مایکل هادسون، اقتصاددان امریکایی، پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی درگیری احتمالی با ایران را فراتر از یک جنگ منطقهای تحلیل میکند. جوان آنلاین: مایکل هادسون، اقتصاددان امریکایی، پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی درگیری احتمالی با ایران را فراتر از یک جنگ منطقهای تحلیل میکند. هادسون در گفتوگو با گلن دیسن که خلاصه آن ترجمه شده، استدلال میکند که انرژی ستون فقرات اقتصاد جهانی است و هرگونه اختلال در جریان نفت و گاز میتواند به فروپاشی زنجیره تولید و یک رکود جهانی شدید منجر شود. هادسون همچنین از شکلگیری نوعی «نابودی متقابل اقتصادی» سخن میگوید که در آن هیچ طرفی از تشدید بحران سود نمیبرد و کل نظم مالی بینالمللی در معرض بیثباتی قرار میگیرد. هادسون استاد پژوهشی در دانشگاههای مختلف از جمله دانشگاه میزوری- کانزاس سیتی است. او پیشتر تحلیلگر والاستریت و مشاور نهادهای مالی بینالمللی بوده و در حوزه اقتصاد سیاسی، بدهی و امپریالیسم مالی شناخته میشود. آثارش بر نقش رانت، مالیسازی و نظم دلار تمرکز دارد.
گلن دیسن: وقتی به درگیری با ایران نگاه میکنیم، به نظر میرسد این فقط یک جنگ نظامی نیست. برخی میگویند اثرات آن میتواند کل اقتصاد جهانی را دگرگون کند. آیا این نگاه اغراقآمیز است؟
مایکل هادسون: نه، اصلاً اغراق نیست. مشکل اینجاست که مردم هنوز فکر میکنند انرژی فقط یک «بخش» از اقتصاد است، در حالی که انرژی خودِ اقتصاد است. وقتی درباره نفت و گاز صحبت میکنیم، درباره چیزی حرف میزنیم که تمام تولید جهانی به آن وابسته است. اگر جریان انرژی مختل شود، شما فقط با افزایش قیمت روبهرو نیستید. شما با توقف تولید روبهرو هستید. کود تولید نمیشود، غذا تولید نمیشود، حملونقل متوقف میشود، آلومینیوم تولید نمیشود و حتی تراشههای کامپیوتری هم دچار بحران میشوند. من همیشه میگویم این خطای بزرگ تحلیلگران است که فکر میکنند انرژی ۱۰ درصد GDP است، پس اگر مشکل ایجاد شود، فقط همان ۱۰ درصد آسیب میبیند. نه، اگر انرژی متوقف شود، کل ۱۰۰ درصد اقتصاد میایستد.
گلن دیسن: یعنی شما معتقدید جنگ با ایران میتواند از یک بحران منطقهای به یک بحران جهانی تبدیل شود؟
مایکل هادسون: دقیقاً؛ و حتی فراتر از بحران جهانی معمولی. ما درباره چیزی صحبت میکنیم که میتواند از رکود بزرگ هم بدتر باشد. چون رکود ۱۹۳۰ عمدتاً یک بحران مالی بود. بدهیها ترکیدند، بانکها سقوط کردند. اما چیزی که امروز داریم متفاوت است. اگر انرژی قطع شود، شما دیگر نمیتوانید فقط با پول مشکل را حل کنید. چون تولید فیزیکی متوقف میشود.
گلن دیسن: ایران در این میان چه نقشی دارد؟ آیا صرفاً یک هدف است یا خودش هم یک بازیگر فعال است؟
مایکل هادسون: ایران فقط یک هدف نیست. ایران در حال شکل دادن به یک نوع بازدارندگی جدید است. من آن را «نابودی متقابل اقتصادی» مینامم. مثل بازدارندگی هستهای، اما در اقتصاد. ایران عملاً میگوید: اگر ما هدف نابودی قرار بگیریم، ما تنها نمیرویم. ما میتوانیم کل ساختار انرژی منطقه را مختل کنیم. این یعنی چه؟ یعنی اگر شما بخواهید ما را از بین ببرید، ما میتوانیم کاری کنیم که کشورهای نفتی منطقه هم وارد بحران شوند. این باعث کمبود جهانی انرژی میشود. این همان چیزی است که من اسمش را میگذارم Economic MAD نابودی متقابل تضمینشده اقتصادی.
گلن دیسن: این خیلی خطرناک به نظر میرسد. یعنی عملاً هیچ طرفی نمیتواند پیروز شود؟
مایکل هادسون: دقیقاً. این نکته کلیدی است. اینجا دیگر بحث پیروزی نظامی نیست. اگر یکی از طرفها بخواهد فشار را تا آخر ببرد، نتیجه آن فقط شکست طرف مقابل نیست، بلکه فروپاشی کل سیستم اقتصادی جهانی است. برای همین است که میگویم این فقط جنگ با ایران نیست. این یک گره در کل نظم اقتصادی جهانی است.
گلن دیسن: شما گفتید انرژی فقط نفت نیست، بلکه کل اقتصاد است. میتوانید این را بیشتر توضیح دهید؟
مایکل هادسون: بله. نگاه کنید به زنجیرهها. کود شیمیایی بدون گاز طبیعی وجود ندارد. بدون کود، کشاورزی مدرن فرو میریزد. داروها و مواد شیمیایی صنعتی هم به همین شکل هستند. حملونقل هوایی بدون سوخت تقریباً فلج میشود. آلومینیوم بدون برق تولید نمیشود. تراشههای کامپیوتری بدون انرژی و مواد خاص قابل تولید نیستند. بنابراین وقتی انرژی قطع میشود، شما یک صنعت را از دست نمیدهید. شما کل زنجیره تولید را از دست میدهید.
گلن دیسن: بعضیها میگویند اقتصاد جنگی میتواند این بحران را جبران کند. هزینه نظامی بالا برود و اقتصاد تحریک شود. نظر شما چیست؟
مایکل هادسون: این همان اشتباه قدیمی است که به آن «کینزگرایی نظامی» میگویند. این ایده میگوید اگر دولت پول بیشتری برای ارتش خرج کند، اقتصاد رشد میکند. اما در واقع چه اتفاقی میافتد؟ منابع از اقتصاد واقعی گرفته میشود و به صنایع نظامی منتقل میشود. صنایع غیرنظامی ضعیف میشوند. مردم فقیرتر میشوند؛ و مهمتر از همه: این تسلیحات آنطور که تبلیغ میشود کار نمیکنند. ما در عمل میبینیم که بسیاری از این سیستمها ناکارآمد هستند. بنابراین این اقتصاد جنگی، اقتصاد را نجات نمیدهد؛ آن را فرسودهتر میکند.
گلن دیسن: اگر به سطح جهانی برگردیم، آیا این بحران میتواند کل نظام مالی را هم تحت تأثیر قرار دهد؟
مایکل هادسون: بله، قطعاً. چون این فقط یک بحران انرژی نیست، یک بحران مالی هم هست. کشورها برای واردات انرژی باید دلار بپردازند. اگر قیمت انرژی بالا برود، کشورها بدهکارتر میشوند. در نتیجه، شرکتها و دولتها در سراسر جهان با بحران بدهی مواجه میشوند. این یعنی موجی از نکول بدهیها (default)؛ و فراموش نکنید امریکا هم از این سیستم جدا نیست. امریکا از نظر مالی بسیار آسیبپذیر است، حتی بیشتر از بسیاری کشورها.
گلن دیسن: یعنی حتی امریکا هم در امان نیست؟
مایکل هادسون: نه، اصلاً. این تصور که امریکا فقط برنده خواهد بود، اشتباه است. اگر سیستم جهانی دچار فروپاشی شود، امریکا هم آسیب میبیند. شاید حتی شدیدتر از دیگران، چون اقتصادش مالیشده است.
گلن دیسن: شما گفتید این وضعیت ممکن است به یک رکود جهانی منجر شود. آیا این رکود شبیه ۱۹۳۰ است؟
مایکل هادسون: نه، بدتر است. چون در ۱۹۳۰ مشکل اصلی مالی بود. اما امروز شما یک مشکل فیزیکی دارید: توقف انرژی. وقتی تولید فیزیکی متوقف شود، دیگر نمیتوان با سیاست پولی یا بدهی مشکل را حل کرد. این چیزی فراتر از رکود است. این یک فروپاشی ساختاری است.
گلن دیسن: در این شرایط، نقش ایران چیست؟ چرا ایران اینقدر مهم شده؟
مایکل هادسون:، چون ایران نقطهای است که این سیستم به آن برخورد میکند. ایران میگوید: اگر قوانین بینالمللی رعایت نشود و اگر ما تحت حمله قرار بگیریم، ما تنها نخواهیم رفت؛ و این پیام برای کل جهان است: هیچ کشوری در این سیستم ایمن نیست.
گلن دیسن: پس در نهایت، این درگیری به کجا میرود؟
مایکل هادسون: ما در یک نقطه تصمیم هستیم. یا جهان باید یک نظم اقتصادی جدید بسازد، یا وارد یک دوره بحران و فروپاشی خواهد شد. اگر کشورها نتوانند همکاری کنند، اگر نتوانند ساختار انرژی، تجارت و مالی جهانی را بازسازی کنند، نتیجه آن یک رکود جهانی عمیقتر از هر چیزی خواهد بود که تاکنون دیدهایم.
گلن دیسن: یعنی شما آینده را کاملاً باز میبینید؟
مایکل هادسون: بله، اما نه به شکل مثبت یا منفی ساده. این یک انتخاب است. یا همکاری و بازسازی، یا فروپاشی.
منبع: https://michael- hudson. com , May ۲۱, ۲۰۲۶