کد خبر: 1358537
تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۴:۲۰
چالش‌های ژانر جنگی در گفت‌وگوی «جوان» با محمدتقی فهیم، کارشناس و منتقد سینمایی
ژانر دفاع مقدس سوم باید خیابان را هم ببیند هر فیلمسازی نگرش و دیدگاه فنی و سینمایی خاص خود را در پرداخت و شکل دهی به تولید یک اثر درباره یک موضوع دارد و وقتی وارد جزییات می‌شویم در سفارشی بودن یا نبودن خود را نشان می‌دهد. الان شما ببینید درباره کودکان شهید مدرسه میناب می‌توان آثار مختلفی از جنبه‌های مختلف تولید کرد. می‌توان در عرض دو یا سه هفته فیلم‌هایی ساخت، اما این بستگی به توان و هنر فیملساز دارد که در کمترین زمان ممکن اثری بسازد که کف کیفیت را دارا باشد، اما برای آینده‌ای دورتر ما فیلم‌های بهتری می‌خواهیم و فیلم‌های بهتر هم معمولا با کمی فاصله از وقوع رویداد شکل می‌گیرند.
جواد محرمی 

جوان آنلاین: سینمای ژانر جنگ هنوز هم در دنیا و کشور‌های صاحب سینما به دلایل مختلف دارای اهمیت ویژه‌ای است. آثاری که می‌توانند انسان‌ها را در موقعیت‌هایی نشان دهند که از آنها شخصیت‌هایی واقعی‌تر بروز کند و همین واقعی‌تر شدن آدم‌ها سینمای جنگ را جذاب کرده است. تمایز‌ها و شباهت‌های فیلمسازی درباره جنگ ۱۲روزه و رمضان با فیلمسازی در دفاع مقدس هشت‌ساله موضوعی است که با محمدتقی فهیم درباره آن به بحث و گفت‌و‌گو نشستیم.
 
به نظر می‌رسد پس از گذشت تقریباً یک سال از جنگ ۱۲روزه و نزدیک شدن به سالگرد این واقعه که با جنگ رمضان در اسفند و فروردین پیوند خورد و همچنان به نوعی درگیر آن هستیم و مقایسه واکنش سینمای کشور در این شرایط با دوران دفاع مقدس هشت‌ساله می‌توان قضاوتی در این‌باره داشت. نظر شما چیست؟
معمولاً در شرایط بحرانی و جنگ و به ویژه جنگ‌هایی که طولانی می‌شوند دو رویکرد در ساخت آثار هنری وجود دارد؛ یکی آثاری که با رویکرد تبلیغی و ترویج و حماسی ساخته می‌شوند و هدف آن از ساخت، روحیه دادن به جامعه و پشتیبانی روانی از اقشار مختلف مردم و افکار عمومی است. به شور آوردن رزمندگان و مردم در این آثار اهمیت ویژه‌ای دارد. تأکید بر پرچم و حفظ وطن و سرزمین مادری در این آثار پررنگ است و به ویژه اگر جنگ ریشه‌های معنوی و قابل دفاع از ابعاد مختلف پیدا کند، این شورانگیزی از سوی خود توده‌های مردم و اقشار مختلف بروز و ظهور پیدا می‌کند و شما می‌بینید دیگر لازم نیست لزوماً دولت‌ها و حکومت‌ها از بالا به شکلی یک‌طرفه و با تزریق بودجه‌های مالی هنرمندان را به تولید چنین آثاری ترغیب کنند و از دل جامعه به طور خودجوش آثاری تولید می‌شود یا می‌توان گفت این تولیدات جنبه‌ای دوطرفه دارد، یعنی حاکمیت و مردم در تولید این آثار به شکلی همدلانه در کنار هم قرار می‌گیرند که ما نمونه عینی آن را در دفاع مقدس و جنگ هشت‌ساله شاهد بودیم که فیلمسازانی مثل رسول ملاقلی‌پور، احمدرضا درویش، ابراهیم حاتمی‌کیا و نیز کمال تبریزی و حتی ساموئل خاچیکیان و ایرج قادری پای ساخت آثاری درباره جنگ آمدند و برخی از پرفروش‌ترین آثار تاریخ سینمای ایران در همین ژانر جنگی تولید شد. سیف‌الله داد فیلم کانی‌مانگا را می‌سازد که سال‌ها در سالن‌های سینمای سراسر کشور پخش شد و گیشه‌ها از نمایش این اثر رونق داشت یا فیلم عقاب‌های مرحوم خاچیکیان که هنوز عنوان پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را یدک می‌کشد و به لحاظ بیشترین بیننده رکورددار تاریخ سینماست. در واقع سازندگان و عوامل این آثار لازم نبود لزوماً به آنها سفارش بدهند و به طور خودجوش پای کار تولید این آثار می‌آمدند. در جریان جنگ ۱۲روزه و همین جنگ رمضان هم تا حدودی شاهد بودیم همین اتفاق افتاد و خیلی از فیلمسازان ما از همان ابتدا برای مشارکت در تولید اثر اشتیاق نشان دادند، چون احساس کردند باید سهم و نقش خود را در دفاع از کشور و سرزمینشان ایفا کنند و این مسئله‌ای غیرقابل انکار است. 

در شرایطی که سرعت تولید اهمیت ویژه‌ای دارد، فکر می‌کنید چقدر می‌توان روی تولید فیلم درباره جنگ حساب باز کرد؛ فیلمی که درخور توجه باشد و مخاطب بتواند با آن ارتباط بگیرد؟
ما شاهد آثاری هستیم که در کوتاه‌مدت برنامه‌ریزی و تولید می‌شوند و به پخش می‌رسند. در ابتدای جنگ هشت ساله شاهد تولید آثاری از این دست مثل فیلم پلاک که مرحوم حسین گیل بازی می‌کرد و فیلمی، چون عبور از میدان مین با بازی مرحوم سعید راد بودیم. پلاک یک اکشن جنگی به کارگردانی ابراهیم قاضی‌زاده ساخته سال ۱۳۶۴ بود که تبدیل به یکی از پیشتازان فهرست پرفروش‌ترین فیلم‌های سینمای ایران شد. این فیلم از سال ۶۵ تا ۸۲ در سینما‌های کشور اکران می‌شد و هر سال هم فروش قابل توجهی داشت و مردم از دیدن آن استقبال می‌کردند و برخی شاید بار‌ها برای دیدن آن به سینما می‌رفتند یا فیلم عبور از میدان مین که در سال ۶۲ ساخته شد و سعید راد و مجید مظفری آن را بازی کردند. اینها در کوتاه‌مدت به تولید می‌رسیدند و با یک چهره قهرمانانه در این آثار مواجه بودیم که همان فیلم‌ها در دوره خودش خوب کار می‌کردند و جنبه‌ای تبلیغی داشتند و کسی هم از آنها انتظار نگاه‌های عمیق فکری خاص نداشت، اما به لحاظ تکنیکی و فنی در بعد فیلمنامه و تدوین و فیلمبرداری و برخی مباحث علمی آثار استاندارد و قابل قبولی بودند. 

وقتی نام فیلم در ژانر دفاع مقدس می‌آید، ناخودآگاه عده‌ای به یاد توپ، تانک، هواپیما و ادوات نظامی می‌افتند و آن جنبه‌های اجتماعی دفاع شاید صرفاً در پس‌وحاشیه ذهن افراد جای می‌گیرد. فکر می‌کنید برای اینکه یک تعادلی در این زمینه اتفاق بیفتد، چه کار باید کرد؟
الان در کشور ما شاهد یک موج ملی‌گرایی مبتنی بر ایدئولوژی مذهبی هستیم که بخشی از آن در قالب حضور پرشور خیابانی مردم قابل رؤیت است. این شور و این حضور در صحنه خودش می‌تواند منشأ تولید آثار زیادی باشد. بازتاب این شور مردمی این روز‌ها با آثاری که بیشتر جنبه گزارش مستند دارد، از سوی صداوسیما و بخش‌های دیگر انجام می‌شود، اما من فکر می‌کنم در این باره ما نیاز داریم به تولید آثار داستانی جدی‌تری که بتواند این وقایع را ماندگارتر کند. دولت و حاکمیت باید به شکل جدی‌تری به تولید آثار ورود کنند. در این شرایط به نظرم اشتیاق از سوی جامعه سینمایی و هنری وجود دارد و بخش دولتی باید این مسئله را مدیریت کند تا شاهد ساخت آثار با کیفیتی درباره نبرد مقابل دشمن متجاوز باشیم. حال این نبرد می‌تواند جنبه اجتماعی داشته باشد یا آن جنبه نبرد میدانی را دربرگیرد. مهم این است که الان دست فیلمسازان در بحث سوژه بسیار باز است. ما شاهد یک صحنه نبرد از کف خیابان تا میدان جنگ هستیم. از تهران و شهر‌های دیگر که مردم در خیابان‌ها حضور دارند و پرچم و پلاکارد دست می‌گیرند تا آب‌های نیلگون خلیج فارس و پای لانچرها، یک صحنه عظیم در حال رقم خوردن است که می‌تواند پر از داستان و موقعیت‌های ناب باشد تا هنرمند آنها را ثبت یا به اصطلاح شکار کند. به نظرم ژانر دفاع‌مقدس امروز از خیابان آغاز می‌شود و فیلمساز باید این صحنه را ببیند. 

چقدر در این شرایط می‌توان روی بخش خصوصی حساب کرد؟
به نظرم خیلی نمی‌توان در چنین وضعیتی به بخش خصوصی تکیه کرد و منتظر آن ماند و طبیعی هم هست. در حال حاضر وضعیت اقتصادی قدری گرفتار بی‌ثباتی است و بخش خصوصی بیشتر سعی می‌کند سرمایه خود را حفظ کند و برای دوره تثبیت تصمیم بگیرد. الان سینما آن رونق گذشته را ندارد و انگیزه‌های تجاری بخش خصوصی مثل سابق مرتفع نمی‌شود. مخاطبین هم از سینما رفته‌اند. بنابراین از بخش خصوصی نمی‌توان انتظار زیادی داشت. منظور از بخش خصوصی بعد سرمایه‌گذار اقتصادی ماجراست. 

فکر می‌کنید سفارشی بودن آثار از چه ابعادی می‌تواند مورد توجه باشد؟
اینکه یک نهاد دولتی یک موضوع کلی مطابق با منافع ملی را سفارش بدهد، جنبه منفی ندارد. برای مثال چه کسی با تولید فیلم به سود منافع ملی مخالف است؟ مسئله این است که هر فیلمسازی نگرش و دیدگاه فنی و سینمایی خاص خود را در پرداخت و شکل‌دهی به تولید یک اثر درباره یک موضوع دارد و وقتی وارد جزئیات می‌شویم، در سفارشی بودن یا نبودن خود را نشان می‌دهد. الان شما ببینید درباره کودکان شهید مدرسه میناب می‌توان آثار مختلفی از جنبه‌های مختلف تولید کرد. می‌توان در عرض دو یا سه هفته فیلم‌هایی ساخت، اما این بستگی به توان و هنر فیلمساز دارد که در کمترین زمان ممکن اثری بسازد که کف کیفیت را دارا باشد، اما برای آینده‌ای دورتر ما فیلم‌های بهتری می‌خواهیم و فیلم‌های بهتر هم معمولاً با کمی فاصله از وقوع رویداد شکل می‌گیرند. برای مثال سینمای جدی دفاع مقدس ما در نیمه دوم جنگ هشت‌ساله خود را نشان داد و از سال‌های ۶۵به بعد تولید شد. آثاری که دیگر قرار نبود نگاهی صرفاً تبلیغی به جنگ داشته باشند و جنبه‌های عمیق‌تری از جنگ را مورد توجه قرار می‌دادند. این هم به لحاظ رویکرد تکنیکی در فیلمنامه و روایت‌پردازی و نیز شخصیت‌پردازی خود را نشان می‌داد و هم در رویکرد محتوایی به چشم می‌آمد. دیگر قرار نبود جنبه اکشن و هیجانی آثار غلبه داشته باشند و ما صرفاً شاهد یک عملیات جنگی سرگرم‌کننده باشیم که تعدادی از نیرو‌ها برای مثال برای نجات یک شخص یا انجام یک مأموریت خاص به دل دشمن می‌زنند. اگرچه در تاریخ سینما هم شاهد آثاری از این دست هستیم که آثار قابل تأمل به لحاظ هنری و سینمایی هستند، اما در جنگ هشت‌ساله خودمان در مقطعی نگاه فیلمسازان عمق بیشتری گرفت و زوایای دیگری از جنگ را مورد توجه قرار دادند. به نظرم در حال حاضر ما در مرحله‌ای هستیم که نیاز به تولید آثاری داریم که جنبه‌های قهرمانی در آن پررنگ باشد و فیلم‌ها بتوانند روحیه بدهند و وحدت و ملیت را پررنگ کنند. به نقاط ضعف و اختلافات دامن نزنند و به نظر می‌رسد همین اتفاق هم در حال رقم خوردن است. الان زمان ساخت فیلم‌های به اصطلاح انتقادی و معترضانه در سینما نیست. ما الان و در مدت کوتاه بیشتر شاهد تولید مستند‌های گزارشی هستیم که سریع ساخته می‌شوند و درست هم هست و تولید مستند‌های حرفه‌ای‌تر بر عهده مراکزی، چون مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است که سفارش بدهند و انتظار داشته باشیم این آثار بعد‌ها ماندگار بشوند و بازتاب واقعی جنگ باشند. معتقدم جریان فیلمسازی جنگ ما نباید در تله نگاه‌های شبه‌روشنفکری بیفتد. این حساسیت از حالا باید وجود داشته باشد. در واقع ما خودمان با دست خودمان و با هزینه بیت‌المال تن به تولید فیلم‌هایی ندهیم که ممکن است گمراه‌کننده باشند. 

به نوعی همان سینمای ضدجنگ و ادا و اطوار‌هایی که بیشتر نق می‌زنند، نه اینکه حتی به نیت حل یک مسئله به بعدی از ماجرا نگاه کنند، چون ما فیلم‌هایی که خوب و منصفانه و در جای درست معترض باشند هم داریم. 
بله، اما به نظرم الان نباید تن به این آثار داد. الان شرایط را باید برای تولید آثاری مهیا کرد که روحیه جمعی و ملی را حفظ می‌کند و بالا می‌برد. حالا در شرایط غیرجنگی و با فاصله گرفتن از جنگ عده‌ای می‌توانند نگاه‌های متفاوت خود را در قالب فیلم بروز دهند، اما در این شرایط ما نیاز به انسجام داخلی در میان اقشار مختلف داریم و باید بر بازنمایی این وحدت ملی در آثار تأکید کنیم. 

در جشنواره فیلم فجر شما چه آثاری را درخور توجه دیدید؟
در جشنواره فجر از میان آثاری که با موضوع جنگ ۱۲روزه تولید شده بود، فیلم نیم‌شب آقای مهدویان را پسندیدم که به نظرم منطبق با شرایط ساخته شده بود. در این فیلم مهدویان چند تا آدم ایرانی ساخته است. ما شاهد یک فیلم خرده‌پیرنگ هستیم، نه یک فیلم شاه‌پیرنگ. در چنین اثری انتظار ساختار یکدست با یک قصه واحد و قهرمان‌های منحصر‌به‌فرد را نداریم. فیلم به خوبی نشان می‌دهد مردم ایران در شرایط بحرانی همگرا می‌شوند و منیت‌ها کنار می‌رود، انگار همه در یک سطح خود را قرار می‌دهند و حول یک موضوع با هم همدل هستند. با اینکه وضعیت بحرانی است، اما روحیه‌ها بالاست و تنش‌ها و چالش‌ها حول رفع یک هدف واحد حرکت می‌کند. آن روحیه گذشت، ایثار و ازخودگذشتگی برجستگی دارد و اقشار مختلف را دربر می‌گیرد. یکی مدیر بانک است و دیگری مدیر بیمارستان تا آن پارکبان، پرستار، بیمار، راننده و نظامی همه و همه حول یک هدف به طور خودکار به صف می‌شوند و همه هم وظیفه خود را به خوبی انجام می‌دهند. مهدویان چند تا شخصیت می‌سازد که از نظر من به خوبی مردم ایران را نمایندگی می‌کنند. فیلمساز به خوبی فهمیده که چطور باید درام را بچیند. یک خانم مدیر پارک در نیم‌شب بیشترین همکاری را در دل یک بحران انجام می‌دهد. تعلیق خوبی هم دارد یا آن پزشک در عین سخت‌گیری خیلی متعهد و خوش‌خلق است و شرایط را درک می‌کند. از همه اینها بهتر آن راننده وانت است که برای حمل موشک در پایان فیلم می‌آید. 

معتقدید کلیت فیلم مهدویان قابل دفاع است؟
بله، فضاسازی که از یک موقعیت شبه‌جنگی درون‌شهری انجام داده و ناخواسته اقشاری از مردم را در یک بیمارستان درگیر ماجرا کرده، به خودی خود می‌تواند بازتاب‌دهنده نوعی اتحاد و همدلی باشد و غیر از این هم نباید انتظار داشت. به نظرم تنوعی از افکار و طیف‌های مختلفی از اقشار در این فیلم خود را نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از مردم ایران را نمایندگی می‌کنند و نگاه فیلمساز به این مردم مثبت است. در چنین شرایطی آمدن پای وطن باید اولویت باشد. ما در جشنواره آثاری داشتیم که اتفاقاً ضد جنگ ۱۲روزه بودند، اما فیلم نیم‌شب این نگاه جمعی و روحیه جمعی را خوب به تصویر کشیده بود. 

به نظر می‌رسید مهدویان یک میهمان مامان ساخته است؛ یعنی در قالب و موقعیت و جنس فیلمبرداری و روایت‌پردازی و همین‌طور شخصیت‌پردازی از الگوی میهمان مامان مرحوم مهرجویی الگوبرداری کرده است. 
بله، اینکه مردم در شرایط سخت خیلی بهتر همدیگر را می‌فهمند و در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، در شرایطی که مثلاً شکمشان خیلی سیر است و همه چیز به ظاهر خیلی منظم و مرتب است و یک نظم ظاهری بر همه چیز مستولی است. انگار در چنین شرایطی فردیت‌ها به طور عادی کمرنگ‌تر هستند. 

یک فیلم هم در جشنواره داشتیم که آقای رزاق کریمی ساخته بود، درباره حال‌و‌هوای جنگ ۱۲روزه. فکر می‌کنید آن فیلم چقدر توانسته بود موفق باشد؟
فیلم خوبی نبود. به نظرم مسئولانی که فیلم سفارش می‌دهند از طریق خواندن فیلمنامه نمی‌توانند درک درستی از کیفیت اثری که قرار است ساخته شود، داشته باشند. دو تا شعار اگر باشد، فیلمساز ممکن است پس از سفارش آنها را هم حذف کند. مستند‌های رزاق‌کریمی بیشتر مناسب شرایط صلح و آرامش هستند. 

معمولاً در فیلم‌های خرده‌پیرنگ داستان خیلی غنا و قدرت ندارد. فکر نمی‌کنید این قالب اساساً مناسب ژانر جنگی نیست؟
بله، ما درباره جنگ ۱۲روزه به نظرم یک اثر تبلیغی و حماسی مناسب نداشتیم. فیلم مهدویان، اما یک فیلم واقع‌گرایانه منطبق با شرایط بود. شاید اگر ۱۰ سال بعد خواستیم درباره شرایط این جنگ حرف بزنیم، این فیلم اتفاقاً به درد بخور باشد. 

به نظرتان ما الان نباید به سمت تولید فیلم‌های قهرمان‌پرورانه برویم؟
اتفاقاً ما در شرایط فعلی به تولید چنین آثاری نیاز داریم. الان این حوادثی که در خلیج‌فارس می‌گذرد، می‌تواند سوژه صد‌ها فیلم داستانی و مستند قوی و جذاب باشد. شاید ما آدم‌هایی را که باید در سینما تربیت نکردیم که الان به صورت خودجوش وارد شوند و به تکلیف هنری و فرهنگی خود در سینما عمل کنند. ما نیاز به تهیه‌کننده‌هایی داریم که در این موقعیت به سرعت آستین بالا بزنند. نیاز به نویسنده‌هایی داریم که منتظر سفارش نمانند. کارگردان‌هایی که دل به دریا بزنند و با رعایت استاندارد‌های لازم اثری درخور و شایسته بسازند، کم داریم. الان خیلی از مدیران سینمایی را اصلاً نمی‌شناسیم. آنها هم با ما کاری ندارند. به نظر می‌رسد متناسب با وقایع روز، سینما آن گرمی و حرارتی را که باید، ندارد. کجاست یک آدمی مثل سیف‌الله داد یا حتی جواد شمقدری؟ الان شما یک مدیر نام ببرید که به میدان بزند و کاری قابل تأمل از او سر بزند. 

قالب‌بندی فیلم در این شرایط چقدر اهمیت پیدا می‌کند؟
اینکه فیلم خرده‌پیرنگ که بتوان در آن قهرمان پیدا کرد و نه حتی قصه به آن معنا و نه حتی شخصیت، باید بگویم خیلی مطلق نیست. برای مثال در فیلم آقای مهدویان قهرمان ملت ایران است، با این حال ما نیاز به قالب‌هایی داریم که این دو عنصر قصه و قهرمان به خوبی در آن خود را نشان دهد. فیلم‌هایی که مردم خود واقعی‌شان را در آنها مشاهده کنند. امریکایی‌ها استاد این کار هستند. درباره چیز‌هایی که نداشتند آنچنان فیلم می‌سازند که شما باور می‌کنید. ما حتی در حد اروپا هم الان فیلم جنگی خوب نمی‌سازیم و دچار یک سینمای دولتی رخوت‌زده و سرگردان هستیم. 

به نظرم مشکل اصلی دولتی بودن نیست، چون شما می‌بینید در تاریخ سینما بسیاری از فیلم‌هایی که درباره جنگ از سوی غرب ساخته شده، پشتوانه‌های مالی و فکری دولتی دارند. 
معتقدم مدیر خوب سینمایی نداریم، وگرنه وظیفه دولت حمایت از هنر ملی است و جنگ هم جزئی از همین ملیت است، اما شما الان کجا یک مدیر سینمایی سراغ دارید که در تولید موفق عمل کند. زمانی شما در عرصه سینمای دفاع‌مقدس چند مدیر که سابقه فیلمسازی داشته باشد می‌دیدید، اما حالا افرادی که هستند را اغلب نمی‌شناسم. من خودم ۱۸سال در بنیاد شهید مشاور و کارشناس فیلمنامه بودم. زمانی گروه مدیرانی آنجا بودند که فیلم‌های خوبی ساخته می‌شد. فیلم گل‌های داودی و روز سوم آقای لطیفی در بنیاد شهید ساخته شد، اما دیگر سال‌هاست که شما نمی‌بینید از آنجا فیلمی بیرون بیاید. اگر هم بوده، آثاری هستند که مشارکت کردند و اصلاً قابلیت دیدن ندارند. یک زمانی به آن می‌گفتند «تلویزیون شاهد» و ما یک جریان فیلمسازی در بنیاد شهید می‌دیدیم. محمدعلی طالبی و دیگران زمانی آنجا فیلم می‌ساختند. به نظرم کم‌اهمیت شدن سینما در دنیایی که به سر می‌بریم هم روی رکود فیلمسازی در ایران بی‌تأثیر نبوده است. سینما دیگر در میان توده‌های مردم آن اهمیت سابق را ندارد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار