جوان آنلاین: هر تصمیمی که شهروندان را به گروههای مختلف تقسیم کند، معمولاً پیامدهایی فراتر از آنچه در نگاه اول دیده میشود، به دنبال دارد. حملونقل عمومی در ذات خود یکی از معدود فضاهایی است که افراد با موقعیتهای اقتصادی و اجتماعی متفاوت را در کنار هم قرار میدهد، از کارگر تا کارمند، از دانشجو تا بازنشسته. همین ویژگی، آن را به نمادی از «عمومی بودن» شهر تبدیل کردهاست.
حال، اما شهرداری تهران از طرحی سخن میگوید که براساس آن، استفاده از حملونقل عمومی برای برخی شهروندان رایگان و برای گروهی دیگر با تخفیف خواهد بود. طرحی که اگرچه با شعار عدالت مطرح میشود، اما سؤالاتی را نیز پیش روی افکار عمومی قرار میدهد، مثلاً اینکه آیا این سیاست، مرزبندی جدیدی میان شهروندان ایجاد نمیکند؟!
رایگان برای چه کسی؟
با شروع جنگ رمضان (از اسفندماه سال گذشته)، شهرداری تهران سیستم حملونقل عمومی را رایگان کرد. بعد از گذشت چهار ماه از این تصمیمگیری و پس از کش و قوسهای فراوان، علیرضا زاکانی، شهردار تهران، از ارائه لایحهای به شورای شهر خبر داد: «بعد از ایام تشییع پیکر امام شهید، لایحهای را به شورا میبریم که بخشی از شهروندان از حملونقل عمومی رایگان استفاده کنند و به بخشی هم تخفیف داده شود. تلاش میکنیم در باشگاه شهروندی امکانات شهر مبتنی بر عدالت باشد.»
طبق اعلام وزارت نفت، با رایگان شدن بخشی از حملونقل عمومی در تهران، حدود ۳ میلیون لیتر در مصرف بنزین صرفهجویی میشود، اما برخی از کارشناس حملونقل میگویند که صرف رایگان شدن حملونقل عمومی لزوما به معنای کاهش مصرف بنزین نیست، و تا زمانی که ظرفیت، کیفیت خدمات، سرعت جابهجایی و دسترسی به مترو و اتوبوس افزایش پیدا نکند، بخش قابلتوجهی از شهروندان خودروی شخصی را کنار نمیگذارند. اما آنچه این سیاست را از یک تصمیم صرفاً حملونقلی فراتر میبرد، نحوه طراحی و توزیع این امتیاز میان شهروندان است.
هزینه پنهان دستهبندی
بررسی بسیاری از سیاستهای عمومی نشان میدهد که شهروندان بیش از هر چیز خواهان برخورد برابر هستند. بسیاری تمایلی ندارند با برچسبهای مختلف از یکدیگر تفکیک شوند، حتی اگر این تفکیک به سود بخشی از آنها باشد. در چنین شرایطی، احساس برابری گاه ارزشی فراتر از منفعت اقتصادی پیدا میکند و میتواند به تقویت اعتماد عمومی کمک کند.
از سوی دیگر، رایگان شدن یک خدمت لزوماً به معنای بهبود کیفیت آن نیست. خدمات عمومی زمانی پایدار میمانند که علاوه بر دسترسی مناسب، از منابع مالی قابلاتکا نیز برخوردار باشند. تجربه نشان داده که حذف کامل هزینه استفاده، اگر بدون پیشبینی منابع پایدار انجام شود، میتواند به افزایش تقاضا، فرسودگی ناوگان، افت کیفیت خدمات و فشار بر بودجه عمومی منجر شود.
پرواضح است که بخش قابلتوجهی از شهروندان پیش از هر چیز خواهان ناوگان کافی، حرکت منظم قطارها و اتوبوسها، دسترسی آسان، امنیت و کیفیت مناسب هستند، مطالباتی که گاه حتی از رایگان بودن بلیت نیز برای آنها اهمیت بیشتری دارد.
از سوی دیگر، اجرای چنین طرحی، تنها به تأمین منابع مالی محدود نمیشود و نیازمند سازوکار اجرایی دقیقی است، از تعیین افراد مشمول و مرجع تشخیص گرفته تا رسیدگی به اعتراضها و بازنگری در معیارها. هر یک از این مراحل به زمان، هزینه و نیروی انسانی نیاز دارد و تجربه سیاستهای مشابه نشان میدهد که پیچیدگی اجرا میتواند به اندازه خود سیاست، اثرگذار و هزینهساز باشد!
رایگان شدن به معنای موفقیت نیست
مرور سیاستهای اجراشده در شهرهای مختلف نشان میدهد که موفقیت این الگوها لزوماً به حذف کرایه وابسته نیست، بلکه به کیفیت اجرا و پشتوانه مالی آن نیز مربوط میشود.
در لوزامبرگ، از سال ۲۰۲۰ استفاده از اتوبوس، تراموا و قطار برای همه شهروندان و گردشگران رایگان شد. هدف این سیاست کاهش استفاده از خودروهای شخصی، کاهش آلودگی هوا و تسهیل دسترسی به حملونقل عمومی اعلام شد. با این حال، گزارشها و ارزیابیهای بعدی نشان میدهد که هر چند دسترسی به حملونقل عمومی تسهیل شد، اما این سیاست بهتنهایی اثر چشمگیری بر کاهش وابستگی به خودروهای شخصی نداشت و همچنان توسعه شبکه حملونقل بهعنوان عامل تعیینکننده باقی ماند.
تجربه تالین نیز از نمونههای پرمطالعه در این حوزه است. این شهر از سال ۲۰۱۳ حملونقل عمومی را برای ساکنان ثبتشده رایگان کرد. پژوهشهای انجامشده نشان میدهد استفاده از حملونقل عمومی در سال نخست حدود ۱۴ درصد افزایش یافت که بخشی از آن به تغییر وضعیت ثبتنام ساکنان نیز مرتبط بود. در عین حال، کاهش استفاده از خودروهای شخصی کمتر از انتظار بود و جمعبندی مطالعات بر این نکته اشاره دارد که بدون ارتقای کیفیت خدمات، اثر سیاست رایگانسازی در تغییر الگوی سفر محدود میماند. در مقابل، بسیاری از شهرهای اروپایی به جای حذف کامل کرایه، به سمت سیاستهای یارانه هدفمند رفتند، به این معنا که گروههایی مانند دانشآموزان، سالمندان، افراد دارای معلولیت یا خانوارهای کمدرآمد از تخفیف یا معافیت برخوردار میشوند، در حالی که نظام بلیتفروشی برای سایر کاربران حفظ میشود تا بخشی از هزینههای بهرهبرداری تأمین شود.
به طور کلی، آنچه از این تجربهها برمیآید این است که موفقیت در حوزه حملونقل عمومی زمانی شکل میگیرد که سه مؤلفه دسترسی، کیفیت و استمرار در کنار هم و در تعادل پیش بروند. برهم خوردن این توازن، بهتدریج اثرگذاری هر سیاستی را کاهش میدهد و دامنه نتایج آن را محدود میکند.