قاتلی که چهار سال قبل در مراسم عروسی مرتکب قتل شدهبود، پس از محکومیت به قصاص و دو بار پای چوبه دار رفتن، با تلاش تیم صلح و سازش و وساطت ریشسفیدان، به شرط پرداخت دیه از سوی اولیایدم بخشیده شد جوان آنلاین: قاتلی که چهار سال قبل در مراسم عروسی مرتکب قتل شدهبود، پس از محکومیت به قصاص و دو بار پای چوبه دار رفتن، با تلاش تیم صلح و سازش و وساطت ریشسفیدان، به شرط پرداخت دیه از سوی اولیایدم بخشیده شد.
شامگاه پنجشنبه، سیام دیماه سال ۱۴۰۰، مأموران کلانتری ۱۲۹ جامی از درگیری خونینی در یکی از تالارهای عروسی حوزه استحفاظی باخبر شدند و بلافاصله راهی محل شدند.
مأموران در تالار عروسی دریافتند لحظاتی قبل بین دو گروه از میهمانهای عروس و داماد درگیری شدیدی رخ دادهاست. در جریان این درگیری، پسر جوانی به شدت زخمی و برای درمان به بیمارستان منتقل شدهبود. مراسم جشن عروسی نیز به هم خورده بود و میهمانها وحشتزده تالار را ترک میکردند.
از زخمیشدن تا مرگ
در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت، تیم پزشکی بیمارستان خبر مرگ پسر جوان را بر اثر شدت جراحات وارده اعلام کرد.
بدین ترتیب، پرونده وارد مرحله تازهای شد. بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران همراه با تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل حاضر شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند.
تیم جنایی در بیمارستان با جسد پسر جوانی به نام «منصور» مواجه شدند. بررسیها نشان میداد او با ضربه یک جسم تیز به ناحیه گردن به قتل رسیدهاست.
معرفی قاتل توسط شاهدان
شاهدان حادثه، قاتل را پسر جوانی به نام «حمید» معرفی کردند. مأموران بلافاصله تعقیب وی را آغاز کردند. حمید چند روز بعد از حادثه، در مخفیگاهش شناسایی و بازداشت و به اداره پلیس منتقل شد.
اعتراف قاتل: مست بودم و از خودم دفاع میکردم
متهم در بازجوییها با اظهار پشیمانی به قتل اعتراف کرد، اما ادعا کرد در دفاع از خودش مرتکب قتل شدهاست.
او در توضیح ماجرا گفت: «ما از بستگان داماد بودیم که به مراسم عروسی دعوت شدهبودیم. همراه پدر و مادر و دیگر اعضای خانوادهام و فامیلهای نزدیک در مراسم بودیم. از طرفی بستگان عروس هم در تالار بودند. یکی از دوستان برادر عروس برای خانواده ما مزاحمت ایجاد کرد. البته هم من و دوستانم و هم طرف مقابل، همه مشروب خوردهبودیم و حالت عادی نداشتیم.»
مزاحمت برای مادر و اولین درگیری
وی ادامه داد: «آن پسر مزاحم به مادرم متلک پراند. من هم یقهاش را گرفتم و به او تذکر دادم. مشاجره لفظی ما شروع شد و نزدیک به درگیری فیزیکی بود که با میانجیگری میهمانها پایان یافت. پس از این مشاجره، من و برادرم و دوستانمان کنار هم بودیم و طرف مقابل هم نزدیک هم نشسته بودند.»
درگیری دوم بر سر جای پارک
قاتل گفت: «پدرم از من خواست خودرویش را که در کوچهای پارک کرده بودم، در مکان بهتری پارک کنم. خودرو را برداشتم و در جای خالی پارک کردم که دوباره میهمانهای عروس به من اعتراض کردند که چرا خودرویم را در محل پارک میهمانهای عروس پارک کردهام. صدای درگیری ما بلند شد. دوباره پدرم و بستگانم میانجیگری کردند و درگیری ما برای بار دوم هم ختم به خیر شد. همه به داخل تالار برگشتیم.»
لحظه مرگبار؛ چاقو به گردن منصور خورد
متهم در توضیح چگونگی قتل گفت: «ساعتی از میهمانی گذشته بود و همه مشغول رقص و پایکوبی بودند. من هم همراه بستگانم شروع به رقصیدن کردم. مست بودیم و حال خوبی نداشتیم. دوباره با میهمانهای عروس چشم در چشم شدیم. یکی از آنها به دوستم حین رقص تنه زد و مشاجره لفظی دوباره شروع شد. این بار میانجیگری بزرگان نتیجه نداد و درگیری ما فیزیکی شد.»
وی ادامه داد: «مراسم عروسی به هم ریخت. ما یکدیگر را کتک میزدیم که ناگهان چاقو از دست یکی از دوستانم روی زمین افتاد. بلافاصله چاقو را برداشتم. چند نفری به سمت من حملهور شدند. چاقو را به طرف آنها پرتاب کردم تا از خودم دفاع کنم و آنها به من نزدیک نشوند. متوجه نشدم چطور چاقو به گردن منصور اصابت کرد. فقط دیدم همه جا را خون گرفت. حتی لباسهایم خونی شد. از ترس فرار کردم.»
فرار و دستگیری
قاتل ادامه داد: «وقتی فهمیدم منصور به قتل رسیده، از تهران به شهر دیگری رفتم و تلاش کردم مخفیگاهم را تغییر دهم، اما در نهایت به دام مأموران گرفتار شدم. الان پشیمان هستم و از اولیایدم تقاضای بخشش دارم.»
محکومیت به قصاص
متهم پس از اعتراف و بازسازی صحنه قتل، راهی زندان شد. مدتی بعد پروندهاش به دادگاه کیفری یک استان فرستاده شد و وی برای محاکمه به دادگاه منتقل گردید.
متهم در دفاع از خود اظهار پشیمانی کرد، اما اولیایدم برای او درخواست قصاص دادند. قضات شعبه نیز او را به جرم قتل عمد به قصاص محکوم کردند.
رأی دادگاه پس از تأیید در دیوان عالی کشور، برای سیر مراحل اجرا به شعبه دوم اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران فرستاده شد.
پای چوبه دار؛ تلاش برای بخشش
وقتی پرونده قاتل روی میز قاضی شعبه قرار گرفت، تلاشهای تیم صلح و سازش برای جلب رضایت اولیایدم آغاز شد. مدتی بعد، متهم برای اجرای حکم پای چوبه دار رفت.
در حالی که طناب دار به گردن قاتل آویخته شدهبود، مددکاران زندان و واحد صلح و سازش وارد عمل شدند. اولیایدم به قاتل مهلت دادند و بدین ترتیب، حمید از چوبه دار فاصله گرفت و به سلولش بازگشت.
بخشش در آستانه دومین بار اعدام
پس از آن، جلسات صلح و سازش برگزار شد. قرار بود برای دومین بار قاتل پای چوبه دار برود که تلاشهای ریشسفیدان و بزرگان همراه با واحد صلح و سازش دادسرا نتیجه داد.
اولیایدم به دادسرا رفتند و اعلام کردند قاتل را به شرط پرداخت دیه میبخشند. بدین ترتیب، اولیایدم به قاتل زندگی دوباره دادند. وی پس از پرداخت دیه، به زودی از جنبه عمومی جرم در دادگاه محاکمه خواهد شد.