همزمان با تداوم تنشها در خاورمیانه و پیچیدهتر شدن معادلات امنیت انرژی و کشتیرانی، سفر دونالد ترامپ به چین به بستری برای تلاش واشنگتن در جهت یافتن راهی برای مدیریت و کاهش پیامدهای بحران منطقهای تبدیل شده است؛ سفری که در آن آمریکا با وجود حفظ رقابتهای راهبردی با چین، به دنبال بهره گیری از ظرفیت دیپلماتیک پکن برای کمک به کاهش تنشها و بازگشایی تنگه هرمز و مدیریت وضعیت خاورمیانه است. جوان آنلاین: «پیوتر کورتونوف» کارشناس مستقل و دانش آموخته موسسه دولتی روابط بین الملل مسکو، در تحلیلی درباره سفر دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به چین، این دیدار را نشانهای از افزایش اهمیت نقش قدرتهای آسیایی در معادلات خاورمیانه ارزیابی کرده است.
به گزارش ایرنا، در این تحلیل آمده است که ترامپ در شرایطی وارد پکن شد که تحولات ماههای اخیر در خاورمیانه، به ویژه طولانی شدن بحران و افزایش هزینههای سیاسی و اقتصادی آن، واشنگتن را به سمت رایزنی گستردهتر با بازیگران اثرگذار بین المللی سوق داده است.
به نوشته کورتونوف، اگرچه آمریکا همچنان ابزارهای مهم سیاسی و اقتصادی در اختیار دارد، اما ادامه بحران موجب شده پکن نیز به یکی از طرفهای مهم در روند مدیریت تحولات منطقه تبدیل شود؛ موضوعی که به گفته نویسنده، بازتابی از تغییر تدریجی موازنههای جهانی و افزایش نقش چین در مسائل بین المللی است.
این تحلیل با اشاره به سفر «عباس عراقچی» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به پکن پیش از ورود ترامپ، این سفر را نشانهای از جایگاه مهم ایران در رایزنیهای منطقهای و بین المللی توصیف میکند.
در ادامه گزارش آمده است که چین به دلیل وابستگی اقتصاد جهانی به امنیت انرژی و اهمیت ثبات مسیرهای دریایی، از جمله تنگه هرمز، خواهان کاهش تنشها و بازگشت ثبات به منطقه است.
به نوشته نویسنده، پکن هرچند توانسته بخشی از فشارهای ناشی از بحران را از طریق ذخایر انرژی و تنوع بخشی به واردات مدیریت کند، اما تداوم تنش در مسیرهای دریایی میتواند بر اقتصاد جهانی و کشورهای مختلف تاثیرگذار باشد.
کورتونوف در عین حال تاکید میکند که ایران بازیگری مستقل در معادلات منطقهای است و تصمیمات تهران بر اساس ملاحظات و منافع ملی خود اتخاذ میشود.
به باور نویسنده، چین میتواند زمینه گفتوگو و کاهش تنش را تسهیل کند، اما توان تحمیل خواستههای یک جانبه آمریکا به ایران را ندارد.
در این تحلیل همچنین آمده است که واشنگتن تلاش میکند روند تحولات منطقهای به گونهای پیش نرود که موقعیت دیپلماتیک چین در خاورمیانه بیش از پیش تقویت شود. به همین دلیل، آمریکا مایل است هرگونه پیشرفت احتمالی درباره امنیت کشتیرانی یا کاهش تنش ها، در قالب همکاری مشترک قدرتها و نه ابتکار یک جانبه پکن، معرفی شود.
نویسنده در ادامه با اشاره به تعویق سفر ترامپ به چین مینویسد این دیدار قرار بود زودتر برگزار شود، اما ادامه بحران در خاورمیانه و پیچیدهتر شدن شرایط منطقه، زمان آن را تغییر داد. به اعتقاد وی، واشنگتن امیدوار بود پیش از این سفر دستاورد مشخص تری در مدیریت بحران داشته باشد، اما تداوم تحولات منطقهای باعث شد این دیدار در فضایی متفاوت برگزار شود.
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است که با وجود رقابت گسترده میان آمریکا و چین، موضوع امنیت انرژی و ثبات کشتیرانی از جمله حوزههایی است که دو کشور درباره اهمیت آن اشتراک نظر دارند؛ زیرا هرگونه اختلال طولانی مدت در تنگه هرمز میتواند پیامدهای اقتصادی گستردهای برای جهان به همراه داشته باشد.
بر همین اساس، نویسنده احتمال میدهد پکن و واشنگتن در سطحی محدود درباره ضرورت کاهش تنشها و حفظ امنیت دریانوردی مواضع مشترکی اتخاذ کنند؛ اقدامی که میتواند زمینه ساز تحرکات دیپلماتیک بیشتر در آینده باشد.
کورتونوف همچنین به احتمال نقش آفرینی چین در تسهیل روند گفتوگوها میان تهران و واشنگتن اشاره کرده و معتقد است روابط نزدیک پکن با بازیگران منطقهای میتواند به ایجاد فضای مناسبتر برای ادامه رایزنیهای سیاسی کمک کند.
در پایان این تحلیل تاکید شده است که هدف اصلی دیدار پکن، بیش از حل کامل اختلافات راهبردی میان آمریکا و چین، نشان دادن امکان مدیریت بحرانهای بین المللی از طریق گفتوگو و رایزنی میان قدرتهای بزرگ است؛ روندی که به گفته نویسنده، میتواند در کاهش تنشها و جلوگیری از گسترش بی ثباتی در منطقه موثر باشد.