کد خبر: 1358593
تاریخ انتشار: ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۳
سیدعبدالله متولیان

تصور کنید فرمانده ارشد یک ارتش متخاصم، ناگهان در شبکه‌های اجتماعی حاضر می‌شود و با وقار تمام، از قدرت بازدارندگی شما تمجید می‌کند. این سناریوی وسوسه‌انگیز که این روز‌ها با تیترهایی، چون «اعتراف تکان‌دهنده ژنرال سابق موساد» یا «تحلیل افسر ارشد پنتاگون از قدرت خیره‌کننده ایران» فضای مجازی را پر کرده، نه یک غنیمت اطلاعاتی، بلکه یک تله محاسباتی با طراحی چندلایه است. 
راز مهلک این عملیات روانی را نه در پیچیدگی تکنیکی آن، که در سادگی فریبنده‌اش باید جست‌و‌جو کرد. ذهن انسان به طور غریزی در برابر هر آنچه باور‌های پیشینی‌اش را تأیید می‌کند، سپر دفاعی خود را پایین می‌آورد. این همان شکافی است که اتاق‌های فکر دشمن هدف گرفته‌اند: وقتی تمجید از زبان کسی جاری می‌شود که باید از او کینه و دشمنی شنید، دیواره‌های تردید فرو می‌ریزد و میدان برای نفوذ روایت مسموم باز می‌شود. این غفلت روانشناختی، در قاموس نبرد، حکم همان پل مواصلاتی‌ای را دارد که اگر مراقبت نشود، ستون پنجم دشمن یک‌شبه از آن عبور خواهد کرد. تمجید دشمن، نه نشانه ضعف او، که گاه پیش‌درآمد سنگین‌ترین پاتک‌های تاریخ بوده است. 
آنچه امروز با آن روبه‌رو هستیم، تداوم همان تاکتیک کهنه «تروجان» است. در سال ۲۰۰۸، نیویورک تایمز در یک گزارش افشاگرانه پرده از پروژه‌ای برداشت که پنتاگون طی آن، ۷۵ افسر بازنشسته را به‌عنوان «پیام‌رسان‌های مضاعف» برای شبکه‌های تلویزیونی به کار گرفته بود. این ژنرال‌ها که در صد‌ها جلسه توجیهی محرمانه با رهبران ارشد نظامی شرکت می‌کردند، خط خبری دولت را در قالب «نظر شخصی» به میلیون‌ها بیننده منتقل می‌کردند. نکته تکان‌دهنده اینجاست که خودِ این مهره‌ها هم اغلب می‌دانستند اطلاعاتی که منتقل می‌کنند نادرست یا اغراق‌آمیز است، اما منافع شخصی و دسترسی ویژه، دهانشان را بسته بود. 
تاریخ برای این سناریو یک نام دارد: «عملیات مینس‌میت (عملیات گوشت لذیذ)». در آوریل ۱۹۴۳، جسد یک بی‌خانمان ولزی با لباس افسر نیروی دریایی بریتانیا و کیف دستی حاوی اسناد «فوق‌محرمانه» در سواحل اسپانیا رها شد. آن اسناد نشان می‌داد حمله به یونان طراحی شده، نه سیسیل. هیتلر کاملاً فریب خورد و تمام توان خود را به یونان برد و در نتیجه سیسیل به سادگی سقوط کرد. مایکل هاوارد، مورخ برجسته، این عملیات را «موفق‌ترین فریب تاریخ جنگ» نامید. آن جسد حامل خبر جعلی، امروز به هیبت همین ویدئو‌های وایرال شده درآمده است. 
اما درخشش این عملیات در عصر دیجیتال، بر خلاف گذشته، نه یک حیله ساده، بلکه یک «داستان کامل» با هویت‌های جعلی، جزئیات باورپذیر و توزیع چندلایه است که ذهن هدف را گام‌به‌گام به دام می‌اندازد. تحلیلگران اجاره‌ای امروز، دیگر تنها یک دروغ را منتقل نمی‌کنند، بلکه یک اکوسیستم اطلاعاتی مسموم را مدیریت می‌کنند. 
پشت پرده این تمجید‌های آب‌طلاکاری‌شده، اتاق‌های فکر با اهداف راهبردی چندگانه‌ای نشسته‌اند. بزرگ‌نمایی تهدید ایران، هم‌زمان به بیش از ۱۰ هدف و مقصود شوم می‌رسد: مشروعیت‌سازی برای دریافت بودجه‌های نجومی نظامی، اقناع افکار عمومی جهان برای «ضرورت حمله»، توجیه شکست‌های پی‌درپی اطلاعاتی و نظامی، و از همه مهم‌تر، کشاندن نخبگان ایران به تله «توهم بازدارندگی». وقتی یک افسر سابق موساد از شکست‌ناپذیری ما می‌گوید، در واقع بنزین به آتش پروپاگاندای دشمن می‌ریزد. هدف نهایی این است که ما را در مستی قدرت فرضی غرق کنند و وادارمان سازند تا محاسبات واقعی را کنار بگذاریم. 
اینجاست که باید از یک «آنتی‌ویروس ذهنی» برای نخبگان و افکار عمومی رونمایی کرد. این آنتی‌ویروس، نه خوش‌بینی ساده‌لوحانه است و نه بدبینی فلج‌کننده، بلکه «شکاکیت فعال» نام دارد. یعنی از خود نپرسیم «آیا این خبر راست است یا دروغ؟»، بلکه بپرسیم «اگر راست باشد، چرا الان و چرا از این تریبون منتشر شده است؟» هرگاه دشمن به ستایش ماجراجویی نظامی ما برخاست، باید دقیقاً همان نقطه را به‌عنوان حلقه اصلی تله شناسایی کرد. این همان پادزهری است که می‌تواند زهر شیرین تمجید‌های دشمن را خنثی کند. 
پس باور کنیم؛ دشمنی که پای میز مذاکره، پشت نقاب دیپلماسی سنگر می‌گیرد و در میانه گام‌های اعتماد، تیغ می‌کشد، همان‌قدر هم در عملیات مینس‌میتِ امروزین، لاشه یک اعتراف دروغین را در ساحل باور ما رها می‌کند تا مسیر ضربه اصلی را گم کنیم. فریب، برای او مرز نمی‌شناسد؛ نه در اتاق مذاکره، نه در میدان نبرد روایت‌ها.

برچسب ها: ارتش ، جنگ ، اطلاعات
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار