دولت ترامپ به تازگی از «راهبرد مبارزه با تروریسم ۲۰۲۶» خود رونمایی کرد؛ مجموعهای ۱۶ صفحهای از تهدیدها، شکایات، اغراقها و دروغها. این یادداشت، سندی به معنای واقعی بنیادی و چکیدهای از ترامپیسم به عنوان یک ایدئولوژی، جنبش و سازوکار حکومتی است جوان آنلاین: دولت ترامپ به تازگی از «راهبرد مبارزه با تروریسم ۲۰۲۶» خود رونمایی کرد؛ مجموعهای ۱۶ صفحهای از تهدیدها، شکایات، اغراقها و دروغها. این یادداشت، سندی به معنای واقعی بنیادی و چکیدهای از ترامپیسم به عنوان یک ایدئولوژی، جنبش و سازوکار حکومتی است. همچنین به عنوان اعلام جنگ جدیدی علیه دشمنان دولت ترامپ، چه خارجی و چه داخلی، چه واقعی و چه خیالی عمل میکند. «راهبرد مبارزه با تروریسم» که زاییده افکار سباستین گورکا در شورای امنیت ملی و دستیار معاون رئیسجمهور ایالات متحده است، جنگ ترامپ علیه جهان را که از مداخلات و جنگها در یمن و ایران گرفته تا نیجریه و سومالی و ونزوئلا و دریای کارائیب را در بر میگیرد با جنگ دولت علیه مخالفان در داخل کشور که مهاجران، ناظران حقوقی، فعالان، معترضان و مطبوعات را هدف قرار داده است، در هم میآمیزد. چنین راهبردی، تحت پوشش حفاظت از امریکا، بخشهای وسیعی از این کشور و اتفاقاً آسیبپذیرترین افراد را هدف قرار میدهد.
«راهبرد مبارزه با تروریسم»، تغییر اساسی در تمرکز تلاشهای ضدتروریستی را رسمیت میبخشد. حالا طبق گفته دولت ترامپ، این کشور در حال مبارزه با سه نوع گروه تروریستی اصلی است: «تروریستهای اسلامگرای قدیمی» که تمرکز دیرینه تلاشهای ضدتروریستی امریکا بر آنها بوده است؛ «تروریستهای مواد مخدر و باندهای فراملی» و «افراطگرایان چپگرای خشن از جمله آنارشیستها و ضدفاشیستها». این گروه آخر در این سند به عنوان افرادی تعریف شدهاند که دولت آنها را «ضدامریکایی، طرفدار افراطی تراجنسیتیها و آنارشیست» میداند. به این ترتیب، آنتیفا، یک دشمن خیالی که در واقع مجموعهای از ایدهها است و نه یک سازمان، در کنار گروههای تروریستی واقعی مانند القاعده و داعش و سندیکاهای قاچاق مواد مخدر مانند کارتل سینالوآ و کارتل نسل جدید جالیسکو قرار میدهد. این سند، علیرغم انبوهی از تحقیقات در دولت ایالات متحده و دیگران، هیچ اشارهای به گروههای راستگرای افراطی نمیکند و نشان میدهد که چنین گروههایی مسئول اکثر حملات خشونتآمیز در امریکا طی سالهای اخیر بودهاند.
اقدامی ۱۰۰ درصد فاسد
پس از یازده سپتامبر، دولت جورج دبلیو بوش اولین راهبرد ملی رسمی برای مبارزه با تروریسم را منتشر کرد. این سند که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد، ادعا میکرد که مسیر پیروزی در جنگ علیه تروریسم را با تمرکز بر «نابودی شبکه بزرگتر القاعده» و با تعریف تهدید و تعیین اهداف و مقاصد کلی تعیین میکند. از آن زمان، راهبردهای جدید بارها و بارها در طول چندین دوره ریاست جمهوری صادر شدهاند، اما کاری که دولت ترامپ کرده این است که در واقع چارچوب تروریسم را تغییر کاربری داده و آن را برای لولوخورخورههای جدید به کار گرفته است. گورکا هفته گذشته در توضیح راهبرد ۲۰۲۶، به دروغهایی که در سند دولت ترامپ وجود دارد، اشاره کرد. او توضیح داد: «به طور خلاصه، این یک مبارزه با تروریسم مبتنی بر عقل سلیم و مبتنی بر واقعیت است، نه تهدیدات جعلی. در پیشگفتار رئیسجمهور و در فصل اول، ما کاملاً روشن میکنیم که اجازه نخواهیم داد از قدرتمندترین ابزارهای امنیت ملی در جهان، از جمله نهاد مبارزه با تروریسم، به عنوان سلاح سیاسی استفاده شود.» والری فوشی نماینده دموکرات از کارولینای شمالی تفسیر بسیار متفاوتی داشت و این راهبرد را نقشهای برای چگونگی حمله آنها به چپگرایان خواند و خاطرنشان کرد: مخالفان فاشیسم، تهدید تروریستی واقعی در ایالات متحده نیستند و تلاشی که در جریان است، اقدامی صد در صد فاسد است.
تهدید به مرگ از مینیاپولیس تا میناب
تاریخ در نهایت روسای جمهور را بر اساس اولویتهایشان، چه اعمال و چه گفتار، قضاوت میکند. آبراهام لینکلن در حالی که بردهداری را علت جنگ داخلی میدانست، همچنان بر آشتی به جای انتقام متمرکز بود. در آستانه جنگ جهانی دوم، هنگامی که تهدید فاشیسم بر جهان سایه افکنده بود، فرانکلین دی. روزولت ملتی را برای جنگ آماده کرد آنهم نه با لفاظیهای تند، بلکه با تصور جهانی جدید مبتنی بر آزادی بیان و عقیده، آزادی عبادت، رهایی از فقر و رهایی از ترس. این روسای جمهور نقصهای فراوانی داشتند و هر دو بیعدالتیهای بزرگی صورت دادند و مسئول آسیبهای عظیم بودند و هیچکدام به بهترین سخنان خود عمل نکردند. اما سخنان این دو در تاریخ باقی ماندند و اکنون در ذهن امریکاییها باقی مانده است. برای رئیسجمهور دونالد ترامپ، «راهبرد مبارزه با تروریسم ۲۰۲۶» مجموعهای از کلمات است که او را تعریف میکند. هیچ چیز بهتر از نقل قول پایانی ترامپ، دیدگاه او در مورد نقش امریکا در جهان را نشان نمیدهد. او مقدمه را با کلماتی به پایان میرساند که طیفی از اقدامات صورت گرفته در دوران او را در بر میگیرد؛ از خیابانهای مینیاپولیس؛ جایی که مأموران فدرال شهروندان امریکایی رنه گود و الکس پرتی را در جریان مقاومت ضد ICE کشتند تا ساختمان مدرسهای در میناب در ایران؛ جایی که بیش از ۱۰۰ کودک در یک حمله هوایی ایالات متحده کشته شدند تا اقیانوس آرام شرقی و دریای کارائیب، جایی که نزدیک به ۲۰۰ غیرنظامی در حملات به قایقهای ادعایی مواد مخدر کشته شدهاند. او میخواهد که همه تا ابد از او پیروی کنند: «ما شما را پیدا خواهیم کرد و شما را خواهیم کشت.»
خلق دشمنان مبهم
طبق قانون ایالات متحده، دولت میتواند «سازمانهای تروریستی خارجی» را مشخص کند؛ فرآیندی که معمولاً مستلزم اعلامیه رسمی وزیر امور خارجه به دستور رئیسجمهور است و به وزارت خزانهداری اجازه میدهد مجازاتهای مالی اعمال کند و وزارت دادگستری افراد را به دلیل ارائه «حمایت مادی» از چنین گروههایی تحت پیگرد قانونی قرار دهد. با این حال، کنگره هیچ قانونی را در راستای نامگذاری تروریسم داخلی تصویب نکرده است و علاوه بر این، جرم مستقلی به نام «تروریسم داخلی» وجود ندارد. اما همه اینها، مانع از آن نشده است که ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری خود، دستگاه ضدتروریسم را به سمت اهداف داخلی نشانه بگیرد. طبق یادداشت شماره ۷ امنیت ملی ریاست جمهوری یا NSPM- ۷ که ترامپ در سپتامبر گذشته صادر کرد، دشمنان مبهم نه تنها با «حمایت از سرنگونی دولت ایالات متحده» مشخص میشوند، بلکه با حمایت از عقایدی که به وضوح توسط متمم اول قانون اساسی محافظت میشوند، از جمله «ضدامریکایی بودن، ضدسرمایهداری بودن و ضد مسیحیت بودن» و همچنین «خصومت نسبت به کسانی که دیدگاههای سنتی امریکایی در مورد خانواده، مذهب و اخلاق دارند» نیز مشخص میشوند.
تخریب شدید آزادی اندیشه و آزادی بیان
در این سند، دولت ترامپ به روشنی بیان میکند که هر امریکایی که به ایدئولوژیهای مغایر با آزادی و سبک زندگی امریکایی معتقد است، یک تهدید تروریستی محسوب میشود. در این مورد، برایان فینوکین مشاور ارشد برنامه ایالات متحده در گروه بحران بینالمللی، به اینترسپت گفت: «دولت ترامپ چارچوب «تروریسم» را تغییر کاربری داده و آن را در مورد لولوخورخورههای جدید، مانند مواد مخدر ادعایی و همچنین کاریکاتوری از مخالفان سیاسی داخلی خود به کار گرفته است.» البته، نکته قابل توجه، فقط «گروههای تروریستی اصلی» موجود در این سند نیست بلکه نوع گروههایی است که دولت ترامپ از قلم انداخته است. بنی جی. تامپسون نماینده دموکرات از میسیسیپی و عضو ارشد کمیته امنیت داخلی مجلس نمایندگان گفت: «مضحک است، اما در این سند، به اشتباه، کارتلهای مواد مخدر، «تروریستهای اسلامگرای قدیمی» و افراطگرایان چپگرای خشن به عنوان تهدیدات اصلی مبارزه با تروریسم معرفی میکند و این در حالی است که دادههای متعدد، طی سالها ثابت میکند افراطگرایی راستگرا برای دههها پایدارترین و مرگبارترین تهدیدات را برای امریکاییها ایجاد کرده است.» رابرت پی. جونز رئیس و بنیانگذار مؤسسه تحقیقات دین عمومی بر این باور است: «این یک تخریب بسیار شدید آزادی اندیشه و آزادی بیان در کشور است و باید زنگ خطر را به صدا درآورد.» جونز تأکید دارد: «این شبیه یک طرح کلی بسیار سرراست است که از محافل مسیحی پروتستان انجیلی سفیدپوست بیرون آمده؛ یعنی ایدئولوژی رادیکال و اساساً هر چیزی است که با آن جهانبینی محافظهکارانه و پروتستان انجیلی سفیدپوست متفاوت باشد.»
اینترسپت| ۱۵ می