مسئله اصلی که نتانیاهو را به سمت فراموشی سیاسی پیش میبرد، این است که او رابطه حیاتی ایالات متحده و اسرائیل را مسموم و شاید به طرز مهلکی تضعیف کرده، گسستی که ممکن است به نقطه اوج خودبرترپنداری اسرائیل، فروپاشی رؤیای نتانیاهو برای اسرائیل بزرگ و پایان حمایت بیچون و چرای امریکا تبدیل شود ترجمه: زهرا سادات آفرینی
جوان آنلاین: گردباد خشونت نخستوزیر اسرائیل چه دستاوردی داشته است؟ نزدیکترین متحدش، حالا علیه اوست و با یک ایران جسورتر مواجه شدهایم. بنیامین نتانیاهو بزرگترین بازنده توافق اولیه برای توقف جنگ امریکا- اسرائیل با ایران، به عنوان کسی که غرب آسیا را از دم تیغ گذراند، به یاد خواهد ماند و به او ناسزا خواهند گفت. حماس در غزه، تصرف غیرقانونی زمینهای کرانه باختری، ستون پنجمهای فرضی اسرائیلی- عرب، ناوگانهای کمکرسانی مبارزان صلح، حزبالله در لبنان، شبهنظامیان متخاصم در سوریه، عراق و یمن یا حکومت تهران همچنان باقی است و درباره همه اینها، راهحل اسرائیل همیشه یکسان بوده است: «خشونت افراطی و اغلب بیقانون که همواره اوضاع را بدتر میکرد.»
آگهی ترحیم نتانیاهو
در بین همه اینها، جنگ غیرقانونی و بیدلیل علیه ایران، تجلی نهایی دکترین نتانیاهو بود که در آن، اعمال نامتناسب نیروی قهریه به کار گرفته شد. همانطور که پیشبینی میشد، این جنگ نیز شکست خورده است. البته دونالد ترامپ میگوید که تفاهمنامه آتشبس امضا شده در ورسای، تسلیم محض نیست، اما اگر رئیسجمهور ایالات متحده با وجود شک و تردیدها و تمسخرهای جهانی از این تحقیر هم جان سالم به در ببرد، عواقب احتمالی این فاجعه برای نتانیاهو به منزله پایان جدی شغل وی است. از بسیاری جهات میتوان گفت که شخصی که طولانیترین سمت را به عنوان نخستوزیر اسرائیل در اختیار داشته، همین الان هم آدمی است که به دیروز تعلق دارد. آگهی ترحیم سیاسی او مانند یک کیفرخواست جنایی است. نتانیاهو دههها در برابر راهحل دو کشوری با فلسطینیها مقاومت کرد. او نتوانست از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ جلوگیری کند و در غزه انتقام گرفت. او با دادن نقشهای کلیدی دولتی به سیاستمداران راست افراطی، به قدرت چسبید که مایه شرم و ننگ پایدار اسرائیل شد. او توافق هستهای ۲۰۱۵ با ایران که مورد تأیید بینالمللی بود را تضعیف کرد، که پس از آن، ترامپ هم از آن خارج شد و به درگیری فاجعه امسال منجر شد.
خدشه بر رابطه واشینگتن- تلآویو
با نزدیک شدن به انتخابات پاییز، مسئله اصلی که نتانیاهو را اکنون به سمت فراموشی سیاسی پیش میبرد، هیچ یک از موارد فوق نیست. این است که او رابطه حیاتی ایالات متحده و اسرائیل را مسموم و شاید به طرز مهلکی تضعیف کرده است. کاخ سفید و عموم مردم امریکا که از جنگ اسرائیل علیه غزه شوکه و بیزار شدهاند، او را بهخاطر کشاندن ایالات متحده به یک جنگ غیرقابل برد براساس پیشبینیهای سطحی پیروزی آسان و فروپاشی رژیم سرزنش میکنند و اکنون که صلح در دسترس است، آنها میترسند که نتانیاهو با ادامه جنگ در لبنان، آن را خراب کند. در دهههای پس از تشکیل اسرائیل در سال ۱۹۴۸، دو طرف اغلب با هم درگیر بودند؛ بر سر سوئز در سال ۱۹۵۶، بر سر جنگهای اعراب اسرائیل، برنامههای صلح، مرزها و شهرکسازیها. اما هنگامی که جنگ سرد پایان یافت و تهدید شوروی از بین رفت، منافع استراتژیک و امنیتی آنها که مبتنی بر ارزشهای دموکراتیک مشترک بود به طور فزایندهای همگرا شد. کمکهای نظامی ایالات متحده به اسرائیل، همانطور که قدرت لابیگری حامیان آن در واشینگتن افزایش یافت. ایالات متحده به مدافع اصلی و متحد ضروری اسرائیل تبدیل شد. این اجماع در سال ۲۰۱۵، زمانی که نتانیاهو و سازمانهای طرفدار اسرائیل در ایالات متحده، کمپین بزرگی را برای جلوگیری از تلاش باراک اوباما برای ایجاد روابط حسنه با ایران آغاز کردند، رو به فروپاشی رفت. جاشوا لیفر، ستوننویس هاآرتص نوشت: «حمله برقآسای مجموعه طرفداران اسرائیل نتوانست مانع توافق هستهای شود. در عوض، نمای دوحزبی باقیمانده خود را نیز از بین برد. گروههای طرفدار اسرائیل خیلی زود به عنوان شاخهای از حزب جمهوریخواه، آشکارا شروع به فعالیت کردند.» دوره اول ریاستجمهوری ترامپ، قطبیت سیاسی را عمیقتر کرد. او سازمان آزادیبخش فلسطین را تحتالشعاع قرار داد، سفارت امریکا را به اورشلیم منتقل کرد و حاکمیت اسرائیل بر بلندیهای جولان را به رسمیت شناخت. لیفر خاطرنشان کرد: «ترامپ مسلماً بیش از هر فعال طرفدار فلسطین، دموکراتهای عادی را از اسرائیل دور کرده است.»
جسورتر شدن سپاه پاسداران
اقدامات بعدی نتانیاهو، پذیرش حسابشده سیاستهای ناسیونالیستی- پوپولیستی راست افراطی، حمایت از گسترش بیقید و شرط سرزمینها و تصرف زمین به دست شهرکنشینان و جنگهای شکستخورده او در غزه، لبنان و اکنون ایران، اجماع قدیمی را بیش از پیش از هم پاشیده است. نظرسنجیهای اخیر نشان از یک چرخش شگفتانگیز دارد. برای اولین بار، امریکاییهای بیشتری با فلسطینیها نسبت به اسرائیلیها همدردی میکنند. بسیاری این سؤال را مطرح میکنند که آیا این اتحاد در راستای منافع ایالات متحده است و میخواهند کمکهای نظامی را متوقف یا محدود کنند. از قضا، انتقادهای امروزی مانند تشویقهای گذشته، دوحزبی است و هم از سوی چپگرایان مترقی و هم از سوی هواداران ماگا مطرح میشود. نتانیاهو به چیزی دست یافته که هیچ یک از اسلافش به آن دست نیافتهاند: کشاندن ایالات متحده به یک جنگ تمامعیار. اکنون در مرکز یک تحول بیسابقه دیگر قرار دارد: یک شکاف استراتژیک عمیق بین ایالات متحده و اسرائیل. توافق ترامپ با ایران نه تنها راستگرایان بلکه بسیاری از اسرائیلیها را بهتزده کرده است. این جنگ بر اساس وعدههای نتانیاهو برای از بین بردن نهایی تهدید هستهای و موشکهای بالستیک ایران، تضعیف نیروهای نیابتی منطقهای تهران، عمدتاً حزبالله، و ایجاد تغییر رژیم، از حمایت عمومی قوی برخوردار بود. هیچ یک از این اهداف محقق نشده است. بدتر از آن، از دیدگاه اسرائیل، رژیم نوسازیشده و تحت سلطه سپاه پاسداران ایران، جسورتر شده است. شاهد آن، طرح برای دریافت هزینههای ترانزیت در تنگه هرمز است.
لطمه به اعتبار نتانیاهو
ترامپ پس از اجلاس گروه ۷، خطوط قرمز نتانیاهو را زیر پا گذاشت. او گفت که ایران باید اجازه غنیسازی اورانیوم داشته باشد، حق داشتن موشکهای بالستیک را داشته باشد و باید میلیاردها دلار از داراییهای مسدود شدهاش به عنوان بخشی از لغو گستردهتر تحریمها بازگردانده شود. ایالات متحده همچنین از درخواست ایران برای آتشبس فوری و دائمی در لبنان حمایت کرد؛ موضعی که با عصبانیت جیدیونس، معاون رئیسجمهور بر آن تأکید شد. بعد از این بود که ترامپ به نتانیاهو دستور داد که جنگ را متوقف کند و از خط قرمزها پیروی کند. ونس با لحنی شوم هشدار داد که ایالات متحده «تنها متحد قدرتمندی» است که اسرائیل برای خود باقی گذاشته است. با هر معیار متعارفی، این رویارویی آشکار برای اسرائیل فاجعهبار است. نتانیاهو در تنگنا قرار گرفته است. اگر او سعی کند با به چالش کشیدن ترامپ، آزادی عمل مستقل خود را نشان دهد، میتواند ایران را به ازسرگیری جنگ تحریک کند و توافق صلح را از بین ببرد. با این حال، اگر نتانیاهو مطیعانه تسلیم دستورات ترامپ شود، به ویژه در مورد خروج کامل نیروهای لبنان، هرگونه اعتبار باقیمانده او نزد رأیدهندگان و متحدان راست افراطیاش ممکن است از بین برود و بعید است که این رابطه ویژه به سرعت بهبود یابد.
کاهش امنیت اسرائیل
پیامدهای احتمالی این گسستگی گیجکننده است. این گسست ممکن است به نقطه اوج خودبرترپنداری اسرائیل، فروپاشی رؤیای نتانیاهو برای اسرائیل بزرگ به عنوان قدرت مسلط غرب آسیا و پایان حمایت بیچون و چرای ایالات متحده و کمکهای نظامی بیقید و شرط تبدیل شود. این میتواند امیدها برای گسترش توافقنامه ابراهیم ترامپ به عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس را که مشغول تنظیم مجدد وفاداریهای پس از جنگ هستند، از بین ببرد. طرح صلح ناعادلانه ترامپ برای غزه احتمالاً نابود خواهد شد. این میتواند لحظهای باشد که انزوای ایران سرانجام کاهش مییابد و امنیت اسرائیل کمتر خواهد شد. نتانیاهو همه چیز را روی یک پیروزی جامع و تقویتکننده میراث بر دشمن ایرانی خود شرطبندی کرد و به شدت شکست خورد. اکنون او باید گردباد را درو کند، باید گفت: «بیبی، دردسر یا بهانه بیشتری درست نکن. منتظر نباش تا تحت فشار قرار بگیری یا اخراج شوی. استعفا بده.»
مفسر امور خارجی گاردین
۲۱ ژوئن ۲۰۲۶