سه سال پس از آتشسوزی مرگبار در پاتوق معتادان که مرگ صاحب خانه را بهدنبال داشت، مأموران پلیس موفق شدند متهم سابقهداری را دستگیر کنند. متهم در حالی ادعای بیگناهی میکند که دلایل و شواهد نشان میدهد او قاتل است. سه سال پس از آتشسوزی مرگبار در پاتوق معتادان که مرگ صاحب خانه را بهدنبال داشت، مأموران پلیس موفق شدند متهم سابقهداری را دستگیر کنند. متهم در حالی ادعای بیگناهی میکند که دلایل و شواهد نشان میدهد او قاتل است.
اوایل خرداد ماه سال ۱۴۰۲، مأموران پلیس تهران از وقوع آتشسوزی در یکی از خیابانهای جنوب غربی تهران باخبر شدند. شعلههای آتش به سرعت در خانه قدیمی گسترش یافته بود و دود سیاه از پنجرهها به بیرون میزد. آتشنشانان به سرعت در محل حاضر شدند و پس از دقایقی تلاش، آتش را مهار کردند، اما هنگام بررسی محل حادثه، با جسد سوخته مرد میانسالی روبهرو شدند که بر اثر استنشاق دود جان خود را از دست داده بود.
پاتوق خلافکاران
بررسیها نشان داد خانه متعلق به مرد فوتشده است. به گفته اهالی محل، او خانه خود را به پاتوق افراد خلافکار و معتادان تبدیل کردهبود.
ساکنان محل اعلام کردند لحظاتی قبل از آتشسوزی، متوجه شعلههای آتش میشوند و بلافاصله به آتشنشانی و پلیس خبر میدهند، اما آتش خیلی زود همه ساختمان را فرا میگیرد و صاحب خانه هم بر اثر استنشاق دود جان خود را از دست میدهد.
اعلام عمدی بودن آتشسوزی
همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی، تحقیقات درباره این حادثه ادامه پیدا کرد. چند روز بعد، کارشناسان آتشنشانی اعلام کردند آتشسوزی عمدی بودهاست. این موضوع پرونده را وارد مرحله تازهای کرد. به دستور بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران، پرونده برای بررسی تخصصی در اختیار تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.
دستگیری ۱۰ مظنون بیگناه
بررسیها نشان داد محل حادثه از سالها قبل پاتوق معتادان و افراد خلافکار بودهاست و افراد زیادی به این خانه رفت و آمد داشتهاند. در ادامه تحقیقات مشخص شد مرد فوتشده با تعدادی از دوستان و آشنایانش اختلاف داشتهاست. مأموران این افراد را به عنوان مظنونان حادثه تحت تعقیب قرار دادند. ۱۰ نفر دستگیر شدند، اما در تحقیقات ادعا کردند بیگناه هستند. تحقیقات بیشتر نشان داد این افراد نقشی در آتشسوزی نداشتهاند و آنها آزاد شدند، اما مأموران همچنان به دنبال عامل اصلی بودند.
ردزنی تا یک مجرم سابقهدار
مأموران پس از بررسیهای فنی و دقیق، در نهایت به ردپای بهراد، مجرم سابقهداری رسیدند که بارها به خاطر جرائم مختلف راهی زندان شدهبود. بررسی دوربینهای مداربسته و گفتههای افراد مطلع حکایت از آن داشت که بهراد روز حادثه به خانه مرد فوتشده رفته و دقایقی بعد سراسیمه از آنجا بیرون آمده و سپس آتشسوزی رخ دادهاست. همچنین مشخص شد بهراد با مقتول اختلاف داشته است و بارها با هم مشاجره و درگیری داشتهاند.
اظهارات متهم
با به دست آمدن این اطلاعات، متهم تحت تعقیب قرار گرفت، اما مأموران هیچ ردی از او پیدا نکردند. سه سال گذشت تا اینکه چند روز قبل، مخفیگاه او در یکی از شهرهای کشور پیدا شد. بهراد پس از دستگیری و انتقال به اداره آگاهی تهران، جرم خود را انکار کرد. او در ادعایی به کارآگاهان گفت: «من مقتول را میشناختم و به خانهاش رفت و آمد داشتم، اما زمان حادثه در یک کمپ ترک اعتیاد بستری بودم. وقتی از کمپ آزاد شدم، به شهرستان رفتم و از پدر سالخوردهام نگهداری میکردم. من اصلاً در جریان آتشسوزی و قتل آن مرد نیستم و بیگناهم.»
شواهد علیه متهم
متهم در حالی ادعای بیگناهی میکند که شواهد و دلایل حکایت از آن دارد که روز حادثه، او آخرین فردی بوده که از خانه مرد فوتشده خارج شدهاست. به دستور قاضی رضا اعلایی، بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران، متهم برای تحقیقات بیشتر و روشنشدن صحت و سقم ادعاهایش در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.