یکی از جبهههای موازی جنگ رمضان، خنثیسازی توطئههای گروهکهای تروریستی و تجزیهطلب در داخل و خارج از مرزهای ایران است. این گروهکها در میانه جنگ، منتظر فرمان از سوی کارفرمای امریکایی خود، یعنی ترامپ بودند که حملات مسلحانه تروریستی را هم در داخل و هم در لبه امنیتی مرزها آغاز کنند تا با اجرای دستورات دیکته شده، روند جنگ داخلی و تجزیه کشور را کلید بزنند و جنگ مستقیم را به نقطه مطلوب برسانند.
ائتلافبندیهای سلسلهوار در گروهکهای تروریستی تجزیهطلب در شرق و غرب کشور به منظور همافزایی و تقویت قوا طی ماههای اخیر خبر از برنامهای مسجل و هماهنگ شده میدهند. تحلیلگران صهیونیست در اوایل جنگ اذعان کردند، ایالات متحده تلاشهای خود را برای تشکیل یک ائتلاف گسترده از مخالفان در داخل ایران تشدید کرده است؛ هدفی آشکار که استراتژیستهای امریکایی و اسرائیلی آن را اصلیترین هدف هرگونه حمله به ایران توصیف میکنند: جایگزینی کامل آن.
اما در واقعیت و میدان عمل، نیروهای مسلح کشور بهویژه سپاه پاسداران با آگاهی از توطئههای بالقوه آنها، فعالیتهای مخربشان را رصد کردند و با نظارت بر تمام مواضعشان، حملات پیشدستانهای ترتیب دادند و بهطور غافلگیرانه هستههای عملیاتی آنان را هدف قرار میدهند. براساس دادهها و تصویر جدید منتشر شده، حملات موشکی و پهپادی قرارگاه حمزه سیدالشهدای سپاه طی ماههای اخیر دارای مختصات دقیق و خطای عملیاتی آنها به صفر همگرا بوده است. این قرارگاه با همکاری دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی روی درگیری با نیروهای تجزیهطلب و تروریستهای غرب و شمالغرب ایران تمرکز میکند. طبق این دادهها، نیروهای مسلح ایران، بهویژه قرارگاه حمزه و یگان موشکی گروه ۶۰ رسالت با حملات دقیق موشکی و پهپادی، چندین مقر و موضع گروهکهای تروریستی تجزیهطلب (پاک، کومله، خبات، دموکرات) را در شرق و شمال اربیل عراق منهدم کردند که از جمله میتوان به هدف قرار دادن مقر گروهک «پاک» در شرق اربیل و اردوگاه چمشار، انهدام دو موضع «کومله» در کوهپایههای شمال بالیسان و سورداش عراق، نابودی انبار مهمات «خبات» در توپزآباد و انهدام دفتر مصطفی هجری (سرکرده دموکرات) و دفتر فرمانده نظامی او عزیز صدقی در جژنیکان توسط پهپاد پیشرفته «حدید ۱۱۰» اشاره کرد. این پهپاد با سرعت ۵۱۰کیلومتر بر ساعت، موتور جت، سطح مقطع کم و سابقه مقابله با ناو هواپیمابر امریکا، هستههای عملیاتی تروریستها را غافلگیرانه هدف قرار داد.
جنگ زیرپوستی
با وجود آنکه فضای کنونی به خوبی شکست امریکا در جنگ رمضان را تصدیق میکند، اما همچنان باید نگران فعالیتهای شورشی و تروریستی این گروهکها برای ایجاد ناامنی، جنگ داخلی و نهایتاً تکمیل پروژه تجزیه ایران بود.
روزنامه نیویورکتایمز نیز سه هفته بعد از آغاز جنگ رمضان در گزارشی با اذعان به شکست عملیات موازی شورش در ایران، آن را یک پروژه برای پایان دادن جنگ از سوی امریکا نامید و نوشت: زمانی که ایالات متحده و اسرائیل برای جنگ با ایران آماده میشدند، دیوید بارنئا، رئیس موساد، به بنیامین نتانیاهو یک طرح ارائه داد. او در این طرح اعلام کرد که «چند روز پس از شروع جنگ، سرویس او احتمالاً قادر خواهد بود که اپوزیسیون ایرانی را تحریک کرده و شورشها و دیگر اقدامات اعتراضی را آغاز کند که حتی میتواندمنجر به سقوط حکومت ایران شود.»
اظهارات جنجالی ماه اخیر ترامپ در مورد تسلیح کردهای تجزیهطلب، بهوضوح از تلاش برای مسلح کردن تروریستها در داخل ایران از طریق واسطههای کرد پرده برمیدارد. ترامپ با انتشار پستی در شبکه اجتماعی خود اظهار داشت که دولت امریکا بر این باور بود که کردها سلاحها را به مردم ایران تحویل میدهند، اما آنها واشینگتن را ناامید کردند. او افزود: کردها فقط میگیرند و میگیرند و محمولههای اسلحه و مهمات پیشتر ارسال شده بود، اما هرگز به دست معترضان نرسید. بنابراین این گمانه وجود دارد که امریکا حتی بعد از توافق احتمالی و نمایش مصنوعی عدم تصمیم برای آغاز جنگ علیه ایران، به گزینه آشوب خیابانی و نهایتاً جنگ داخلی روی آورد. الگویی منطبق بر آنچه بعد از جنگ ۱۲روزه و آشوب دیماه بر کشور گذشت. در آن زمان هم گرچه احتمال یک رویارویی مجدد با جبهه امریکایی- صهیونیستی وجود داشت، اما امریکا با دستمایه قرار دادن نارضایتیهای اقتصادی درست در زمانی که چرخشهای ناگهانی در تصمیمات اقتصادی موجی جدید از نگرانیها را ایجاد کرد، توانست یک آشوب خونبار را در خیابانهای کشور راهاندازی کند.
تکرار این واقعه، در حالی که مشکلات اقتصادی داخلی همچنان روند افزایشی دارد و از سوی دیگر امریکا به دلیل سرخوردگی از عدم تحقق اهدافش در جنگ، انگیزه غضبناکی دارد محتملتر است، زیرا شکستناپذیر بودن ایران در جنگ، امریکا را ناچاراً به فعالسازی گزینه جنگ داخلی به منظور تضعیف امنیت و در نهایت کاهش بازدارندگی میکشاند. از منظر امریکا این شیوه میتواند با کاهش قدرت درونی ایران، کارآمدی جنگ مستقیم را در آینده تضمین کند و نتیجه شکستبار جنگ را به نفع آن جابهجا کند. اما این محاسبات با وجود مؤلفههایی، چون انسجام ملی و حضور بعثتگونه مردم در خیابانها برای صیانت از تمامیت ارضی کشور و همچنین اقتدار و هوشیاری نظامی نیروهای مسلح ایران در میدان مهار هستههای تروریستی، دوباره با شکست مواجه خواهد شد.