بازار زعفران معمولاً بيشتر با نوسان قيمت، صادرات و جايگاه ايران در توليد جهاني شناخته ميشد، اما استفاده از ابزارهاي مالي، ابعاد جديدي به اين بازار بخشيده است، به طوري كه انتشار اوراق سلف موازي استاندارد زعفران، براي نخستين بار امكان تأمين مالي مستقيم يك شركت فعال در اين حوزه را از طريق بازار سرمايه فراهم كرد جوان آنلاین: نخستين تأمين مالي صنعت زعفران از بازار سرمايه با انتشار اوراق سلف موازي استاندارد و جذب ۵۰۰ ميليارد تومان، استفاده از ابزارهاي مالي را در يكي از مهمترين محصولات صادراتي بخش كشاورزي وارد مرحله اجرا كرد و عرضه بيش از ۲ ميليون و ۵۳ هزار قرارداد با قيمت پايه ۲ ميليون و ۴۳۵ هزار ريال براي هر قرارداد، امكان تأمين سرمايه در گردش فعالان اين صنعت را از طريق بازار سرمايه فراهم كرده و همزمان با تأكيد بر هدايت نقدينگي به بخشهاي مولد، رقابت زعفران با بازارهايي مانند طلا براي جذب سرمايه را وارد مرحلهاي اميدواركننده كرده است.
بازار زعفران معمولاً بيشتر با نوسان قيمت، صادرات و جايگاه ايران در توليد جهاني شناخته ميشد، اما استفاده از ابزارهاي مالي، ابعاد جديدي به اين بازار بخشيده است، به طوري كه انتشار اوراق سلف موازي استاندارد زعفران، براي نخستين بار امكان تأمين مالي مستقيم يك شركت فعال در اين حوزه را از طريق بازار سرمايه فراهم كرد كه ارتباط ميان بخش مالي و زنجيره توليد را وارد چشمانداز اميدواركنندهاي از همكاري كرده است. در اين عرضه، بيش از ۲ ميليون و ۵۳ هزار قرارداد با قيمت پايه ۲ ميليون و ۴۳۵ هزار ريال براي هر قرارداد معامله شد و در مجموع ۵۰۰ ميليارد تومان منابع مالي در اختيار ناشر قرار گرفت. معاملات ثانويه اين اوراق از دهم تير ۱۴۰۵ آغاز ميشود و تا نهم تير ۱۴۰۷ ادامه خواهد داشت و سررسيد اوراق نيز دو سال پس از عرضه اوليه تعيين شده و دوره تحويل يك ماه پس از سررسيد خواهد بود.
تأمين مالي از طريق بازار سرمايه، تفاوتهاي مهمي با شيوههاي متداول دريافت تسهيلات بانكي دارد، به طوري كه در اين روش، منابع مورد نياز بنگاه اقتصادي از محل سرمايه سرمايهگذاران تأمين ميشود و هزينههاي مالي نيز براساس شرايط انتشار اوراق تعيين ميشود. همين ويژگي، امكان برنامهريزي دقيقتر براي خريد مواد اوليه، توسعه فعاليتهاي تجاري و مديريت سرمايه در گردش را فراهم ميكند. بنابراين، براي صنعت زعفران كه فعاليت آن به فصل برداشت، خريد محصول از كشاورزان و نگهداري موجودي وابسته است، دسترسي به منابع مالي در زمان مناسب، نقش تعيينكنندهاي در عملكرد اقتصادي شركتها دارد.
زعفران در مسير توسعه ابزارهاي مالي
قاعدتاً ورود زعفران به بازار سرمايه، محدود به انتشار اوراق سلف نيست، چراكه پيش از اين، گواهي سپرده كالايي و قراردادهاي مشتقه نيز براي اين محصول راهاندازي شده و زمينه كشف قيمت شفافتر را فراهم كرده بود. وجود همين زيرساختها، انتشار اوراق سلف موازي استاندارد را با دقت بيشتري همراه كرد؛ زيرا قيمت پايه عرضه اوليه براساس نرخ گواهي سپرده زعفران تعيين و از يك مرجع معاملاتي قابل استناد استفاده شد.
از طرفي استفاده از قيمتهاي معاملاتي، فاصله ميان ارزش واقعي كالا و قيمت اوراق را كاهش ميدهد و اعتماد بيشتري براي سرمايهگذاران ايجاد ميكند. لذا اين موضوع براي بازاري مانند زعفران كه همواره تحت تأثير عوامل مختلفي مانند ميزان برداشت، صادرات و تقاضاي داخلي قرار دارد، اهميت زيادي دارد و هرچه مبناي قيمتگذاري شفافتر باشد، امكان مشاركت سرمايهگذاران نيز افزايش پيدا ميكند.
ويژگي ديگر اين اوراق، قابليت معامله در بازار ثانويه است و خريداران پس از پايان عرضه اوليه، امكان خريد و فروش اوراق را خواهند داشت و سرمايه آنها تا زمان سررسيد بلوكه نخواهد شد. همين قابليت، تفاوت مهمي ميان اوراق سلف موازي استاندارد و شيوه سنتي پيشفروش محصولات كشاورزي ايجاد كرده است؛ زيرا سرمايهگذار در هر زمان كه نياز داشته باشد، امكان انتقال اوراق خود را در بازار خواهد داشت.
اين نكته نيز حائز اهميت است كه انتشار اين اوراق در مقطعي انجام شد كه بحث هدايت نقدينگي به سمت بخشهاي مولد بيش از گذشته مورد توجه قرار گرفته و بارها بر ضرورت حركت سرمايههاي خرد از بازارهاي غيرمولد به سمت فعاليتهاي اقتصادي تأكيد شده است. ابزارهاي بازار سرمايه نيز به عنوان يكي از راهكارهاي تحقق اين هدف مطرح شدهاند. بنابراين ورود زعفران به اين حوزه، نمونهاي از همين رويكرد محسوب ميشود.
رقابت براي جذب سرمايه از بازارهاي سنتي
از سوي ديگر، بازار طلا يكي از مهمترين مقاصد سرمايههاي خرد است و بسياري از خانوارها براي حفظ ارزش داراييهاي خود، خريد طلا را به ديگر گزينههاي سرمايهگذاري ترجيح دادهاند. در مقابل، بخش توليد همواره با كمبود منابع مالي و هزينه بالاي تأمين سرمايه روبهرو بوده است. از اين جهت، استفاده از ابزارهاي مالي مبتني بر كالا، تلاش دارد بخشي از اين فاصله را كاهش دهد و سرمايههاي مردمي را به فعاليتهاي اقتصادي پيوند بزند. البته انتشار نخستين اوراق سلف زعفران به معناي تغيير فوري رفتار سرمايهگذاران نيست و استقبال از چنين ابزارهايي به عواملي مانند بازدهي، شفافيت معاملات، نقدشوندگي و ثبات مقررات وابسته است. هرچه اين مؤلفهها تقويت شوند، استقبال سرمايهگذاران نيز افزايش خواهد يافت و امكان انتشار اوراق مشابه براي ديگر محصولات كشاورزي نيز فراهم خواهد شد.
همچنين اهميت اين عرضه را بايد فراتر از رقم ۵۰۰ ميليارد تومان ارزيابي كرد، چراكه ارزش اصلي اين اقدام، شكلگيري الگويي تازه براي تأمين مالي زنجيره توليد محصولات كشاورزي است. اگر اين الگو استمرار پيدا كند، توليدكنندگان ميتوانند بخشي از نياز مالي خود را بدون اتكا به تسهيلات بانكي تأمين كنند و سرمايهگذاران نيز در فعاليتهايي مشاركت داشته باشند كه پشتوانه آن يك كالاي واقعي و قابل معامله است. بنابراين زعفران به دليل جايگاه ويژه در صادرات غيرنفتي، ظرفيت بالايي براي توسعه ابزارهاي مالي دارد و وجود بازار فعال گواهي سپرده، سابقه معاملات مشتقه و امكان كشف قيمت روزانه، زيرساختهايي را فراهم كرده است كه براي بسياري از محصولات كشاورزي هنوز در دسترس نيست. همين مزيت، امكان گسترش روشهاي نوين تأمين مالي را براي اين محصول افزايش داده است.
در صورت تداوم انتشار چنين اوراقي، آثار آن به شركتهاي فعال در بازار زعفران محدود نخواهد ماند و افزايش قدرت خريد توليدكنندگان، تسهيل معاملات، تقويت نقدينگي در زنجيره تأمين و توسعه بازارهاي رسمي خريد و فروش، بخشي از نتايجي است كه در ادامه اين روند قابل انتظار خواهد بود. هرچه سهم ابزارهاي مالي در اين بازار افزايش يابد، فاصله معاملات سنتي با سازوكارهاي شفاف بازار سرمايه نيز كمتر خواهد شد. در مجموع، نخستين تأمين مالي صنعت زعفران از طريق بازار سرمايه، آغاز استفاده از ظرفيتي است كه سالها در اقتصاد كشاورزي كمتر مورد توجه قرار داشت. موفقيت اين تجربه، زمينه را براي حضور گستردهتر ساير محصولات كشاورزي در بازار سرمايه فراهم ميكند و ابزارهاي مالي مبتني بر كالا را از يك تجربه محدود، به بخشي از سازوكار تأمين مالي بخش توليد نزديكتر خواهد كرد.