کد خبر: 1367698
تاریخ انتشار: ۱۸ تير ۱۴۰۵ - ۰۲:۰۰
دکتر ربابه نوری قاسم‌آبادی، روانشناس بالینی و عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی:
کودک و نوجوان بیگانه با کتاب در مدیریت احساسات ناتوان‌تر می‌شود کودک هنگام شنیدن یا خواندن یک داستان، خود را جای شخصیت‌های مختلف می‌گذارد؛ شادی، ترس، غم، امید و نگرانی آنها را تجربه می‌کند و به تدریج می‌آموزد احساسات انسان‌ها چگونه بر رفتارشان اثر می‌گذارد. این تجربه‌های غیرمستقیم، همدلی، شناخت هیجان‌ها و توانایی تنظیم احساسات را در او پرورش می‌دهد

جوان آنلاین: کتاب تنها ابزار آموزش نیست، بلکه بستری برای شکل‌گیری تفکر، هیجان و روابط اجتماعی کودک است. دکتر ربابه نوری قاسم‌آبادی، روانشناس بالینی می‌گوید هرچه فاصله کودک و نوجوان از کتاب بیشتر شود، فرصت او برای یادگیری غیرمستقیم مهارت‌های زندگی، درک احساسات و پرورش همدلی نیز کاهش می‌یابد. مسئله‌ای که می‌تواند در آینده به ضعف در مدیریت هیجان‌ها و تصمیم‌گیری‌های رفتاری منجر شود. در ادامه این گفت‌و‌گو، به بررسی دقیق‌تر نقش کتاب در رشد شناختی و عاطفی کودکان، همچنین پیامد‌های دوری از مطالعه می‌پردازد. 
 
مطالعه و قصه‌خوانی از سال‌های نخست زندگی چه تأثیری بر رشد شناختی، عاطفی و اجتماعی کودک دارد؟
دوران کودکی، مهم‌ترین مرحله شکل‌گیری شخصیت، ارزش‌ها و شیوه اندیشیدن انسان است. کودک در این سال‌ها جهان را نه از طریق استدلال‌های پیچیده، بلکه با تخیل، تصویر و تجربه‌های عینی می‌شناسد. به همین دلیل، ادبیات کودک یکی از اثرگذارترین ابزار‌های تربیتی به شمار می‌آید. داستان می‌تواند مفاهیم عمیق انسانی را متناسب با توان ذهنی کودک و در قالبی شیرین و قابل فهم به او منتقل کند. تا حدود ۱۲سالگی، تفکر انتزاعی در کودکان به طور کامل شکل نگرفته است. آنها بیشتر از طریق آنچه می‌بینند، می‌شنوند و تجربه می‌کنند، یاد می‌گیرند. به همین دلیل، آموزش مستقیم مفاهیم اخلاقی یا مهارت‌های زندگی معمولاً اثر چندانی ندارد، اما وقتی همین مفاهیم در قالب یک داستان جذاب بیان می‌شود، کودک به‌راحتی با آن ارتباط برقرار می‌کند و آن را در ذهن خود نگه می‌دارد. ویژگی مهم داستان این است که کودک را به دل یک تجربه می‌برد. او همراه شخصیت‌های داستان پیش می‌رود، تصمیم‌های آنها را دنبال می‌کند، پیامد انتخاب‌هایشان را می‌بیند و بی‌آنکه احساس کند در حال آموزش دیدن است، شیوه درست اندیشیدن و رفتار کردن را می‌آموزد. برای نمونه، در داستان «چوپان دروغگو»، کودک تنها یک توصیه اخلاقی را حفظ نمی‌کند، بلکه رابطه میان دروغ و پیامد‌های آن را با تمام وجود درک می‌کند. همین تجربه ذهنی، یادگیری را عمیق‌تر و ماندگارتر می‌سازد. از این طریق، داستان مهارت‌هایی مانند تفکر، حل مسئله، آینده‌نگری و پیامدسنجی را در کودک تقویت می‌کند؛ مهارت‌هایی که بعد‌ها پایه تصمیم‌گیری‌های درست در زندگی خواهند بود. اما تأثیر ادبیات کودک تنها به رشد شناختی محدود نمی‌شود. کودک هنگام شنیدن یا خواندن یک داستان، خود را جای شخصیت‌های مختلف می‌گذارد؛ شادی، ترس، غم، امید و نگرانی آنها را تجربه می‌کند و به تدریج می‌آموزد احساسات انسان‌ها چگونه بر رفتارشان اثر می‌گذارد. این تجربه‌های غیرمستقیم، همدلی، شناخت هیجان‌ها و توانایی تنظیم احساسات را در او پرورش می‌دهد. برای مثال، کودکی که پیش از این در برابر ناراحتی تنها واکنشی مانند گریه یا پرخاشگری را می‌شناخت، از طریق داستان درمی‌یابد که برای هر موقعیت، راه‌های مختلفی برای واکنش وجود دارد. او یاد می‌گیرد رفتار‌های سنجیده چه پیامد‌هایی دارند و تصمیم‌های نادرست چه نتایجی به دنبال می‌آورند. به این ترتیب، پیش از آنکه وارد بسیاری از موقعیت‌های واقعی زندگی شود، در دنیای داستان فرصت تمرین انتخاب و تصمیم‌گیری را پیدا می‌کند. وقتی کودک بتواند این آموخته‌ها را در زندگی روزمره به کار بگیرد، معمولاً بازخورد‌های مثبتی نیز از اطرافیان دریافت می‌کند. داستانی که در کودکی تنها یک قصه شیرین به نظر می‌رسد، در نوجوانی و بزرگسالی به منبعی برای درک ارزش‌ها، حکمت و شیوه درست زندگی تبدیل می‌شود. در کنار انتقال این میراث ارزشمند فرهنگی، داستان‌ها مهارت‌های ضروری زندگی را نیز در کودک پرورش می‌دهند. او می‌آموزد پیش از تصمیم‌گیری فکر کند، پیامد رفتار‌های خود را بسنجد و برای هر مسئله، آگاهانه‌تر انتخاب کند. ادبیات کودک تنها به آموزش خواندن و سرگرم کردن محدود نمی‌شود، بلکه بستری مؤثر برای پرورش همدلی، مدیریت هیجان، حل مسئله، تصمیم‌گیری و بسیاری از مهارت‌هایی است که آینده فرد را شکل می‌دهند. 

وابستگی کودکان به فضای مجازی چه پیامد‌هایی برای رشد ذهنی و عاطفی آنان دارد و کتاب چگونه می‌تواند این آسیب را کاهش دهد؟
تفاوت اساسی کتاب با فضای مجازی در این است که کتاب، ذهن کودک را به فعالیت وا می‌دارد. هنگامی که کودکی داستانی را می‌شنود یا می‌خواند، واژه‌ها در ذهن او به تصویر تبدیل می‌شوند. او چهره شخصیت‌ها، فضای داستان و اتفاقات آن را با نیروی تخیل خود می‌سازد. این فرایند، قدرت تجسم، خلاقیت و توانایی تصویرسازی ذهنی را تقویت می‌کند. قابلیتی که در رشد فکری و یادگیری آینده او نقش مهمی دارد. در مقابل، فضای مجازی اغلب همه تصاویر را به صورت آماده در اختیار کودک قرار می‌دهد. او فیلم، انیمیشن یا تصویر را می‌بیند و فرصت کمتری برای ساختن دنیای ذهنی خود پیدا می‌کند. موضوع مهم دیگر، پیوند کتاب با هویت فرهنگی است. ادبیات کودک در ایران بر پایه گنجینه‌ای غنی از داستان‌ها و روایت‌هایی شکل گرفته که سرشار از حکمت، ارزش‌های اخلاقی و تجربه‌های زندگی هستند. این آثار، افزون بر آموزش مهارت‌های زندگی، کودکان را با زبان، فرهنگ و پیشینه سرزمین‌شان آشنا می‌کنند. در حالی که بخش قابل توجهی از محتوای فضای مجازی، برخاسته از فرهنگ‌ها و الگو‌هایی است که لزوماً با هویت فرهنگی ما همخوانی ندارند. اگر کتاب و قصه از زندگی کودکان حذف شود، بخشی از این میراث ارزشمند نیز به تدریج از نسل جدید فاصله خواهد گرفت. بی‌تردید فضای مجازی می‌تواند کاربرد‌های آموزشی و فرصت‌های ارزشمندی نیز داشته باشد، اما زمانی که جای کتاب، قصه‌گویی و ارتباط صمیمانه خانوادگی را بگیرد، ممکن است کودک را از تجربه‌های عاطفی عمیق و تعاملات انسانی محروم کند. 

خانواده‌ها چگونه می‌توانند بدون اجبار، علاقه به مطالعه را در فرزندان ایجاد کنند و مهم‌ترین خطا‌های والدین در این زمینه چیست؟
اگر هدف، پرورش نسلی کتابخوان است، نقطه آغاز نه تذکر که الگوست. کودکان بیش از آنکه به گفته‌های والدین گوش بسپارند، رفتار آنان را زندگی می‌کنند. در واقع، نخستین مواجهه کودک با کتاب نه در مدرسه و نه در کلاس‌های آموزشی، بلکه در فضای خانه و در شیوه زیست پدر و مادر شکل می‌گیرد. وقتی کودک می‌بیند والدین برای مطالعه وقت می‌گذارند، درباره کتاب گفت‌و‌گو می‌کنند، کتابی را به یکدیگر معرفی می‌کنند یا برای انتخاب یک اثر مناسب جست‌و‌جو و پرس‌وجو دارند، کتاب به‌تدریج در ذهن او به یک «ارزش» تبدیل می‌شود، نه یک تکلیف. در چنین فضایی، حتی حضور‌های ساده‌ای مانند قصه‌گویی شبانه یا خواندن یک داستان کوتاه در کنار کودک، تأثیری عمیق‌تر از هر آموزش مستقیم دارد. کودک در این لحظات فقط شنونده داستان نیست، او تجربه دیده‌شدن، توجه و امنیت عاطفی را نیز دریافت می‌کند و همین تجربه، کتاب را به بخشی از خاطرات شیرین کودکی او پیوند می‌زند. 

انتخاب کتاب نامناسب چه پیامد‌هایی برای کودک دارد و والدین هنگام انتخاب کتاب به چه معیار‌هایی باید توجه کنند؟
واقعیت این است که کتاب خوب برای کودکان، آن‌قدر‌ها هم فراوان و در دسترس نیست. البته کتاب‌های ارزشمند و باکیفیت وجود دارند، اما خانواده‌ها همیشه به راحتی به آنها دسترسی ندارند. برای مثال، در بسیاری از فروشگاه‌های بزرگ، کنار صندوق‌ها قفسه‌هایی از کتاب‌های کودک قرار داده شده است که شاید به دلیل رنگ‌های شاد و تصاویر جذاب، توجه والدین و کودکان را جلب کنند، اما همه این کتاب‌ها از نظر محتوایی آثار ارزشمند و مناسبی نیستند. انتخاب یک کتاب خوب، نیازمند کمی جست‌و‌جو، تحقیق و مشورت است. اگر صرفاً به دلیل رنگارنگ بودن یا داشتن تصاویر کارتونی، کتابی را برای کودک تهیه کنیم، ممکن است به تدریج سلیقه او نیز بر همین اساس شکل بگیرد، یعنی تصور کند کتاب خوب، فقط کتابی است که تصاویر رنگی و جذاب داشته باشد. در چنین شرایطی، اگر فرصت قصه‌گویی و کتاب‌خوانی مشترک نیز از کودک گرفته شود، ممکن است ارتباط او با کتاب تنها به تماشای چند تصویر محدود شود و دیگر از ظرفیت‌های عمیق داستان بهره‌ای نبرد. اما اگر والدین برای انتخاب کتاب وقت بگذارند، ناشران و آثار معتبر را بشناسند، کتاب‌ها را بر اساس معیار‌های درست انتخاب کنند و مهم‌تر از همه، زمانی را برای خواندن و گفت‌و‌گو درباره آن کتاب با فرزندشان اختصاص دهند، به تدریج ذوق و سلیقه مطالعاتی کودک نیز شکل می‌گیرد. کودک یاد می‌گیرد که ارزش یک کتاب فقط به رنگ و تصویر آن نیست، بلکه به داستان، پیام، شخصیت‌ها و تجربه‌ای است که برای او خلق می‌کند. 

اگر کودکان و نوجوانان امروز از کتاب فاصله بگیرند، این موضوع در آینده چه تأثیری بر شخصیت، روابط اجتماعی و سلامت روان آنان خواهد گذاشت؟
اگر کودکان و نوجوانان از کتاب، به‌ویژه آثار ارزشمند ادبیات فارسی، فاصله بگیرند، نخستین پیامد آن ایجاد یک گسست فرهنگی میان نسل جدید و میراث ارزشمند ادبی کشور خواهد بود. در این صورت، کودکان از گنجینه غنی زبان و ادبیات فارسی محروم می‌شوند و به تدریج ارتباط خود را با بخش مهمی از هویت فرهنگی و تاریخی‌شان از دست می‌دهند. موضوع مهم دیگر این است که کتاب‌ها، به‌ویژه داستان‌ها و قصه‌های کودک، یکی از بهترین ابزار‌های آموزش غیرمستقیم مفاهیم عمیق انسانی و مهارت‌های زندگی هستند. کودکی که از کتاب فاصله می‌گیرد، در واقع از بخشی از این فرصت ارزشمند برای رشد شناختی، عاطفی و اجتماعی نیز محروم می‌شود. داستان‌های اصیل فارسی، سرچشمه‌ای از حکمت، دانایی و تجربه‌های ارزشمند انسانی هستند. بسیاری از مسائل و پیچیدگی‌های زندگی را به زبانی ساده، زیبا و در قالب روایت‌هایی جذاب به کودک آموزش می‌دهند. بنابراین، دور شدن کودکان از این آثار، به معنای فاصله گرفتن آنها از منبعی غنی برای یادگیری مهارت‌های زندگی، تقویت تفکر، شناخت احساسات و رشد شخصیت است. نتیجه چنین فاصله‌ای را می‌توان در نسلی مشاهده کرد که شاید مهارت بالایی در استفاده از فناوری و فضای مجازی داشته باشد، اما در مدیریت احساسات و هیجان‌های خود با مشکل روبه‌رو شود. ممکن است کودک نداند چگونه غم خود را مدیریت کند، چگونه خشم و تکانه‌هایش را کنترل کند یا در موقعیت‌های دشوار واکنشی سنجیده نشان دهد. برای مثال، هنگام ناراحتی فقط فریاد بزند یا هنگام اندوه، نتواند احساسات خود را به شیوه‌ای سالم مدیریت کند و از دیگران کمک بگیرد.

برچسب ها: کتاب ، آموزش ، تفکر
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار