواست برود مکه. بنا بود ما را ببرد عتبات، بگذارد، خودش برود مکه و برگردد. [اما]نتوانست گذرنامهاش را درست کند. گذرنامه عتبات را هم نتوانست بگیرد. شبهای سختی گذراندیم. در بصره گمان میکردیم که دیگر تقریباً از خطر جسته [ایم]. منزل یکی از علمای آنجا وارد شدیم. یکی دو روز آنجا ماندیم. بعد بلیت گرفتند. رفتیم نجف. چند ماهی نجف بودیم. کربلا بودیم. کاظمین و سامرا بودیم...»
سفر دیگر ایشان به عتبات عالیات حدود ۱۸ سالگی انجامگرفته است. در سال ۱۳۳۶، حدود ۵۸ سال پیش، بههمراه مادر و برادر و تعدادی از بستگان برای دیدار با خویشاوندانی که ساکن نجف بودهاند عازم عراق میشوند. در شهر نجف در درس علما و مدرسان حوزه علمیه نجف حضور مییابند، ولی به خواست پدر پس از حدود دو ماه به مشهد بازمیگردند.
محرم سال ۱۳۴۷ بار دیگر ایشان قصد زیارت کربلا میکند؛ اداره گذرنامه درخواست او را به ساواک فرستاد و برای صدور گذرنامه از آن سازمان استعلام کرد. پاسخ داده شده بسیار طبیعی بود: «مشارالیه... از هر فرصتی برای تحریک مردم استفاده میکند و پایبند به هیچ اصول و همچنین تعهدات خود نمیباشد. در صورت تصویب با عزیمت وی به عراق مخالفت شود.» این ممنوعیت خروج از کشور تا زمان پیروزی انقلاب باقی بود. پس از پیروزی انقلاب نیز فرصتی برای زیارت کربلای معلی برای ایشان فراهم نشد و حالا پس از ۶۹ سال حسرت، در حالی دیدارشان با جد و مولای خویش فرا رسید که غرق در خون خود به همراه اعضای خانواده و حتی نوه ۱۴ ماههشان به فیض شهادت رسیدهاند و شایسته این دیدارند.