کد خبر: 1354266
تاریخ انتشار: ۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۰
سیدعبدالله متولیان

بهای نفت نسبت به قبل از جنگ رمضان با رشد چشمگیر مواجه شده و پیش‌بینی می‌شود با افزایش تنش و درگیری از مرز ۱۲۰ دلار نیز بگذرد، رقمی که نه نتیجه گمانه‌زنی دلالان نفتی، که زاییده یک حقیقت راهبردی تازه است. «تنگه هرمز» بمبی است که ایران اینک چاشنی آن را کشیده است. نشریه آتلانتیک آن را «سلاح آخرالزمانی» ایران خواند، دیمیتری مدودف، معاون شورای امنیت روسیه، با صراحتی کم‌نظیر نوشت: «ایران سلاح‌های هسته‌ای خود را آزمایش کرده است. نامش تنگه هرمز است و پتانسیل آن پایان‌ناپذیر». اما فراتر از این تعابیر ژورنالیست آنچه در بیش از ۵۰ روز جنگ تحمیلی رمضان رخ داده، تولد یک «بمب ژئواستراتژیک» است، سلاحی که نه با اورانیوم که با جغرافیا و اراده مقاومت مردم ایران در کف خیابان مسلح شده است. 
از نهم اسفند ۱۴۰۴ ترامپ و ائتلاف متجاوزین با اتکا به ۲۰ مفروض غلط «توهم پیروزی سریع»، از برتری هوایی قاطع گرفته تا تصور فروپاشی زنجیره فرماندهی، آسمان ایران را آماج ۱۳ هزار حمله هوایی کردند، اما آنچه تا اینجا از این ماراتن نفس‌گیر رقم خورده، نه سقوط ایران، که رونمایی از یک ابرسلاح چندلایه و بی‌بدیل است که معادلات قدرت را برای همیشه بازنویسی کرده است. 
سلاحی که بمب اتم در برابرش کاملاً رنگ می‌بازد. قدرت تخریب بمب‌های متعارف، حتی هسته‌ای، محدود به شعاع انفجار (همراه با نفرت راهبردی) است، اما شعاع تخریب «ابربمب هرمز» کل کره زمین را در بر می‌گیرد. بستن این آبراه ۳۳ کیلومتری، ۲۰ درصد نفت جهان را از بازار حذف کرده و زنجیره تأمین انرژی آسیا را که ۸۰ درصد جریان تنگه را می‌بلعد، فلج می‌سازد و هزینه بیمه ریسک جنگی کشتی‌ها را بیش از ۲۵ برابر افزایش می‌دهد. جهان صنعتی در برابر این سلاح ژئواکونومیک به کلی برهنه و آسیب‌پذیر است. 
بمبی که پول خرج نمی‌کند، بلکه پول‌ساز است. بر اساس برآورد‌های رسمی، ایران با تبدیل تنگه هرمز به یک «گمرک دریایی»، سالانه بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار (معادل حدود ۲۵ درصد تولید ناخالص داخلی کشور) از محل عوارض عبور کشتی‌ها درآمد کسب خواهد کرد. در حالی که ترامپ و نتانیاهو با رویای تحریم و فشار اقتصادی به ایران حمله کردند، «بمب هرمز» با یک تیر چند نشان را هدف می‌گیرد: هم غرامت جنگی را از متجاوزان می‌ستاند، هم بودجه بازسازی و تقویت بنیه دفاعی کشور را تأمین می‌کند، و هم با دریافت عوارض به ریال و یوآن، طومار سلطه دلار را در هم می‌پیچد. 
بمبی که قدرت نرم ایران را به اوج می‌رساند. پروفسور رابرت پیپ از دانشگاه شیکاگو در تحلیلی که نیویورک تایمز آن را بازتاب داد، اذعان کرد که تسلط ایران بر تنگه هرمز، این کشور را به «چهارمین مرکز قدرت جهانی» در کنار امریکا، چین و روسیه ارتقا داده است. او هشدار داد که تداوم این وضعیت، «سلسله مراتب قدرت در خلیج فارس را به نفع ایران تغییر خواهد داد». اکنون جهان (به ویژه نظام سرمایه‌داری) به خوبی دریافته که «زلف امنیت اقتصادی و روانی» آن به تنگه هرمز گره خورده است. 
نکته نهایی اما، افق‌های تازه این ابرسلاح است. اگر فشار بر ایران ادامه یابد، تنگه هرمز تنها برگ برنده محور مقاومت نیست، جنبش انصارالله یمن صریحاً هشدار داده که تنگه باب‌المندب (دیگر شریان حیاتی انرژی جهان) را نیز خواهد بست. با مسدود شدن هم‌زمان این دو تنگه، اقتصاد غرب در محاصره‌ای ژئواکونومیک گرفتار خواهد شد که هیچ ناو هواپیمابری قادر به شکستن آن نیست. 
دن کیشوت متوهم قرن بیست و یکم، جنگی را آغاز کرد تا به بهانه خنثی کردن «بمب هسته‌ای فرضی و خیالی» ایران را نابود کند، اما غافل از اینکه «بمب ژئواکونومیک واقعی» ایران (تنگه هرمز) در انتظار او بود. اینک همه چیز تغییر کرده است، نبض اقتصاد جهانی در دستان پرقدرت محور مقاومت است، نه ایران، نه تنگه هرمز و نه قیمت انرژی به حال سابق باز نخواهد گشت. این جنگ ثابت کرد که در قرن جدید، قدرت یک ملت نه در زرادخانه‌های هسته‌ای که در توانایی آن در «گره زدن امنیت خود به امنیت جهان» نهفته است؛ و امروز کلید این قفل راهبردی، محکم در دستان ایران است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار